 سبب تمسّك ) به حق ( به هنگام داوري ) دادگري مي‌نمودند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أُمَّةٌ » : گروه فراواني . مراد از اين گروه زياد ، عُقَلائي است كه در زمان موسي گوساله‌پرستي نكردند و در برابر سُفَهاء قرار داشتند ، و يا اين كه مراد عدّه‌اي از اصحاب پيغمبر است كه در صدر اسلام آئين اسلام را پذيرفتند . « بِهِ » : به حق . « يَعْدِلُونَ » : دادگري مي‌كنند .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1309.txt">آيه  160</a><a class="text" href="w:text:1310.txt">آيه  161</a><a class="text" href="w:text:1311.txt">آيه  162</a><a class="text" href="w:text:1312.txt">آيه  163</a></body></html>آيه  160
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْبَاطاً أُمَماً وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْناً قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ وَظَلَّلْنَا عَلَيْهِمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بني‌اسرائيل را به دوازده قبيله و شاخه تقسيم كرديم ، و هنگامي كه آنان از موسي تقاضاي آب كردند ، به موسي وحي كرديم كه با عصاي خود بر سنگ بزن . به ناگاه دوازده چشمه از آن سنگ بيرون جوشيد . هر دسته‌اي از مردمان با آبشخور خود آشنا شد ( و هيچ قبيله‌اي مزاحم قبيله ديگري نگرديد ) و ابر را سايبان ايشان كرديم ( و بدين‌وسيله آنان را از گرماي سوزان بيابان محفوظ داشتيم ) و ترنجبين و بلدرچين نصيب ايشان كرديم ( و بدانان گفتيم : ) از چيزهاي پاكي بخوريد كه روزي شما كرده‌ايم .  ( ولي آنان در حق اين نعمتها ناشكري كردند و ستم ورزيدند ) امّا به ما ستم نكردند بلكه به خودشان ستم نمودند ( و زيان ناسپاسي متوجّه خودشان گرديد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قَطَّعْنَاهُمْ » : آنان را تقسيم كرديم . « أَسْبَاطاً » : جمع سِبْط ، نوادگان . مراد قبائل است و هر قبيله‌اي از نسل مردي . بدل است‌ ؛ نه تمييز . واژه ( أَسْباط ) گاهي در معني مفرد يعني قبيله استعمال شده است ، همان گونه كه ( أَنصار ) براي گروه ويژه‌اي از اصحاب ، عَلَم شده است . در اين صورت مي‌توان ( أَسْباطاً ) را تمييز بشمار آورد . « أُمَماً » : جماعت . گروه . بدل دوم ( اثْنَتَيْ عَشْرَةَ ) يا عطف بيان يا بدل ( أَسْباطاً ) است . « إِنبَجَسَتْ » : برجوشيد . فوّاره زد ( نگا : بقره / 60 ) . « مَشْرَب‌ » : آبشخور . « ظَلَّلْنا » : سايبان كرديم . « غَمَام‌ » : ابر . « مَنّ » : ترنجبين . گزنگبين . « سَلْوَيا » : پرنده بلدرچين . سُماني ( نگا : بقره / 57 ) .‏
 
