اضر، اقلیت بزرگی از اهل سنت و جماعت در ایران نیز وجود دارد که قبل از عصر سلطنت شیعی صفویه تا امروز باقی مانده و در نقاط سرحدی و حواشی دور دست زندگی می‌کنند. سنیان ایران نیز به نوبت خود تابع یکی از مذاهب اربعة فوق می‌باشند.
1- کرد در ناحیة غرب ایران مرکز آن سنندج اکثراً شافعی.
2- ترکمان (کوکلان یموت) در شمال ایران ناحیة گرگان اکثراً حنفی.
3- بلوچ در بلوچستان جنوب شرق ایران مرکز آن بمپور(1) و ایرانشهر، حنفی.
4- بنادر جنوب در ناحیة غربی سواحل خلیج فارس مرکز آن بندر لنگه، شافعی.
5- طوالش در ساحل غربی دریای مازندران و مرکز آن هشتپر اغلب شافعی.
6- ایلات شرقی طوایف بربری و تیموری خراسان مرکز آن خواف، حنفی.
7- لارستان ناحیة جنوب شرقی فارس مرکز آن بستک و اوز، شافعی.
ضمناً جمعیت کل مسلمانان جهان در حال حاضر افزون بر هفتصد میلیون نفر(2) می‌باشد.
-------------------------------------------------------------------------------------------
1) مرکز فعلی آن زاهدان است.
2) حالا در سال 1380 خورشیدی جمعیت مسلمین جهان بیشتر از یک میلیارد نفر است.توضیح در بارة مدارس در صدر اسلام(1)
وضع تعلیم و تربیت در صدر اسلام مختص به یک محل نبوده و در هرجا امکان داشته مسجد و مکتب خانه یا صحرا به تعلیم و تربیت می‌پرداخته اند، و در مکاتب مألوفه در مجتمعات اسلامیه کودکان برای تعلم قرائت و حفظ قرآن جمع می‌شدند.
در هنگام اسلام عمر بن خطاب (رض) منقول است که چون به خانة خواهرش رفت که در بارة اسلام مخفیانة او و دامادش تحقیق کند، یکی از صحابه را دید که در خانه به آنها قرآن تعلیم می‌داد(2).
احمد امین در کتاب ظهیر الاسلام گوید: ربیع بن سلیمان 174 – 270 که از شاگردان شافعی و از مشهورترین فقها و محدثین عهد طولونی است، در مسجد جامع فسطاط تدریس می‌کرد و سپس احمد بن طولون از او درخواست نمود در مسجدی که بنا کرده بود تدریس کند.
و باز در همین کتاب گوید: در عهد طولونی و اخشیدی مدارسی نبود و درس را در مصر در مسجد عمرو و مسجد ابن طولون و در خانه‌های امراء و وزراء و علماء تدریس می‌کردند و در آنجا نیز بازاری بود بازار وراقین می‌گفتند کتاب را در آن می‌فروختند و احیاناً در دکان‌های این بازار مناظره به عمل می‌آمد.
------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مربوط به بحث مدارس در صفحة 54 و بعد.
2) استاد زین العابدین رهنما در کتاب پیامبر گوید: این مردی که قرآن را به سعد داماد عمر و فاطمه خواهرش تعلیم می‌داد و برای آنها می‌خواند خباب بن الارت از عشیرة بنی تمیم بود.جامعة اسلامی در آغاز کار جامعة ساده و بی‌آلایشی بود که براساس تعلیمات دینی تشکیل یافته و بیش از هرچیز به تربیت دینی اهمیت داده است، به همین جهت مراکز اجتماعات دینی برای مسلمانان در حکم قدیم‌ترین مراکز تعلیمی هم بوده است و حتی بخواهیم از مدارس کهنه و اولیه کشورهای اسلامی آغاز سخن کنیم، باید مساجد را مورد توجه قرار دهیم، و بعد از آن هم که ساختن مدرسه برای تعلیم علوم شرعی معمول شد معماری مخصوص مساجد در آنها واقع گردید و همگام مدرسة مسجد نیز به پشتوانة مدرسة محل تعلیم و تربیت بود، و به همین جهت مدرسه را گاه مسجد و یا بالعکس مسجد را گاه مدرسه نیز می‌نامیدند، و این اشتراک اسامی و ربط و آمیزش آنها با یکدیگر در تمام اعصار اسلامی معمول بوده و حتی گاه وقت مقابر و زوایا یعنی عبادتگاه‌های زهاد و یا صوفیه و خانقاه و رباط‌ها نیز برای استفاده از آموزش و پرورش بکار می‌رفتند.
