می دیدند.(2) و خود بر ظرف آبی معوذتین را می خواندند سپس امر می کرد که بر مریض بپاشند.(3) 
شیخ عبدالعزیز بن باز رحمه الله انجام اینکار را جایز دانسته و می گوید:"... همچنین مشکلی در رقیه بر آب نیست ،زیرا در آن بر آب قرائت می شود و مریض آنرا می نوشد یا بر او پاشیده می شود،چون پیامبر(ص) این کار را انجام داده اند...و سلف نیز آنرا انجام داده اند پس ایرادی در آن وجود ندارد"(4)  
ظاهرا نصوص  درستی این عمل را تایید می کنند.والله اعلم
------------------------------------------------
1) سنن ابوداود 4/214 و صحیح ابن حبان 7/623.
2) مصنف ابن ابی شیبه 7/386.
3) تفسیر قرطبی 10/318.
4) مجموع الفتاوی و مقالات متنوعه شیخ عبدالعزیز بن باز 1/52.علماء در حکم این مسئله اختلاف نظر دارند.جماعتی از سلف بر این امر ایرادی وارد نکرده اند. مانند:مجاهد و ابوقلابه(1)  ،حسن بصری و اوزاعی(2)  و در عوض گروهی دیگر آنرا مکروه دانسته اند:مانند نخعی و ابن سیرین.(3) 
از ابن عباس(رض) روایت شده است که امر نمود تا دو آیه از قرآن کریم را نوشته و آن را در آبی شسته و به زنی که زایمان برایش سخت شده بود بدهند تا آب آنرا بنوشد.(4)  
ابن تیمیه رحمه الله به این روایت استناد کرده و می گوید: « جایز است که برای مریض و کسی که به مصیبتی دچار شده، مقداری از آیات قرآن و یا اذکار را با مدادی مباح نوشته، و سپس آن را در آبی شسته و آن آب را بنوشد، همان طور که امام احمد و غیر ایشان بر این مطلب نصی دارند.»(5)  

ولی با توجه به اینکه هیچ مورد مشابهی از عمل پیامبر(ص) نقل نشده، به نظر می رسد که ترک آن بهتر باشد. چنانکه هیئت علمای سعودی بر ترک آن تاکید دارند.این هیئت در پاسخ به سوالی پیرامون این مسئله جواب می دهند:"... اما نوشتن سوره ای و یا آیاتی از قرآن بر لوحی و شستن آن با آب و یا زعفران و سپس نوشیدن آن به قصد برکت و یا استفاده از علم و یا کسب مال و یا سلامتی و عاقبت به خیری، خبری نداریم از پیامبر(ص) در این مورد که آن را برای خود یا شخص دیگری انجام داده باشند و یا به یکی از اصحابش اجازه چنین کاری داده یا اینکه به امتش چنین رخصتی داده باشند ...و (بعد از پیامبر(ص)) اثر صحیحی از یکی از صحابه که این کار را انجام داده باشند، به اثبات نرسیده است. و بر این اساس ترک آن اولویت دارد .زیرا آنچه از شرع مانند رقی با قرآن و اسماءالهی آمده است،برای ما کافی است.»(6)  
البته این هیئت روایت نقل شده از ابن عباس را صحیح نمی دانند.(7)  زیرا با مراجعه به این روایت، مشاهده می شود در سند آن شخصی به نام " ابن ابی لیلی " وجود دارد که به شدت دچار سوء حفظ است.(8)  همچنین شخصی به نام " الحکم بن عتیبه " نیز از راویان آنست، که ابن حجر رحمه الله در مورد وی می گوید: « خیلی اوقات تدلیس می کند.»(9) 
لذا بخاطر نبود نص صحیحی بر جواز این کار، بهتر است از انجام چنین روشی پرهیز و به جای آن از رقیه شرعی استفاده شود.
------------------------------------------------------
1) مصنف ابن ابی شیبه 7/386.
2) التبیان نووی ص 127.
3) شرح السنة بغوی 12/166.
4) مصنف ابن ابی شیبه 7/385.
5) مجموع الفتاوی 19/64.
6) مجله بحوث اسلامی منتشر شده در ریاض شماره 12 سال 1405 قمری صفحه 102.
7) مجله بحوث اسلامی  شماره 21 سال 1408 ق صفحه 46.
8) تقریب التذهیب ابن حجر 2/184.