آيه  96
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَن يُعَمَّرَ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و آنان را حريصترين مردم بر زندگي ( اين دنيا ) خواهي يافت ، حتّي طمعكارتر از مشركان ( كه به زندگي دوباره و بهشت و دوزخ ايمان ندارند . لذا ) هر يك از آنان دوست دارد هزار سال عمر كند ، در حالي كه اگر اين عمر ( طولاني ) بدو داده شود ، او را از عذاب به دور نميدارد . و خداوند نسبت بدانچه انجام ميدهند ، بينا است ( و ستمگران را به پاداش كارهاي ناشايستشان ميرساند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَتَجِدَنَّهُمْ » ، هر آينه ايشان را خواهي يافت . « حَيَاةٍ » : زندگي . نكرهآمدن آن براي اطلاق است . يعني هر زندگياي كه باشد ، خوب يا بد ، محترمانه يا رذلانه . و . . . « وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا » : عطف بر ماقبل است بر حسب معني . در ( أَحْرَصَ ) حرف ( مِنْ ) مقدّر است . همچنين ميتوان واژه ( أَحْرَصَ ) را پيش از ( مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا ) محذوف دانست . در هر حال ذكر خاصّ بعد از عام است و بيانگر تأكيد حرص يهوديان بر زندگي دنيا است ، و سرزنش و تهديد ايشان را در بردارد . « يُعَمَّرُ » : عمر داده شود . زيست كند . « أَلْفَ » : هزار . « مُزَحْزِح » : دوركننده .‏
 
آيه  161
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُواْ هَذِهِ الْقَرْيَةَ وَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُواْ حِطَّةٌ وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّداً نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئَاتِكُمْ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( به ياد آوريد ) آن گاه را كه بديشان گفته شد : در اين شهر ( بزرگي كه پيغمبرتان موسي برايتان نام برده است ) سكونت گزينيد و هرگونه كه مي‌خواهيد و هرچه كه لازم داريد ( از خوراكيها و ميوه‌هاي آنجا ) بخوريد و بگوئيد : خداوندا ! از گناهان ما درگذر ، و از دروازه ( آن شهر ) با خشوع و خضوع وارد شويد تا گناهان شما را بيامرزيم . ما به نيكوكاران ( از عفو و مغفرت ) فزونتر مي‌بخشيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« حِطَّةٌ » : زدودن . برطرف‌كردن ( نگا : بقره / 58 ) . « سُجَّداً » : فروتنانه ( نگا : بقره / 58 ) .‏
 
آيه  162
‏متن آيه : ‏
‏ فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِجْزاً مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُواْ يَظْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏سپس ستمگران ( از فرمان خدايشان سرپيچي كردند و ) گفتاري را كه بدانان گفته شده بود ديگر كردند و دگرگون گفتند ؛ پس در برابر سرپيچي و تمرّدشان ، از آسمان بر آنان عذابي فرستاديم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« رِجْزاً » : عذاب . عقوبت .  ( نگا : بقره / 59 ) .‏
 
آيه  163
‏متن آيه : ‏
‏ واَسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَيَوْمَ لاَ يَسْبِتُونَ لاَ تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏از آنان درباره ( سرگذشت اهالي ) شهر ( ايله ) كه در ساحل دريا بود بپرس .  ( به ياد بياورند ) هنگامي را كه آنان ( در روز شنبه از حدود و مقرّرات خدا ) تجاوز مي‌كردند . همان هنگام كه ماهيانشان روز شنبه به سويشان مي‌آمدند ( روي آب ) و خودنمائي مي‌كردند ، امّا در غير روز شنبه به سويشان نمي‌آمدند ( و اين هم آزمايشي از سوي خدا بود ) . به همين منوال آنان را پيوسته به سبب فسق و فجور دائمي و مستمرّشان ( با آزمونهاي گوناگون ) مي‌آزموديم ( تا نيكوكاران پاك‌سيرت از بدكاران بد طينت جدا و مشخّص شوند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَنِ الْقَرْيَةِ » : درباره شهر و اهل شهر . « حَاضِرَةَ الْبَحْرِ » : مشرف بر دريا . كنار دريا . « يَعْدُونَ » : تجاوز مي‌كردند . ستم مي‌نمودند . « حِيتَان‌ » : جمع حُوت ، ماهيها . « شُرَّعاً » : جمع شارع به معني نزديك و نمايان . سربرافراشته . پياپي . حال است « تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ . . . شُرَّعاً » : ماهيهاي آن نواحي روي آب خودنمائي مي‌كردند . ماهيهاي آنجا از آب سر به در مي‌آور