خشها و پاره‌ها . « مُتَجَاوِرَاتٌ » : كنار هم . نزديك به هم . « قِطَعٌ مُتَجَاوِراتٌ » : مراد قطعه‌هاي مختلف و متفاوت زمين است . « زَرْعٌ » : كشت . مصدر است و در اينجا به معني كشتزارها است . « صِنْوانٌ » : جمع صِنْو ، همگون . يك‌پايه . « غَيْرُ صِنْوانٍ » : مختلف . دوپايه . « صِنْوانٌ وَ غَيْرُ صِنْوانٍ » : درختاني كه بيخ جداگانه دارند و مستقلّ از درختان همنوع خود هستند . يا اين كه : درختان همگون و همسان ، و درختان مختلف و متفاوت . اين معاني در صورتي است كه واژه ( صِنْوان ) را تنها صفت ( نَخيل ) بدانيم . امّا اگر ( صِنْوان ) را به سبب عطف ، صفت ( نَخيل ) و ( زَرْع ) و ( جنّات ) بشمار آوريم ، يا اين كه آن را خبر مبتداي محذوف ، مانند ( كلّ ) بدانيم معني ( صِنْوانٌ وَ غَيْرُ صِنْوانٍ ) عبارت خواهد بود از : درختان يك‌پايه و درختان دوپايه مصطلح در گياه‌شناسي . بدين معني كه : برخي از درختان و گياهان ، ماده نرينه در يك درخت يا بوته ، و ماده مادينه در يك درخت يا بوته ديگري است ، و آنها را يك‌پايه مي‌گويند ، مانند درخت خرما . برخي از درختان و گياهان هم ، ماده نرينه و ماده مادينه هر دو بر يك درخت يا بوته است كه بيشتر درختان و گياهان بدين صورت بوده و آنها را دوپايه مي‌نامند . حال ممكن است نرينه و مادينه در يك گل باشند ، مانند بوته پنبه ، و يا اين كه هر يك در گل جداگانه‌اي باشند ، از قبيل بوته كدو . « يُسْقي‌ » : آبياري مي‌گردند . نائب فاعل ضمير ( هُوَ ) است كه به كلّ واحدي از ( قِطَعٌ ، جنّاتٌ ، زَرْعٌ ، نَخيلٌ ) برمي‌گردد . « الأُكُلِ » : آنچه خورده مي‌شود . دانه و ميوه ( انعام‌ / 14 ، سبأ / 16 ) .‏
 
آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَئِذَا كُنَّا تُرَاباً أَئِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ الأَغْلاَلُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! از چيزي ) اگر بايد در شگفت بماني ، شگفت‌انگيز ( ترين چيز ) سخن ايشان است كه مي‌گويند : آيا هنگامي كه خاك شديم ، آيا دوباره ( زنده مي‌گرديم و ) آفرينش تازه‌اي پيدا مي‌كنيم ؟ آنان كسانيند كه به پروردگارشان ايمان ندارند ، و غلّها و زنجيرها به گردنهايشان مي‌افتد و دوزخيانند و در آتش جاودانه مي‌مانند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِن تَعْجَبْ . . . » : اگر بايد از چيزي در شگفت شد ، شگفت‌انگيزترين چيز سخن ايشان است كه . « خَلْقٍ جَديدٍ » : آفرينش تازه . حيات دوباره . آفريده نو . « الأغْلالُ » : جمع غُلّ ، طوق آهنين ( نگا : اعراف‌ / 157 ) . « الأغْلالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ » : اشاره به وضع اسفناك آنان در جهنّم است ( نگا : غافر / 71 ، حاقّه‌ / 30 و 32 ) .‏
 
آيه  154
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبيلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاء وَلَكِن لاَّ تَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و به كساني كه در راه خدا كشته ميشوند مرده مگوئيد ، بلكه آنان زندهاند ، وليكن شما ( چگونگي زندگي ايشان را ) نميفهميد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَمْوَاتٌ » : مردگان . « أَحْيَآءٌ » : زندگان . واژههاي اموات و احياء ، خبر مبتداي محذوف بوده و تقدير چنين است : هُمْ أَمْوَاتٌ بَلْ هُمْ أَحْيَآءٌ . « لا تَشْعُرُونَ » : احساس نميكنيد . نميفهميد . پي نميبريد .‏
 


