. و در سوگند غموس وفا به سوگند اصلاً امکان ندارد و بر کار خود ياد نمي‌شود:
خداوند متعال مي‌فرمايد : 
) وَلاَ تَتَّخِذُوا أيمَانَکُم دَخَلاً بَينَکُم فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعدَ ثُبُوتِهَا وَ تَذُوقُوا السُّوءَ بِمَا صَدَدتُم عَن سَبِيلِ اللهِ وَلَکُم عَذَابٌ عَظِيمٌ ((نحل : 94)

«سوگندهايتان رادر ميان خود وسيله نيرنگ و فساد نسازيد (و مردمان را به قسمهاي دروغ گول نزنيد و از راه راست بدر نکنيد اگر سوگند و قسم ياد کنيد و بدان وفا نکنيد اين امر) سبب مي‌شود که گامهاي ثابت، از جاي بلغزد و به سبب جلوگيري از راه خدا دچار بلا و بدي شويد و در آخرت عذاب بزرگي داشته باشيد».

طبري(ره) گويد :
«معني آيه )وَلاَ تَتَّخِذُوا أيمَانَکُم دَخَلاً بَينَکُم  اين است که : سوگندهاي خود را وسيلة فريب و خيانت در وفاي به پيمانهاي خود با کساني که پيمان بسته‌ايد، قرار ندهيد، تا آنان بدينوسيله به شما اطمينان کنند در حالي که شما در دل قصد خيانت داريد».[2] أه‍.
از عبدالله بن عمرو روايت است که پيامبر ص فرمود : (الکبائر : الإشراک بالله، و عقوق الوالدين، و قتل النفس، واليمين الغموس)[3] «گناهان کبيره عبارتند از : (شريک قرار دادن براي خدا، اذيت کردن والدين، کشتن کسي (به ناحق) و سوگند غموس».

از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (خمس ليس لهن کفارة : الشرک بالله عزوجل، و قتل النفس بغير حق، أو نهب مؤمن، أو الفرار من الزحف، أو يمين صابرة يقتطع بها مالا بغير حق)[4] «پنج گناه کفاره ندارد : شريک قرار دادن براي خداي عزوجل، کشتن کسي به ناحق، غارت کردن (مال) مؤمن، فرار از ميدان جنگ و سوگند غموسي که با آن مالي به ناحق گرفته شود».

سوگند منعقده و حکم آن:
سوگند منعقده سوگندي است که شخص براي تأکيد انجام يا ترک کاري آن را با قصد ياد مي‌کند، و بر آن مصمم است.

اگر به سوگندش وفا کرد گناهي بر او نيست، ولي اگر وفا نکرد، بايد کفاره بدهد، به دليل فرموده خداوند متعال:
) وَلَکِن يُؤَاخِذُکُم بِمَا کَسَبَت قُلُوبُکُم ( (بقره : 225)
«ولي شما را در برابرآنچه دلهايتان کسب کرده (واز روي اراده و اختيار بوده) مؤاخذه مي‌کند».

و مي‌فرمايد:
) وَلَکِنْ يُؤَاخِذُکُمْ بِمَا عَقَّدْتُمْ الأَيْمَانَ ((مائده : 89)
«ولي شما را در برابر سوگندهايي که از روي قصد و اراده خورده‌ايد مؤاخذه مي‌کند».
......................
[1]) صحيح : [ص. د 2789]، خ (6663/547/11).
[2]) تفسير الطبري (166/14).
[3]) صحيح : [ص. ج 4601]، خ (6675/555/11)، نس (89/7)، ت (5010/303/4).
[4]) حسن : [ص. ج 3247]، أ (220/68/14).ملاک در سوگند، نيت است

از عمر بن خطاب رض روايت است : از پيامبر ص شنيدم که مي‌فرمود : (إنما الأعمال بالنيات)[1] «قبول و صحت اعمال با نيت است».
پس هر کس بر انجام کاري سوگند بخورد و نيت کار ديگري را در دل داشته باشد، نيتش معتبر است نه لفظش :
از سويد بن حنظله روايت است : (خرجنا نريد رسول الله ص و معنا وائل بن حجر، فأخذه عدوله، فتحرج الناس أن يحلفوا، فحلفت أنا إنه أخي فخلي سبيله، فأتينا رسول الله ص فأخبرته أن القوم تحرجوا أن يحلفوا، و حلفت أنا إنه أخي، فقال : صدقت، المسلم أخو المسلم)[2] «به قصد ديدن پيامبر ص خارج شديم،وائلبن حجر هم با ما بود، يکي از دشمنان وائل، او را گرفت، مردم از سوگند خوردن براي او خودداري کردند، ولي من سوگند خوردم که او برادر من است، پس او را آزاد کرند. نزد پيامبرr آمديم، به او گفتم : مردي از سوگند خوردن براي وائل خودداري کردند، ولي من سوگند خوردم که او برادر من است، پيامبر ص فرمود : راست گفتي، مسلمان برادر مسلمان است».

