در فرضيهء امام زمان وتفاوت بزرگ آن با مهدى موعود

1-صفات مسيح منتظر وموعود يهوديان!
*شكنجهء مردگان
*محاكمه وقصاص همهء ملت ها بخاطر يهود وبه بردگى گرفتن آنها 
*كشتن دوسوم جهان
*ازدياد خيرات وانعام در عهد مسيح مورد پنداريهود
*روش حكومت مسيح مورد پنداريهود

2-صفات ورفتار امام زمان وتشابه آن با أعمال مسيح مورد پنداريهود
*امام زمان خدا را با زبان عبرى ميخواند !
* قيام قائم و جمع نمودن شيعيان از همه جا !!
*امام زمان و شكنجهء مردگان و تخريب مسجد الرسول!
*امام زمان وقتل اعراب مخصوصا قتل قريش 
*امام زمان وكشتن دو سوم بشر!
*امام زمان مورد پنداروتخريب خانهء كعبه ومسجد الحرام ومسجد النبى  
*امام زمان ودعوت به كتابى نو ودينى نو وحكمى جديد
*قيام امام زمان با تابوت يهود!
*چشمه هاى شير وآب خيالى براى امام زمان خيالى وسنگ موسى!
*امام زمان وحكم آل داود
*تفاوت عميق بين مهدى موعود وامام زمان ساختگى
*تشابهات رفتار وكردارمسيح دجال يهود وامام زمان اماميه
*رد بر مسيح دجال يهود
*رد بر باوراماميه در مورد امام زمان

أولا: عدم ثبوت ولادت اين امام زمان 
دوم: بيهودگى غيبت اين مهدى خيالى
سوم: هيچ منفعتى از وراء اين موهوم صورت نگرفته است
چهارم : چرا روحانيت اماميه اين دروغ خطرناك را ساخته وولادت اين معدوم را جعل كردند؟

از آنجائيكه نقد مبادى روحانيت در واقع نقد تمام خرافاتى است كه به نام دين مبين اسلام درجامعهء ما وجود دارد، ونقد وزدودن آن نه اينكه پاسخى مثبت به در خواست آقاى اميد ميباشد بلكه خدمتى شايان به دين وروشنگرى مهمى در ميان متدينين هم هست ، بنا براين اينجانب ميخواهم به ريشهء تاريخى يكى از اين پاسخ ها بپردازم كه در واقع عمود خيمهء خرافات بوده و بررسى علمى وقرآنى آن در واقع همهء خيمهء خرافات را برچيده وپرده داران اين افسانه هارا نيز از سلاحى خلع يد ميكند كه به نام آن بر آراء مردم وبر جامعه حكومت كرده ودمار از روزگار مردم در آورده اند ،

 ولهذا بى مناسبت نيست كه اين پاسخ ها با ميزان علمى بحث و بررسى اسناد تاريخى وعقيدتى كه در ميان مسلمين رايج بوده سنجيده شود تا حقيت داشتن ويا توطئه بودن وويرانگرى آن روشن شود،
 كه از قديم اين دستور طلايى براى قبول خبر  رايج بوده است كه "اذا كنت مدعيا فالدليل واذا كنت ناقلا فالصحة" =كه اگر مدعى چيزى هستى دليلت را نشان بده واگر ناقل آن هستى صحت سند ودرستى روايتت را ثابت كن،

و پر واضح است كه هر مسلمانى بايد معتقدات دينى خودرا از كتاب آسمانى خود قرآن كه تنها حجت الهى برزمين است أخذ نمايد چون هدايت الهى منحصر به قرآن است ، ولهذا خداوند قرآن را هادى وراهنماى مسلمين قرار داده است، وميفرمايد: " قل إن هدى الله هو الهدى"[2] :يعنى هدايت فقط هدايت خداوند است  وخود حضرت پيامبر نيز از آن پيروى ميكرده است ،" ان اتبع ما يوحى إلي..."[3]."قل انما اتبع ما يوحى إلي من ربي"[4]واز آنجا كه بعد از انبياء كسى بر مردم حجت نيست ،