<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1991.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:1992.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:1993.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:1994.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:1995.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:1996.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:1997.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:1998.txt">آيه  13</a></body></html>آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَقَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِمُ الْمَثُلاَتُ وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِّلنَّاسِ عَلَى ظُلْمِهِمْ وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ الْعِقَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! گمراهي ، مشركان را بدانجا كشانده است كه آنان تمسخركنان ) از تو بخواهند كه بدي ( و بلائي كه از سوي خدا ايشان را از آن مي‌ترساني ) پيش از خوبي ( و نعمتي كه از سوي خدا بديشان مژده آن را مي‌رساني ) بدانان رسد ! و حال آن كه عذابهاي درهم كوبنده و خواركننده قبل از ايشان بوده است و ( بر سر گذشتگان آمده است و طومار حيات افراد كافر چون ايشان را در هم نورديده است . ) پروردگار تو نسبت به مردم با وجود ستمهائي كه ( با انجام گناه به خود ) مي‌كنند بخشنده است ( و در عذابشان شتاب روا نمي‌دارد ) و پروردگار تو داراي كيفر سخت است ( و عقوبت او در انتظار گناهكاراني است كه در انجام معاصي پافشاري مي‌كنند و از راه اهريمن به راه خدا برنمي‌گردند و از نيكيها اندوخته‌اي برنمي‌بندند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« السَّيِّئَةِ » : بدي . مراد بلا و عذاب است . « الْحَسَنَةِ » : خوبي . مراد نعمت و رحمت است . « الْمَثُلاتُ » : جمع مَثُلَة ، كيفر سخت ، عقوبت رسوا كننده . « عَلَيا ظُلْمِهِمْ » : با وجود ستمگري و بزهكاري ايشان . جار و مجرور در موضع حال است . حرف ( عَلي ) به معني ( مَعَ )  ( نگا : بقره‌ / 177 ، عَلي حُبِّهِ ) .‏
 
آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْلا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كافران مي‌گويند : كاش ! معجزه‌اي ( از معجزات پيشنهادي ما ) از سوي پروردگارش بر او ( كه خويشتن را خاتم‌الانبياء مي‌خواند ) نازل مي‌شد ،  ( و پيغمبريِ محمّد را براي ما ثابت مي‌كرد . آخر قرآن و كارهاي ديگري كه از او ديده مي‌شود ، ما را قانع نمي‌كند . تازه اگر ما را قانع هم بكند ، ما تنها چيزهائي را مي‌پسنديم كه خودمان پيشنهاد مي‌كنيم . اي محمّد ! ) تو تنها بيم‌دهنده‌اي ( و پيغمبري ، و بر رسولان پيام باشد و بس ، ) و هر ملّتي راهنمائي ( از ميان سائر پيغمبران ) دارد ( و تو چيز نوظهور و بي‌سابقه‌اي نمي‌باشي ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ءَايَةٌ مِّن رَّبِّهِ » : معجزه‌اي بزرگ از سوي پروردگارش . مراد معجزه يا معجزاتي است كه خودشان از روي عناد مي‌خواستند . مثل كوه صفا را طلا كردن ، برداشتن برخي از كوهها و تبديل آنها به گلزارها و كشتزارها ، و . . .  ( نگا : اسراء / 90 - 93 ) . « لِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ » : مراد از ( هادٍ ) پيغمبر هر قوم ، كتاب آسماني هر يك از انبياء ، ذات ذوالجلال ، پيروان مبلِّغ انبياء ، و محمّد مصطفي مي‌تواند باشد .‏
 
آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ اللّهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنثَى وَمَا تَغِيضُ الأَرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ وَكُلُّ شَيْءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خدا مي‌داند كه هر زني ( در شكم خود ) چه چيز حمل مي‌كند ( و بار او پسر يا دختر است ، و وضع جسماني و روحاني ، و كيفيّت و كميّت استعدادها و نيروهاي بالقوّه در او چگونه است ) ، و مي‌داند كه رحمها از چه چيز مي‌كاهند و بر 