سائل فقهیه. و او اقل الصرامة و در نقد اسانید مستبد به رأی نبود.9- شغل و کسب: ظاهراً تعلیم و تعلّم.10- نام پدر: اشعث.11- شغل پدر: نامعلوم.12- نام فرزند: ابوبکر عبدالله متوفی سال 316 که از اکابر حفاظ در بغداد بوده است.13- شغل فرزند: کسب و نشر علم.14- درآمد: نامعلوم.15- رابطه با حکومت: محترم و خوب بوده است، ذهبی در تذکرة الحفاظ گوید: برادر خلیفه بعد از فتنة زنج از او التماس کرد که در بصره مقیم باشد تا به سبب او علم آباد و رونق خود را از سر گیرد.بعد از عصر صحابه، تابعین به قرآن و حدیث و روش صحابه عمل می‌کردند، و اتباع تابعین نیز با گذشتگان خود از صحابه و تابعین اقتداء می‌کردند و استفاده می‌نمودند.
در عصر صحابه(1) و تابعین در شهرهای اسلامی مدارس و مکاتب عدیده‌ای برای تعلیم فقه وجود داشت که مردم برای تعلیم و جهاد و مرابطه در راه خدا تربیت می‌شدند. نگهدارندگان این مدارس معمول آن روزگار از اجلة علماء صحابه و اخلاف آنها بودند که این فقهاء بزرگ مرجع فتوا به شمار می‌رفتند.
ابن حزم(2) گوید: فقهاء تابعین و آیندگان بعد از آنها که مورد فتوا بودند، عبارتند از:
در مکه: عطاء بن ابی رباح، طاوس بن کیسان فارسی، عمر بن دینار، عکرمه که از اصحاب ابن عباس(رض) بودند، و همین عده از علی بن ابی طالب (رض) و حضرت ام المؤمین عائشه ل و جابر بن عبدالله انصاری(رض) اخذ فقه و حدیث روایت کرده اند و سپس ابوزبیر مکی و عبدالله بن خالد و عبدالله بن طاووس و غیره بوده اند(3). سپس مسلم بن خالد زنگی و سعد بن سالم قداح و بعد محمد بن ادریس شافعی بوده است.
در مدینه: سعید بن مسیب مخزومی و عروه بن زبیر بن عوام و سپس ابان بن عثمان بن عفان و عبدالله و سالم(4)، پسران عمر بن خطاب و غیره بوده اند.
از فقهاء کوفه: نجد ابن حزم و عده‌ای از تابعین مانند ابراهیم نخعی و عامر شعبی و سعید بن جبیر و سپس حماد بن ابی سلیمان و سفیان بن سعید ثوری و ابوحنیفه نعمان بن ثابت و غیره بوده اند، ابن حزم اندلسی به علاوة فقهای شهرهای مذکور از تابعین و من یلی آنها طایفه‌ای دیگر از فقهای شهرهای دیگر مانند، شام، مصر، اندلس و افریقیه ذکر می‌کند، مانند: عبدالرحمان بن جبیر و مکحول و عمر بن عبدالعزیز عبدالملک بن مروان (که قبل از خلافت او هم فقیه بود) و سعید بن عبدالعزیز و عباس بن یزید که این عده در شام و مصر فقیه بوده اند.
از اهل مصر: یزید بن حبیب، بکیر بن عبدالله بن الاشجع و عمر بن الحارث.
از قیروان: سحنون بن سعید و از اندلس: یحیی بن یحیی و عبدالملک بن حبیب و غیره بوده اند(5).
ضمناً «یکی از شرایط مرسوم فقهی در آن زمان این بوده که چون فقهاء بعضی از بعضی اخذ و روایت می‌کردند، می‌بایست شیوخ هر فقیه از فقهاء و شاگردانی که از آنها روایت کرده اند بشناسند».
ابن حزم بعد از آن که از صحابه و تابعین بحث می‌کند، می‌گوید: بعد از تابعین فقهاء بزرگی روی کار آمدند، مانند: ابی حنیفه و سفیان و ابن ابی لیلا در کوفه، و ابن جریج در مکه، و مالک و ابن ماحبشون در مدینه، و عثمان بستی و سوار در بصره، و اوزاعی در شام و لیث در مصر. بدین طریق هرکدام از تابعین از اهل شهر خود اخذ می‌کردند و اگر چیزی را از اهل شهر خود نمی‌یافتند اجتهاد می‌کردند. ﴿لاَ يُکَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا﴾.
ابواسحاق شیرازی(6) در طبقات الفقهاء، فقهاء را به سه طبقه قرار می‌دهد، تا این که به ائمة اربعه معروفه(7) و اصحاب آنها و داود مؤسس مذهب ظاهری و اصحاب او می‌رسد، سپس شیرازی گوید: چون «عبادله» یعنی عبدالله ابن عباس، عبدالله بن زبیر، عبدالله بن عمر و عبدالله بن عمرو عاص (رض) فوت کردند فقه به طبقات دیگری از موالی بلاد منتقل گردید.
