 با توجّه بدين معني ، واژه ( اللهُ ) مبتدا و خبر آن محذوف است و تقدير چنين است : اللهُ أَكْبَرُ شَهادَةً . « شَهِيدٌ » : گواه . خبر ( اللهُ ) يا ( هُوَ ) محذوف است . « مَن بَلَغَ » : هر كه قرآن بدو برسد . واژه ( مَنْ ) عطف بر ضمير ( كُمْ ) و فاعل ( بَلَغَ ) هُوَ است كه به قرآن برمي‌گردد و عائد محذوف است . تقدير چنين است : وَ مَن بَلَغَهُ الْقُرْءَانُ . « ءَالِهَةً » : جمع إِله ، خدايان . « بَرِي‌ءٌ » : بيزار .‏
 
آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُواْ بَقَرَةً قَالُواْ أَتَتَّخِذُنَا هُزُواً قَالَ أَعُوذُ بِاللّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( به ياد آوريد ) آن هنگامي را كه موسي به قوم خود ( كه در ميانشان قتلي رخ داده بود و قاتل شناخته نميشد ) گفت : خدا به شما دستور ميدهد كه گاوي را سر ببريد ( تا كليد شناخت قتل شود . ولي ايشان اين كار را عجيب پنداشتند و ) گفتند : آيا ما را مسخره ميكني ؟ گفت : به خدا پناه ميبرم از اين كه جزو نادانان باشم ( و مردم را ريشخند نمايم و به مسخره گيرم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَقَرَةً » : گاو . بقرة ، واحد بَقَر است كه اسم جنس است ( نگا : بقره / 70 ) . « هُزُواً » : سخريّه . بازيچه . مصدر و به معني اسم مفعول ، يعني مَهْزُوءً است . مانند خَلْق به معني مَخْلُوق ( نگا : لقمان / 11 ) و صَيْد به معني مَصيد ( نگا : مائده / 94 و 95 ) .‏
 
آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمُ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كساني كه كتاب آسماني بدانان داده‌ايم ( يعني يهوديان و مسيحيان ) او را ( كه محمّد نام و پيغمبر خاتم است و صفات او در كتابهايشان مذكور است ، خوب ) مي‌شناسند ، همان گونه كه فرزندان خود را مي‌شناسند . كساني كه ( سرمايه وجود ) خود را از دست داده‌اند ( زيانكارند و بدانچه پي مي‌برند اقرار نمي‌كنند و ) ايمان نمي‌آورند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَعرِفُونَهُ » : پيغمبر را از روي صفات مذكور او در كتابهاي آسماني ، و بينش و نگرش عقلاني مي‌شناسند .‏
 

آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏چه كسي ستمكارتر از كسي است كه بر خدا دروغ مي‌بندد ( و فرزند و انباز براي او قرار مي‌دهد و چيزهاي نارواي ديگر بدو نسبت مي‌دهد ؟ ) يا دلائل ( دالّ بر يگانگي خدا و صدق انبياء ) او را تكذيب مي‌نمايد ( و آيات قرآن و معجزات پيغمبران را باور نمي‌دارد و ناديده مي‌انگارد ؟ ) . مسلّماً ستمكاران رستگار نمي‌شوند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِفْتَرَيا » : به هم بافت . دروغ بست . « ءَايَاتِ » : دلائل . معجزات . آيات قرآن .‏
 
آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَيْنَ شُرَكَآؤُكُمُ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( براي آنان بيان كن چيزي را كه در روز قيامت رخ مي‌دهد ) . آن روزي كه همه آنان را جمع مي‌كنيم و سپس به كساني كه ( انبازاني براي خدا قرار داده‌اند و بدو ) شرك ورزيده‌اند مي‌گوئيم : انبازاني كه گمان مي‌برديد كجايند ( تا چنين معبودهاي دروغين در اين عرصه وحشتناك به فريادتان رسند ) ؟ !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« نَحْشُرُهُمْ » : ايشان را گرد مي‌آوريم .‏
 
آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ لَمْ تَكُن فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ وَاللّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏سپس عاقبت كفر آنان چيزي جز اين نيست كه مي‌گويند : به خداوندي كه پروردگار ما است سوگند كه ما مشرك نبوده‌ايم !  ( و هرگز جز تو را نپرستيده‌ايم ! ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فِتْنةُ » : كفر . آزمايش . عذاب . مراد سرانجام كفر ، نتيجه آزمايش ، و پايان محنت شديدشان در قيامت است .‏
 آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ انظُرْ كَيْفَ كَذَبُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بنگر كه چگونه با خويشتن نيز دروغ مي‌گويند ، و نشاني از شركاء و انبازاني نماند كه آنان به هم مي‌بافتند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أُنظُرْ » : بنگر . مراد اين است كه دقّت كن و با چشم عقل ببين . « ضَلَّ عَنْهُمْ » : از ايشان ناپديد گرديد .  ( ضَلَّ ) در اينجا به معني ( غابَ ) است .‏
 
آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْراً وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا حَتَّى إِذَا جَآؤُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏برخي از آنان ( به هنگام تلاوت قرآن ) به تو گوش فرا مي‌دهند ولي ( نه براي فهميدن آن و هدايت بدان ، بلكه براي طعنه‌زدن و ريشخند كردن آن . بدين سبب ايشان را از فايده عقل و گوش محروم كرده‌ايم و گوئي كه ) ما بر دلهايشان پرده‌ها افكنده‌ايم تا آن را نفهمند و در گوشهايشان كري قرار داده‌ايم ( تا نداي آسماني قرآن را نشنوند ) . اگر آنان همه دلائل و نشانه‌هاي حق را هم ببينند بدان باور نمي‌دارند و ايمان نمي‌آورند . تا آنجا كه وقتي براي مجادله به پيش تو مي‌آيند مي‌گويند : اينها ( كه تو بر ما مي‌خواني ) جز افسانه‌هاي پيشينيان چيز ديگري نيست .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَكِنَّةً » : جمع كِنان ، پرده‌ها . « أَن يَفْقَهُوهُ » : اين كه آن را بفهمند و درك كنند . « وَقْراً » : سنگيني . كري . « ءَايَةٍ » : دليل . معجزه . نشانه . « يُجَادِلُونَكَ » : با تو مجادله مي‌كنند . حال است و به معني ( مُجادِلينَ ) است . « أَسَاطِيرُ » : جمع أُسْطُورَة ، افسانه‌ها . مراد خرافات و اباطيل است ( نگا : فرقان / 5 ) .‏
 
آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَيَنْأَوْنَ عَنْهُ وَإِن يُهْلِكُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آنان ( ديگران را ) از قرآن باز مي‌دارند و خود نيز از آن دوري مي‌گزينند ( و لذا نه خودشان از قرآن سود مي‌برند و نه مي‌گذارند مردم از آن سود ببرند ! به سبب چنين كاري ) آنان جز خويشتن را هلاك نمي‌نمايند ( و تنها خودشان زيان مي‌بينند ) ولي ( زشتي عمل خود و فرجام بد آن را ) درك نمي‌كنند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَنْهَوْنَ » باز مي‌دارند . « يَنْأَوْنَ » : دوري مي‌گزينند .‏
 
آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر تو ( اي محمّد ! ) آنان را مشاهده كني بدان گاه كه ايشان را ( در كنار ) آتش دوزخ نگاه مي‌دارند ( و هراس جهنّم ايشان را برداشته است ، منظره‌هاي وحشت‌انگيزي را مي‌بي