در قرآن هيچ خبرى از اين امام زمان كذائى نيست مگر بزور تحريف آيات وتأويل آن بروش باطنيه كه در واقع جنگ با قرآن است ، واما آنچه در اخبار آحاد راجع به مهدى موعود آمده است هيچ ارتباطى با امام زمان ساخت روحانيت شيعه كه آنرا آلت دست خود جهت گمراهى مقلدانش قرار داده است ندارد، بلكه راجع به مصلحى[5] است كه از ذريهء حضرت رسول خواهد بود،كه به دين رسول اكرم عمل خواهد كرد نه اينكه دين تازه بياورد آنچنانكه كتب اماميه مدعى آنست كه مفصلا خواهد آمد،
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  اين مقاله درواقع نامه اى بود به آقاى منتظرى كه برايش فرستاده شد ودر جواب وعده داده شد كه آنرا جواب بدهند ولى تاحالا كه بيشتر از دو سال ميباشد از جواب خبرى نشد كه نشد! 
[2] بقره/120 وانعام/ 71 براى آگاهى بيشتر در اينمورد ميتوانيد به مقدمهء كتاب (تضاد مفاتيح الجنان با قرآن ) تأليف علامهء برقعى مراجعه نمائيد كه براى اولين بار وآنهم در خارج از ايران در اينترنت گذاشته ميشود www.isl.org.uk
[3] 15/يونس-10و50/الانعام-6
[4]  203 الاعراف-7 بگو من همانا فقط از آنچه به من وحى ميشود پيروى ميكنم 
[5] در صورتيكه اين امام زمان مورد پندار همچنانكه در صفحات آينده از خلال اعمال خواهيم ديد بزرگترين مفسد تاريخ مي‌باشد.ترديد در فرضيهء امام زمان و تفاوت بزرگ آن با مهدى موعود
 
آقاى منتظرى ميگويد كه :"اصل وجود امام زمان مورد ترديد نبوده تا بخواهيم از راه نواب چهارگانه آن را اثبات نمائيم، علاوه براينكه بوسيلهء براهينى كه دلالت ميكند برلزوم امامت عامه[1] در همه اعصار وزمانها به اثبات ميرسد بوسيلهء اخبار متواتره كه از پيامبر اكرم وائمهء معصومين[2] عليهم السلام نقل شده واز طريق فريقين روايت شده است وبه اثبات ميرسد، وبيش از سه هزار حديث[3] از طرق شيعه وسنى در بارهء آنحضرت در دسترس است به گونه اى كه اجمالا در حد تواتر است وموجب قطع ويقين مى باشد، شما ميتوانيد در اين زمينه به صحيح مسلم وسند احمد بن حنبل وجامع الوصول وكنزالعمان[4] وسنن ابن ماجه از كتب اهل سنت وغيبت نعمانى، غيبى شيخ طوسى، كمال الدين صدوق وبحار مجلسى از كتب شيعه مراجعه فرماييد.."

من نميدانم كه اين سخن هارا آقاى منتظرى از سر تقيه و تلبيس وفريبكارى گفته است؟  ويا واقعا از آراء وانديشهء ديگران بى خبر است؟ اما در مورد ترديد بر امام زمان همين كافى است كه در هيچ مذهبى اصولا پذيرفته نيست وآنرا خرافه اى مضحك بيش نميدانند كه  مخصوص اماميه است و همگى متفقند كه دست مكر تقيه پيشگان آنرا ساخته وپرداخته است، ليكن از آنجائيكه  الآن اين نظام بقول بانيش نظام وكشور امام زمان است بايد اين آراء را جدى گرفت، وقياس چنين شخصيت موهومى با احاديث مهدى مكرى بيش نيست، وحتى احاديث مهدى را نيز كم نيستند كسانى كه نپذيرفته وآنهارا رد نموده اند، از آنجمله مفتى سابق ورئيس محاكم شرعى قطر شيخ عبدالله بن زيد آل محمود تأليفى دارد به نام "لا مهدي ينتظر بعد النبي خير البشر" =بعد از پيامبر خيرالبشر نبايد به انتظار مهدى نشست، كه در آن ميگويد سبب نشأت خرافهء مهدى موهوم شيعيان هستند كه درهرزمان ومكانى جنجالى بپا ميكنند وعوام را ميفريبند، واين بر خلاف ادعاء منتظرى است  كه ميگويد احاديث امام زمان در صحيح مسلم و بين فريقين  متفق عليه است، يعنى حتى در ميان اهل سنت نيز متفق عليه نيست تا چه برسد بين فريقين، بگذريم از اينكه مهدى موعود اصولا غير از امام زمان مورد بحث وسؤال وجواب است،  وشيخ عبدالله در كتاب مذكور ميگويد بعضى از اخبار ميگويد كه مهدى همان منصور دوانيقى است كه گويا بنى عباس در جعل ووضع اينگونه احاديث دست داشته اند، وبرنامه هاى سياسى آنها تقاضاى چنين دروغهايى را روشن ميكند،[5] 

اما دانشمندانى كه احاديث مهدى –بگذريم از روايات امام زمان كه يكى از  بزرگترين وخطرناكترين دروغها درتاريخ اسلام است- رابطور كلى كذب وجعل دانسته اند كم نيستند، مثل دانشمند شهيرومعاصر پاكستانى مولانا 