فقیه مکه: عطاء بن ابی رباح متوفی به سال 114 تا 115.
فقیه یمن: طاووس.
فقیه یمامه: یحی بن ابی کثیر.
فقیه بصره: حسن بن ابی الحسن بصری.
فقیه کوفه: ابراهیم نخعی.
فقیه شام: مکحول متوفی به سال 118 یا 113 یا 116 که معلم اوزاعی بوده است.
فقیه خراسان: عطاء خراسانی.
لکن سعید بن مسیب قرشی (رض) فقیه غیر مدافع مدینه بود.
از فقهاء تابعین مدینه: سعید بن مسیب مخزومی، عرو بن زبیر بن عوام، قاسم(8) بن محمد بن ابی بکر صدیق، ابوبکر ابن عبدالرحمان بن الحارث بن هشام ابن مغیره مخزومی، عبیدالله بن عبدالله بن عتبه بن مسعود هزلی، خارجه بن زید بن ثابت و ابوایوب سلیمان بن یسار، به فقهاء سبعه مشهورند(9).
بعد از فقهاء شهرهای هفتگانه مذکور، فقه به طبقات دیگری منتقل شد، مانند: ابا محمد حسن بن محمد حنفیه متوفی در زمان عمر بن عبدالعزیز و ابوبکر بن محمد بن مسلم و عمر بن عبدالعزیز (قبل از دوران خلافت او نیز فقیه بود) خلیفه عادل(10) و غیره بوده اند.
سپس فقه به طبقه سومی انتقال یافت. و از این طبقه، مسلم بن خالد بن سعید زنجی که بعد از عبدالملک بن عبدالعزیز بن جریج(11) مفتی بود و در سال 179 زندگی را بدرود گفت، امام شافعی از او اخذ فقه کرد و به وسیله امام شافعی فقه به طبقه دیگری منتقل شد.
فرید وجدی در دائرة المعارف عربی خود بعد از ذکر فقهاء صحابه فقهاء تابعین را این طور بیان می‌کند:
از فقهاء تابعین در مدینه این عده مشهورند: سعید بن مسیب، سلیمان بن یسار، قاسم بن محمد، سالم بن عبدالله ابن عمر، عبیدالله بن عتبه، ابوسلمه بن عبدالرحمان، عروه بن زبیر، ابان بن عثمان، ابن شهاب، ابوالزناد، ربیعه و مالک بن انس و عبدالعزیز بن ابی سلمه و ابن ابی ذؤیب.
از فقهاء تابعین در مکه و یمن این عده مشهورند: علقمه، اسود، عبید، شریح، مسروق، شعبی، ابراهیم نخعی، سعید بن جبیر، حارث عکلمی، حکم بن عتیبه، حماد بن ابی سلیمان، ابوحنیفه و اصحاب او، ثوری، حسن بن صالح و ابن مبارک.
از فقهاء تابعین از اهل شام این عده مشهورند: مکحول، سلیمان بن موسی اوزاعی، سعید بن عبدالعزیز و زید بن جابر.
از فقهاء تابعین از اهل مصر این عده مشهورند: یزید بن ابی حبیب، عمر بن حارث، لیث بن سعد، عبدالله بن وهب، ابوالقاسم، واشهب، ابن عبد حکم، اصبغ، مزنی، بیوطی، حرمله و ربیع.
از فقهاء تابعین اهل بغداد این عده مشهورند: ابوثوره، اسحاق بن راهویه، ابوعبیدالله قاسم بن سلام، ابوجعفر طبری که در نتیجه مذاهب «ابوحنیفه» مالک، شافعی و احمد»(رض) رواج یافت و در مورد اقتداء مسلمین قرار گرفت، فرید وجدی می‌افزاید: «فَوَقَفَ التَقليدُ بِالأَمصارِ عِنْدَ هؤلاءِ الأربعةِ وَلا يزالونَ هُمْ أئمّةُ المسلمينَ إلى الآن»(12).
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) دکتر محمد یوسف موسی در کتاب تاریخ الفقه الاسلامی هنگامی که از مدارس صدر اسلام و نگهدارندگان آن بحث می‌کند، می‌گوید: نگهدارندگان این مدارس از اجلة علماء صحابه و مَنْ یلی آنها بوده اند و در تحت عنوان بعضی از مدارس گوید: در مدینة الرسول، عمر بن خطاب و علی بن ابی طالب و عبدالله بن عمر و زید بن ثابت و ابی بن کعب و ابوموسی اشعری و عبدالله بن مسعود از صحابه بوده اند و عده‌ای از تابعین که به فقها سبعه مشهورند، از آنان اخ