. بيزار . در اصل مصدر است .‏
 
سوره زخرف آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بجز آن معبودي كه مرا آفريده است .  ( او را خواهم پرستيد ) چرا كه او مرا ( به راه حق ) رهنمود خواهد كرد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَطَرَنِي‌ » : مرا از نيستي به هستي آورده است . « سَيَهْدِينِ » : مرا هدايت خواهد كرد . ياء ضمير حذف شده است . فعل مضارع با وجود حرف استقبال ، در اينجا براي استمرار حال و آينده است . چرا كه همين واژه در سوره شعراء ، آيه 78 بدون آن آمده است و قصّه يكي است .‏
 
سوره زخرف آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ابراهيم توحيد را به عنوان شعار يكتاپرستي در ميان قوم خود باقي گذاشت ، تا اين كه ايشان ( بدان ايمان آورده و ) برگردند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« جَعَلَهَا » : مرجع ضمير فاعلي فعل ( جَعَلَ ) خدا يا ابراهيم است . ضمير ( ها ) به كلمه توحيد ، يعني ( لآ إِلهَ إِلاَّ اللهُ ) برمي‌گردد كه مفهوم از مجموع ( الَّذِي فَطَرَنِي ) و ( إِنَّنِي بَرَآءٌ مِّمَّا تَعْبُدُونَ ) است . يا اين كه مرجع ( هذِهِ الْمَقَالَة ) است كه از فحواي كلام پيدا است .‏
 
سوره زخرف آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ بَلْ مَتَّعْتُ هَؤُلَاء وَآبَاءهُمْ حَتَّى جَاءهُمُ الْحَقُّ وَرَسُولٌ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( مشركان اميد ابراهيم را برآورده نكردند و برنامه‌اش را پياده ننمودند و من هم در عقوبت ايشان عجله‌اي نكردم ) بلكه من اينان و پدرانشان را از مواهب دنيا بهره‌مند ساختم تا ( قرآن فراخواننده مردمان به ) حق ( و حقيقت ) ، و پيغمبر روشنگري به نزدشان آمد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَتَّعْتُ » : بهره‌مند ساختم . مهلت دادم . « الْحَقُّ » : حقيقت . مراد قرآن است . « مُبِينٌ » : روشنگر و بيانگر . واضح و روشن . يعني پيغمبري كه رسالتش ثابت و روشن است . مراد حضرت محمّد است .‏
 
سوره زخرف آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا جَاءهُمُ الْحَقُّ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ وَإِنَّا بِهِ كَافِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه قرآن به پيش ايشان آمد ، گفتند : اين جادو است و ما بدان باور نداريم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْحَقُّ » : قرآن ( نگا : زخرف‌ / 29 و 31 ) .‏
 
سوره زخرف آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِّنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفتند : چرا اين قرآن بر مرد بزرگواري از يكي از دو شهر ( مكّه و طائف ) فرو فرستاده نشده است‌ ؟ !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« رَجُلٍ » : مرد بزرگوار . مرادشان مردي سرشناس و ثروتمند است . هرچند منظورشان چه بسا شخص معيّني نباشد ، ولي اغلب گفته‌اند مرادشان وليد پسر مغيره مخزومي از مكّه ، و عروه پسر مسعود ثقفي از طائف بود . « الْقَرْيَتَيْنِ » : دو شهر . مرادشان مكّه و طائف بود .‏
 
سوره زخرف آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَّعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضاً سُخْرِيّاً وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا آنان رحمت پروردگار تو را تقسيم مي‌كنند ( و كليد رسالت را به هر كس كه بخواهند مي‌سپارند ؟ ) . اين مائيم كه معيشت آنان را در زندگي دنيا ميانشان تقسيم كرده‌ايم . و برخي را بر برخي ديگر برتريهائي داده‌ايم ، تا بعضي از آنان بعضي ديگر را به كار گيرند ( و به يكديگر خدمت كنند ) . و رحمت پروردگارت از تمام آنچه جمع‌آوري مي‌كنند بهتر است ( كه نبوّت است و نبوّت از همه مقامات برتر است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« رَحْمَة » : در رسم‌الخطّ قرآني با تاء كشيده نوشته شده است . « مَعِيشَتَهُمْ » : قوت زندگي ايشان ، از قبيل : خوردني و نوشيدني . « دَرَجَاتٍ » : مراتب . مراد تفاوت در استعدادها و لياقتها و اعمال و ارزاق است . « سُخْرِيّاً » : مسخّر . زير فرمان . به كار گرفته شده . منسوب به ( سُخْرَه ) است . « لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضاً سُخْرِيّاً » : تسخير در اينجا به معني بهره‌كشي ظالمانه نيست ، بلكه منظور به كار گرفتن عموم مردم براي خدمت به يكديگر و چرخاندن زندگي تعاوني و ايجاد نظم در اجتماع است . چرخش زندگي و نظم بدون تفاوتها امكان‌پذير نيست . همه انسانها آزادند و بايد نيروهاي متفاوت و خلاّق خود را به كار گيرند و نبوغ جوراجور خود را شكوفا سازند و از نتايج فعّاليّتهاي خويش بي‌كم و كاست بهره گيرند و در رفع نارسائيها بكوشند . انسانها همچون ظروف يكدستي نيستند كه در يك كارخانه ، يك شكل و يك نواخت و يك اندازه و با يك نوع فايده ، ساخته شده باشند . همچنين انسانها مانند پيچ و مهره‌هاي يك ماشين هم نيستند كه سازنده مربوطه آنها را تنظيم كرده باشد و به گونه اجبار به كار معيّن خود ادامه دهند . بلكه انسانها در عين تفاوت استعدادها و لياقتها ، آزادي اراده و مسؤوليّت دارند . اگر جز اين بود ، زندگي براي انسانها ناممكن مي‌گرديد . « رَحْمَةُ » : مراد نبوّت ، و سعادت دارين مترتّب بر آن است .‏
 
سوره آل عمران آيه  114
‏متن آيه : ‏
‏ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُوْلَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏به خدا و روز رستاخيز ايمان دارند و ( مردمان را ) به كار نيك ميخوانند و از كار زشت باز ميدارند و در انجام اعمال شايسته و بايسته بر يكديگر سبقت ميگيرند ، و آنان از زمره صالحانند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يُسَارِعُونَ » : بر همديگر پيشي ميجويند .‏
 
سوره زخرف آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْلَا أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِّن فَضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر ( بهره‌مند شدن كفّار از انواع مواهب مادي ) سبب نمي‌شد كه همه مردم ( تمايل به كفر پيدا كنند و در گمراهي ) ملّت واحدي گردند ، ما براي كساني كه به خداوند مهربان باور نمي‌داشتند خانه‌هائي با سقفهائي از نقره فراهم مي‌آورديم ، و براي آنان پلّه‌ها و نردبانهاي سيمين ترتيب مي‌داديم كه از آنها بالا روند .  ( چرا كه نعمت چندروزه حيات بي‌ارزش است و در مقابل نعمت جاويدان آخرت چيزي به حساب نمي‌آيد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أُمَّةً » : ملّت . مراد ملّت گمراه و بي‌دين است . « سُقُفاً » : جمع سَقْف ، آسمانه خانه . پوشش بالاي اطاق . « فِضَّةٍ » : نقره . « مَعَارِجَ » : جمع مَعْرَج ، پلّه . نردبان . بالارو . « يَظْهَرُونَ » : بالا روند . بر شوند .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4892.txt"> آيه  34</a><a class="text" href="w:text:4893.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:4894.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:4895.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:4