یار شدید بود تا جائیکه یونس بن الاعلی می گوید: کسی را ندیده ام که مثل شافعی شده باشد. مزنی که یکی از شاگردان او می باشد به عیادت وی رفته و سوال می کند. چگونه شب را به صبح رساندیده اید؟ امام شافعی گفتند: در حالی شب را به صبح رسانده ام که ترک کننده دنیا و ترک کننده دوستان و چشنده از جام مرگ و رونده دیدار خداوند -جل ذکره- می باشم و سوگند به خداوند نمی دانم آیا روحم به سوی بهشت پرواز می کند تا به او تبریک بگویم  یا به سوی جهنم تا او را عزا گویم. سپس گریه کردند و این شعر را سرودند: 
ولما قسی قلبي وضاقت مذاهبی 			تعاظمنی ذنبی فلما قرنته 
وما زالت ذا عفو عن الذنب لم تزل   			جعلت الرجا مني لعفوک سلما 
بعفوک ربي کان عفوک أعظما 			تجود وتعفو منة وتکرما(1)  .
 ربیع بن سلیمان می گوید: امام شافعی در شب جمعه بعد از نماز عشاء و آخرین روز از ماه رجب سال 204 هجری. ق. در سن 54 سالگی وفات یافت، ودر روز جمعه دفن کرده شد. خداوند از این امام بزرگوار راضی باد و او را در بهشت همراه با پیامبران وصدیقین و شهداء و صا لحین قرار دهد.
--------------------------------------------------------------------------
1) وهنگامی که قلبم از گناهان سنگین شد و راه چاره برمن تنگ شد ، قرار دارم امیدواری از من برای عفو تو ، پله ای . گناهانم درنظرم بسیار جلوه می کند اما وقتی که گناهانم را مقایسه کردم با عفو تو ای پروردگار ، عفو تو بزرگ تر است ، وهمیشه عفو می کنی از گناهان وهمیشه ، بخشش وعفو می کنی از روی منت وکرم .<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:35.txt">نسب امام احمد</a><a class="text" href="w:text:36.txt">محل تولد وزندگی امام احمد</a><a class="text" href="w:text:37.txt">تقوی و زهد و بی آلایش امام احمد</a><a class="text" href="w:text:38.txt">پیروی امام احمد از سنت رسول الله(ص)  و احترام به اهل حدیث</a><a class="text" href="w:text:39.txt">امام احمد و فتنة خلقت قرآن</a><a class="text" href="w:text:40.txt">اقوال علماء دربارة امام احمد</a><a class="text" href="w:text:41.txt">وفات امام احمدبن حنبل</a></body></html>او: احمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن اسد بن ادریس شیبانی مروزی بغدادی که نسب او عربی وکنیه اش ابو عبدالله می باشد. حافظ بزرگ ابوبکر بیهقی نسب امام احمد را به ابراهیم خلیل - صلی الله علیه وسلم- رسانیده است.امام احمد -رحمه الله علیه- در ربیع الاول سال 164 هجری. ق. در بغداد بدنیا آمد. درسن 3 سالگی پدرش را از دست داد ومادرش سرپرستی وی را به عهده گرفت. و درهنگامی که نوجوانی بیش نبود در مجالس درس ابویوسف قاضی حضور پیدا می کرد پس در سن 16 سالگی به حدیث روی آورد. 
وی برای شنیدن حدیث به مسافرت پرداخت ودر این مسافرتها مورد تجلیل و احترام علماء واساتید خود واقع می شد و توانست بر اثر این مسافرتها احادیث زیادی را جمع آوری کرده وکتاب "المسند" را که نزدیک به چهل هزار حدیث می باشد، تألیف کند.
ابن کثیر می گوید: امام شافعی در سفر دوم خود به بغداد درسال 190 هـ. ق. به امام احمد که در آن موقع سی سال و اندی داشت و با او در سفر بود می گوید: ای ابوعبدالله، هنگامی که حدیثی در نزد تو صحیح باشد به من هم اطلاع بده، حال این حدیث، حدیثی باشد که اهل حجاز آن را نقل می کنند یا اهل شام یا اهل عراق یا اهل یمن. این سخن امام شافعی دلالت براحترام شافعی نسبت به امام احمد ومکانت علمی وی دارد که امام شافعی بر اساس صحیح یا ضعیف بودن حدیثی از نظر امام احمد فتوی بدهند. این احترام و مکانتی است که امام احمد در بین علماء داشته و شهره و آوازه او در آغاز جوانی اش در آفاق اسلامی پیچیده بود(1) .