9) تقریب التذهیب 1/192.امام ابن قیم رحمه الله آنرا جایز می دانند و اظهار داشته که استادش ( ابن تیمیه) چنین کاری را برای خود و دیگران انجام داده است. چنانکه می گوید:" شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله بر روی پیشانی خود نوشته بود :« وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءكِ وَيَا سَمَاء أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاء وَقُضِيَ الأَمْرُ »(1)   و شنیدم که می گفت؛ برای شخص دیگری نوشتم و دردش تالم یافت. و گفت: نوشتن آن با خون جایز نیست چنانکه بعضی جاهلان چنین می کنند،زیرا خون نجس است و جایز نیست که کلام خدا با آن نوشته شود.»(2) 
ابن قیم رحمه الله برای جواز آن جز انجام آن عمل توسط استادش،دلیلی از کتاب و سنت ارائه نداد. بنابراین، حکم این مسئله همانند مسئله گذشته است. یعنی عدم جواز آن به دلیل نبود دلیلی صحیح از کتاب وسنت.(3)
----------------------------------------------
1) هود آیه 44.
2) زاد المعاد ابن قیم 4/358.
3) التبرک انواعه واحکامه صفحه 236.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:5.xml">بخش اول ؛   تبرك مشروع</a><a class="folder" href="w:html:71.xml">  بخش دوم ؛ تبرك ممنوع</a><a class="text" href="w:text:89.txt">سخن آخر</a><a class="text" href="w:text:90.txt">منابع تحقیق</a></body></html>به این عمل "تمیمه" گویند. یعنی جهت دفع چشم زخم یا آفتی معمولا بر بدن مریض یا اطفال یا در و دیوار شیئی را آویزان می کنند.و ممکن است این شیء نوشته ای از قرآن یا اذکار یا غیر آن باشد.
اما حکم تمیمه بستگی به شیئی دارد که آویزان می کنند:
- اگر هر شیئی غیر از قرآن و اذکار شرعی بعنوان تمیمه آویزان کنند،حرام و بلکه شرک است.بدلیل حدیث عقبة بن عامر(رض)که گفت:« من علق تمیمة فقد اشرک»(1)  یعنی:هرکس شیئی را (به قصد دفع ضرر یا جلب منفعت) آویزان کند براستی که شرک ورزیده است.
و چند حدیث دیگر در رابطه با شرک بودن تمائم به اثبات رسیده اند.از جمله حدیث ابن مسعود.(2) 
- اگر قرآن یا اذکار را به عنوان تمیمه آویزان شود،در این مورد علما اختلاف نظر دارند:
بعضی از علما آنرا جایز دانسته(3)  به شرط اینکه بعد از نزول بلا صورت گیرد.(4)  
و برخی دیگر آنرا صحیح نمی دانند و به حدیث عقبة بن عامر استناد کرده و هرنوع تمیمه را شرک می دانند.(5)  و گفته اند:ظاهر حدیث بر عموم دلالت دارد.یعنی هر نوع تمیمه ای را شامل می گردد.
و علاوه بر این، برای عدم جواز آن به دو امر زیر احتجاج کرده اند:
اول: سد ذریعه.(6)  چنانکه حافظ حکمی رحمه الله اظهار داشته ؛بخاطر شیوع فتنه و مصیبت در زمان ما،ترک آن اولویت دارد.(7) 
دوم:مصون ماندن قرآن از اهانت،زیرا بسیاری اوقات شخصی که نوشته ای از آیات و اذکار بر خود آویزان کرده،به قصد قضای حاجت یا طهارت ،حرمت آنها را ضایع می کند.(8) 
با توجه به مطالب فوق،بنظر می رسد استفاده از تمائم صحیح نبوده و ترک آن به صواب نزدیکتر است.(9) والله اعلم.
-----------------------------------------------
1) مسند امام احمد 4/156.و هیثمی  در مجمع الزوائد می گوید: راویان آن ثقه هستند.
2) سنن ابوداود 4/212.
3) این قول عبدالله بن عمرو بن العاص و روایتی از امام احمد است.(مصنف ابن ابی شیبه 7/396 و الآدب الشرعیة ابن مفلح 2/420)
4) تفسیر قرطبی 10/319.البته  بعضی شرط گذاشته اند که قبل از نزول بلا باشد.
5) از جمله کسانیکه آنرا جایز تمی دانند: ابن مسعود و ابن عباس رضی الله عنهم و دسته ای از تابعیین و امام احمد و بیشتر علماء حنبلی مذهب.( منبع سابق)
6) فتح المجید شیخ عبدالرحمن بن حسن آل الشیخ ص 93.
7) نگاه کنید به :معارج الفبول 1/382.
8) از کتاب " اعلام السنة المنشورة لاعتقاد الطائفة الناجیة المنصورة " حافظ حکمی ص 135
9) التبرک انواعه و احکامه ،ناصر بن عبدالرحمن بن محمد الجدیع ص 239.جماعتی از علمای سلف رحمهم الله، حین کلامشان در ارتباط با " آداب خاص قرآن" ، به 