دار واعیان علم و ادب از این شهر ظهور کرده اند، بین نسا و سرخس دو روز و بین مرو پنج روز و ابیورد یک روز نیشابور شش یا هفت روز است.
وجه تسمیه نساء به این جهت است که فاتحین مسلمین هنگامی که وارد خاک خراسان شدند قصد شهر نساء را کردند این خبر به اهل آنجا رسید همه فرار کردند و به غیر از زنان کسی به جا نماند و چون مسلمین وارد شدند، به غیر از زنان کسی را ندیدند، سپس گفتند: اینها نساء هستند و با زنها مقاتله نتوان کرد، ما اینها را بگذاریم تا مردهای‌شان باز گردند و به همین جهت این شهر به نساء معروف شد که امام نسائی منسوب به آن است.
در تاریخ حبیب السیر آمده(2): در سنة ثلاث وثلاثمأة، ابوعبدالرحمان احمد بن شعیب النسائی که یکی از صحاح سته مصنف او است به عالم آخرت رحلت نمود، در تصبیح المصابیح مسطور است که نسائی اول کتابی مبسوط در علم حدیث تألیف کرده آن را سنن کبری نام نهاد و بعد از اتمام آن نسخه، روزی بعضی از امراء از او پرسیدند که جمیع احادیثی که در این کتاب نوشته‌ای صحیح است، جواب داد: نه، گفتند که پس برای ما کتابی در سلک تحریر منتظم گردان که احادیث به تمام صحیح باشد آنگاه صحاحی را که حالا مشهور است تصنیف نمود، موسوم به «مجتبی» گردانید، و غرض علماء هرگاه نویسند که «رواه النسائی أو أخرجة النسائی» حدیثی است که در مجتبی مکتوب است. و در بعضی از نسخ به نظر درآمده که نوبتی نسائی به دمشق رسید بعضی از متعصبان آن بلده نزد او مجتمع گشته و التماس نمودند که حدیثی در باب فضل حضرت معایه (رض) برای ما روایت کن، نسائی گفت: آیا حضرت معاویه (رض) با سر به سرهم راضی نیست و آن مردم از شنیدن این سخن خشمناک شده، نسائی را ایذاء نمودند، وفات نسائی در وقتی که از مصر به دمشق می‌رفت در بلدة رمله اتفاق افتاد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) ونسبته إلى نساء به فتح النون وفتح السين المهملة وبعدها همزه وهي مدينة بخراسان خرج منها جماعة من الأعيان، ابن خلكان صفحة 60 جلد اول چاپ مصر به اهتمام محمد محیی الدین عبدالحیمد.
2) تألیف غیاث الدین بن همام الدین حسینی جزء سوم جلد دوم صفحة 290.2- کنیه: ابوعبدالرحمان.3- لقب: حافظ، شیخ الاسلام، قاضی و به نسائی شهرت دارد.ابوعبدالله محمد بن ادریس بن عباس بن عثمان بن شافع بن سائب بن عبید بن عبدیزید بن هاشم بن عبدالمطلب بن عبدمناف جد چهارم پیغمبر، مادر او فاطمه بنت عبدالله بن الحسن بن الحسین بن علی بن ابی طالب است، وی در شهر غزه در سال 150، سال وفات ابوحنیفه تولد یافت، استاد ابراهیم خاقانی گوید:
اول شب بوحنیفه درگذشت
شافعی آخر شب از مادر بزاد(1)