زماني نيت شخص سوگند خورنده معتبر است که از او درخواست سوگند نشده باشد، أما اگر از او درخواست شود که سوگند بخورد، در اين صورت ملاک، نيت سوگند دهنده است:
از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (إنما اليمين علي نية المستحلف)[3] «سوگند بر مبناي نيت سوگنددهنده است».
همچنين از ابوهريره آمده که پيامبر ص فرمود : (يمينک علي ما يصدقک به صاحبک)[4] «سوگند تو برحسب نيتي است که طرف مقابلت (سوگند دهنده) دارد».
....................
[1]) متفق عليه : البخاري (1/9/1)، مسلم (1907/1515/3)، د (2186/284/6)، ت (1698/100/3)، جه (4227/1413/2)، نس (59/1).
[2]) صحيح : [ص. جه 17220]، جه (2119/15/6/1)، م (3239/82/9).
[3]) صحيح : [ص. جه 1723]، جه (2120/685/1)، م (165321 – 1274/73)، بدون «إنما».
[4]) صحيح : [ص. جه 1724]، م (1653/1274/3)، جه (2121/686/1)، د (3238/80/9)، ت (1365/404/2).مختصر فقه 
از 
أدلهء قرآن کريم و سنت صحيح

مؤلف: 
عبدالعظيم بن بدوي

مترجم:
عبد الله محمدياز عبدالله بن عمر(رض) روايت است که پيامبر ص فرمود : (بني الإسلام علي خمس شهادة أن لا إله إلا الله و أن محمدا رسول الله، وإقام الصلاة، وإيتاء الزکاة، و حج البيت وصوم رمضان)[1] «اسلام بر پنج پايه بنا شده است؛ شهادتين (گواهي دادن به اينکه معبود برحقي جز الله نيست ومحمد ص فرستادة اوست)، اقامه نماز، دادن زکات، حج خانه خدا، و روزه ماه رمضان».
.......................
[1]) متفق عليه : م (16 – 20 – 45/1)، اين لفظ مسلم است، خ (8/49/1)، ت (2736/119/4)، نس (107/8).شکستن سوگند بر اثر فراموشي يا خطا، گناه نيست

اگر کسي سوگند خورد که کاري را انجام دهد ولي از روي فراموشي يا خطا آن را انجام داد، گناهي بر او نيست:
به دليل فرموده خداوند متعال : ) رَبَّنَا لاَتُؤَاخِذنَا إن نَّسِينَا أو أخطَأنَا( «خداوندا! اگر فراموش کرديم يا خطا کرديم ما را بازخواست مکن» و در حديث آمده که خداوند فرمود : (نعم)[1] «دعايتان را قبول کردم».
........................
[1]) صحيح : [ص. نس 3588]، م (125/115/1).استثناء در سوگند

اگر کسي هنگام سوگند خوردن بگويد : إن شاء الله، استثناء کرده و گناهي بر او نيست : 
از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (قال سليمان ابن داود نبي الله لأطوفن الليلة علي سبعين امرأة کلهم تأتي بغلام يقاتل في سبيل الله، فقال له صاحبه أو الملک : قل إن شاء الله، فلم يقل و نسي فلم تأت واحدة من نسائه إلا واحدة جاءت بشق غلام)[1] «سليمان بن داود پيامبر خدا گفت : امشب با هفتاد تن از همسرانم همبستر مي‌شوم، تا هر يک از آنها پسري به دنيا بياورد که در راه خدا بجنگد، همراهش – ملائکه‌اي – به اوگفت : بگو إن شاء الله، ولي (سليمان) فراموش کرد و نگفت، پس هيچ يک از همسرانش بچه‌اي بدنيا نياورد مگر يک زن که او هم پسري ناقص به دنيا آورد» سپس پيامبر ص فرمود : (ولو قال إن شاء الله لم يحنث وکان درکا له في حاجته). «اگر مي‌گفت إن شاء الله حانث (سوگندش شکسته) نمي‌شد و نيازي برآورده مي‌شد».

از ابن عمر روايت است که پيامبر ص فرمود : (من حلف واستثني إن شاء رجع و إن شاء ترک غير حانث)[2] «هرکس سوگند خورد و استثنا کرد – گفت : إن شاء الله – اگر خواست به سوگندش عمل کند و اگر خواست آنرا ترک کند، بدون اينکه گنهکار شود».

کسي که بر انجام کاري سوگند خورد، سپس کار ديگري به نظرش بهتر آمد چه کار کند
از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (من حلف علي يمين فرأي غيرها خيرا منها، فليأت الذي هو خير وليکفر عن يمينه)[3] «هرکس بر انجام کاري سوگندخورد، سپس ديد که غير آن کار بهتر است، بايد آن کا