------------------------------------------------------------------------
1) البدایة والنهایة.تقوی و زهد امام احمد به حدی بوده که زبانزد عام وخاص بوده است، از قبول کردن قضاوت یمن به شدت خود داری نموده، همچنین از قبول کردن هدایا، وبخاطر اینکه در زندگی، و فقط از حاصل کار و زحمات استفاده می نمود، دچار تنگدستی شده بود. پسرش عبدالله می گوید: در زمان خلافت واثق در تنگدستی شدیدی بودیم. شخصی می خواست چهار هزار درهم به عنوان هدیه به پدرم بدهد که آن را از پدرش به ارث برده و بنا به اظهار آن شخص نه از صدقه بود نه از زکات، با وجود اصرار آن شخص، پدرم از قبول کردن آن هدیه خودداری نمود. پس از چندی در این مورد با پدرم صحبت کردم، گفتند: اگر آن را قبول می کردیم همه آن را مصرف کرده بودیم وچیزی از آن باقی نمانده بود. ابو داود می گوید: مجالس امام احمد، مجالس آخرت بود که در آن از لذات وخوشی های دنیا یادی نمی شد وهیچگاه امام احمد را ندیدم که لذات دنیا را ذکر کند(1) .
ابوجعفر محمد بن یعقوب صفار می گوید: همراه احمد بن حنبل در سامرا بودیم از او طلب دعا کردیم. گفتند: پروردگارا، تو می دانی که ما بیشترین اعمالی که دوست داری انجام می دهیم، پس ما را همیشه بر اعمالی که دوست داری قرار بده، سپس سکوت کردند. طلب دعای بیشتری کردیم گفتند: پروردگارا، به راستی ما از تو طلب می کنیم به وسيلة آن قدرتی که گفتی برای آسمان ها و زمین: "بیائید در زیر امر و حکم من، چه بخواهید و چه نخواهید، گفتند: آمدیم اطاعت کنندگان"(2) که ما را موفق به انجام دادن اعمالی کنی که در آن رضایت توست. پروردگارا، ما از فقر به تو پناه می بریم مگر و از فقیری و محتاجی به تو پناه می بریم به تو از خواری و ذلت، مگر از خواری و ذلت برای تو(3). پروردگارا، زیاد بر ما نعمت مده که سرکشی می کنیم  و نعمت هایت را بر ما کم مکن که نعمت را فراموش می کنیم، و ببخش برای ما از رحمتت و رزقت آنچه که ما را موفق به طاعت و عبادت تو می کند وما را با فضل و کرمت بی نیاز کن.
ابن کثیر - رحمه الله علیه- پس از اینکه در باره زهد و تقوای امام احمد سخن می راند و می گوید: وخبر های وارده از او در مورد زهد و تقوا بسیار زیاد می باشد. و امام احمد در زهد کتابی بس پر منفعت تالیف کرده که همانند آن تا کنون نوشته نشده است، همیشه در حد توان خود زندگی می کردند.
---------------------------------------------------------------------------------------
1) البداية والنهاية.
2) ﴿ائْتِيَا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ﴾ (فصلت: 11).
3) منظور از دعا این است که خدایا ما از فقیری و محتاجی به تو پناهنده می شدیم مگر از فقر و احتیاجی که به تو داریم و از ذلت و خواری در برابر بندگان تو به تو پناهنده می شدیم مگر از ذلتی که برای مقام و عظمت تو باشد. این دعا طلب آزادی انسان از قید و بند دنیا و بندگی برای انسان مثل خود، می کند. و طلب بندگی خالص برای خداوند و ذلیل و خاشع بودن فقط در برابر خداوند می کند.عبدالملک میمونی می گوید: چشم من کسی را بهتر از احمد بن حنبل ندیده، و به حرمات خداوند و از سنت رسول الله - صلى الله عليه وسلم- و پیروی از آن ارزش بس بزرگی قائل بود که همانند او، کسی را از بین محدثین ندیده ام، و می گفتند: کسی که حدیث رسول الله - صلى الله عليه وسلم- را رد نماید نزدیک است که هلاک شود.
امام احمد می گویند: تعجب می کنم از افرادی که صحیح بودن حدیث را شناخته با این حال به رأی سفیان ثوری روی می آورد، و خداوند می فرمایند:(فَلْيَحْذَرِ الَّذ