در کتب تاریخ و رجال که ایرانیان دورة اسلامی نوشته اند بارها به مساجدی باز برمی‌خوریم که محل تعلیم علوم دینی و ادبی بود، مثلاً در سیستان یکی از فرمانداران عرب به نام عبدالرحمن بن سمره در قرن اول هجری مسجد آدینه‌ائی ساخت که حسن بصری عالم معروف دینی در قرن اول و دوم هجری مدتی در آنجا سرگرم تدریس و تعلیم مسائل دینی بوده و در بخارا که معروف به «قبة الاسلام» شده بود، از چند مسجد برای تعلیم شرعی استفاده می‌شد.
و ابن قتیبه در سیستان و بلخ و هرات مساجد زیادی را اسم می‌برد و در فارس نیز حلقه‌هایی در مسجد جامع عتیق تشکیل می‌یافت.
در درجة نخست علم قرائت قرآن و تفسیر و حدیث و فقه در مساجد و همچنین تعلیم زبان و ادب عربی مورد توجه بود، معمولاً بر گرد استادانی که در مساجد حاضر می‌شدند گروه شاگردان حلقه می‌زدند و این مجامع حلقه نام داشت، این رسم از پیغمبر اسلام شروع شد به این معنی که پیغمبر هنگام جواب سؤالات اصحاب در مسجد مدینه می‌نشست و مردم بر گرد او حلقه می‌زدند و سخنان او را می‌شنیدند و حفظ می‌کردند، حلقه‌های درس گاه کوچک و گاه بزرگ بوده، در مسجد درجه دوم و سوم بیش از یک حلقه تشکیل نمی‌شده، در صورتی که در برخی از مساجد بزرگ عده‌ی حلقه‌های درسی به رشته‌ای بوده و گاه این حلقه را مجلس نامیده اند، مانند مجلس اسعد بن مسعود عتبی در قرن پنجم در جامع نیشابور و مجلس نفتویه (244 – 323) در مسجد انباریین در واسط.
از حلقه‌های معروفی که در ایران تشکیل می‌شد، یکی آن است که شیخ ابوحامد عبدالله جوینی پدر امام الحرمین جوینی(1) در نیشابور داشت، در مساجد معمولاً وسایلی برای کمک طالبان علم نیز وجود داشت و این کمک خرج که به نام «اجرا» موسوم بود از محل موقوفاتی که بر جوامع و مساجد وقف می‌کردند پرداخته می‌شد.
تعلیمات عالیه در ایران اسلامی همواره مورد توجه بوده و بعد از حملة اعراب به ایران و در قرن سوم و چهارم هجری مراکزی برای علوم در میان ایرانیان از خوزستان گرفته تا خراسان و ماوراء النهر وجود داشت و همین مراکز است که بعد از شیوع اسلام در استخدام تمدن اسلامی درآمد و به نام اسلام مشهور شد(2).
----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) متوفی به سال 438.
2) ایرانشهر.ایرانیان در ایجاد مدارس تعلیمی در همة ملل اسلامی سمت تقدم دارند و در این مورد از قرن چهارم هجری شروع به کار کردند، تاریخ بنای مدارس در ایران به دو دوره تقسیم می‌گردد:
1- دورة پیش از نظام الملک یعنی پیش از ایجاد مدارس نظام الملک طوسی(1) مدارس دارای تشکیلات وسیع و انتظاماتی از قبیل وظایف استادان و شاگردان و خادمان و شعبی مانند: کتابچه‌ها و دارالشفاها و مستمری برای معلمان و طالبان علم و خدام و کارکنان دیگر بود، ولی از ایجاد نظامیه به بعد به همة امور بطور مضبوط و شایسته توجه کردند.
از جمله مدارس قدیم ایران مدارسی است که در قرن چهارم در خراسان ایجاد شد، مانند مدرسه‌ای که در طابران از اعمال طوس برای الحاتمی دانشمند قرن چهارم(2) ایجاد شد، در نیشابور که از مراکز بزرگ علمی ایران بود مدارس بسیاری از همین قرن وجود داشت، مانند مدرسه‌ای که برای النیسابوری فقیه معروف شافعی به سال 396 ساخته بودند و یکی از بزرگان به نام ابن فورک(3) خود مدرسه‌ای بنا کرد و برای دانشمندی به نام رکن‌الدین اسفراینی(4) مدرسه‌ای که از همة مدارس سابق مهمتر بود بنا نمود.
در نیمة اول قرن چهارم در نیشابور،