شافعی در سال 199 به مصر رفت و در روز جمعه آخرین روز ماه رجب سال 204 در مصر فوت کرد و در مقبرة قرافة الصغری در عصر آنروز دفن گردید. 
ملا ابوبکر مصنف کُردی در کتاب طبقات الشافعی گوید: «وی رحمه الله در دهی از شام مشهور به غزه به دنیا آمد، در دو سالگی او را به مکه بردند و در آنجا نشأت یافت و قرآن را حفظ نمود در حالی که هفت سال داشت، سپس پدرش جهت فراگرفتن فقه او را به مسلم بن خالد مفتی مکه سپرد، و او به او اجازه فتوا داد در حالی که پانزده سال داشت، سپس به نزد امام مالک در مدینه رفت و ملازم او بود تا مالک زندگی را بدورد گفت، و در سال 195 به بغداد رفت و دو سال در آنجا ماند، بعد برحسب لزوم به مکه رفت، و در سال 198 به بغداد بازگشت، دو ماه در آنجا بود و در آنجا به نشر و تصنیف پرداخت و تا دم واپسین در مصر بود».
امام شافعی در علم حدیث و فقه و اصول و لغت و نحو و علوم اسلامی سرآمد دهر بود، ثقت و امانت و عدالت و زهد ورع و عفتِ نفس و حسن سیرت و علو قدرت و منزلت و سخاوت او زبانزد خاص و عام بود، او مؤسس و واضع علم اصول می‌باشد، اولین کتاب را در علم اصول به نام «الرساله» نوشت. و در نزد امام مالک کتاب «الموطأ» او را حفظ نمود، اهل حفظ و اتقان بود و در پانزده سالگی به درجه اجتهاد رسید، وی رحمه الله مؤسس مذهب شافعیه و کتاب «الام» او در علم فقه مشهور  است.
در ریحانة الادب مسطور است: ابن ندیم تألیفات شافعی را متجاوز از صد کتاب نوشته و در معجم الأدباء با صد و چهل و اندی به شمار آورده است(2).
اکثریت مردم عراق و شام و مصر و قسمتی از افریقا مذهب او را متابعت می‌نمایند، و اکثر اهل تسنن‌های ایران بالخصوص مردم کردستان به مذهب او می‌باشند(3).
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) بعضی دیگر از اشعار مربوطه حکیم خاقانی چنین است:
چون زمان عهد سنایی درنوشت
آسمان چون من سخن گستر بزاد
چون به غزین ساحری شد زیر خاک
خاک شروان ساحری دیگر بزاد
چون به پایان شد ریاحین گل رسید
چون سرآمد صبح صادق خور بزاد
گر زمانه آیت شب محو کرد
آیت روز از مهین اختر بزاد
تهنیت باید که در باغ سخن
گر شکوفه فوت شد نوبر بزاد
2) در ریحانة الأدب به نقل از معجم الأدب آمده: و گوید شنیدم که مردی این شعر را نوشته و به شافعی داد:
سل المفتي المكي من آل هاشم
إذا اشتد وجه بأمر كيف يضع

شافی در جواب آن، ذیل همین شعر نوشت:
يداري هواه ثم يكتم سره
ويصبر في كل الأمور ويخضع

آن مرد در زیر جواب شافعی نوشت:
كيف يداري والهوى قاتل الفتى
وفي كل يوم غصة يتجرع

پس شافعی در زیر آن رقم کرد:
فإن هو لم يصبر على ما أصابه
فليس له شيء سوى الموت أنفع

نظیر تقریبی این مناظره در حاشیة مختصر معانی علامه ملا سعد تفتازانی و خرپوتی شرح قصیدة بردیه آمده که این سؤال و جواب مابین اصمعی (متوفی به سال 216 در بصره) و جوانی از قبیله بنی عذره نیز به وقوع پیوسته است، در آنجا بعد از آخرین شعر شافعی جوان عاشق عذری که دوائی را برای درد بی‌درمان عشق حقیقی و جانسوز خود نیافته این بیت یأس‌آور را نوشته است:
سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ثُمَّ مِتْنَا فَأَبْلِغُوا
سَلامي إِلى مَنْ كَانَ لِلْوَصْلِ يَمْنَعُ
3) ایرانشهر.4- تاریخ تولد: 215 (خمس عشرة ومائتین) وقیل: 214. در معجم البلدان یاقوت حموی گوید: در بارة تاریخ تولدش از او سؤال کردند، گفت: امکان دارد 215 باشد.5- محل تولد: نسی خراسان(1).
-----------------------------------------------------------------------------------------
1) ابن خلکان گوید: رأیتُ بخطي مسوداتي أن مولده بنساء.6- تاریخ وفات: روز دو شنبه سیزدة صفر یا شعبان سال 303 هجری فوت کرده است، در حالی که 88 یا 89 سال داشته است.
دارقطنی گوید: هنگامی که مورد امتحان عقیده در دمشق قرار گرفت و رنج و آزار دید، گفت: مرا به سوی مکه حمل کنید او را به مکه بردند، در حالی که بیمار و علیل بود در آنجا فوت کرد و در بین صفا و مروه دفن گردید. ابن نویس و ابوجعفر طحاوی گویند: او در فلسطین در ماه صفر این سال فوت کرده است.
او رحمه الله اهل زهد و جهد و اتقان و فقه بود، روزها یک در میان روزه داشت، روزی روزه می‌گرفت و روزی افطار می‌کرد، حافظ ابوقاسم معروف به ابن عساکر گوید: چهار زن داشته و به همه رسید و تقسیمات شرعی را در بین آنها اجرا کرده است.
دارقطنی گوید: «اُمْتُحِنَ بِدمشق فأَدْرَكَ الشه