از خلیفه جزو واجبات حتمیه بود: از رئیس خود اطاعت کن اگر وی غلام سیاهی هم باشد.
* ژان ژاک روسو فیلسوف شهیر فرانسوی در کتاب قرارداد اجتماعی می‌گوید: «پیغمبر اسلام تنها کسی بود که دین و سیاست را توأم و متحد ساخت»، حضرت محمد، پیغمبر اسلام نظریة بهتری داشت و توانست سیستم سیاسی خود را به خوبی متحد سازد، تا وقتی که حکومت او در دست جانشینان و خلفای او (خلفای راشدین) باقی ماند، دارای یک حکومت خوب و واحد بودند(9). و مذهب و سیاست به یک معنی اداره می‌شد، در آن زمان نظر به این که جامعة مذهبی و نظامی اسلام مشترکاً دوشادوش هم گسترش یافتند، امرا و فرماندهان جیش علاوه بر مسئولیت‌های نظامی انجام وظایف پیش نمازی و امامت جماعت را نیز به عهدا داشتند و گاهی هم به کار قضاوت و داوری می‌پرداختند.
* فرید وجدی(10) در دائرة المعارف خود در مورد فقه گوید: فقه در اصطلاح اسلامی علمی است که شامل باشد بر عبادات و معاملات(11)، پیغمبر اکرم (ص) احکام فقه را از قرآن اخذ می‌کرد و آن را شرح می‌داد، مردم آن را یاد می‌گرفتند و حفظ می‌کردند و به آن عمل می‌نمودند، هنگامی که پیغمبر خدا از دنیا رفت ابوبکر (رض) جانشین او شد و عمل می‌کرد به آنچه که از قرآن می‌دید و از آنچه که از پیغمبر می‌شنید و اگر موضوع را از قرآن و سنت نمی‌یافت، از دیگران که از پیغمبر شنیده باشند سؤال می‌کرد، عمر، عثمان و علی نیز این روش را داشتند.
* شیخ ابواسحاق شیرازی در طبقات الفقهاء تحت عنوان «ذکر فقهاء صحابه» ابتدا به ذکر خلفاء راشدین می‌پردازد. بنابراین، ما هم مختصر در بارة زندگی آنان بحث می‌کنیم.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) در بعضی روایات: «لا تَجْتَمعُ أُمَّتِي عَلَى الضَّلالِ».
2) متوفی به سال 17 یا 81.
3) صحیح الترمذی جلد 3 صحفة 116 موافق با این مضمون تأئید کرده است.
4) ترجمة محمود تفضلی جلد 1 صفحة 292 – موافق با مندرجات جمع الجوامع ولب الأصول و ضمناً شقوقی که در کتاب‌های اصول زیاد شده از متفرعات مصادر تشریع بالا هستند، مصادر تشریع: کتاب، سنت، اجماع، قیاس. (تاریخ الفقه الإسلامی دکتر یوسف موسی) صفحة 15.
5) و آنها را به قبول خدای یگانه و رسولش دعوت کرد.
6) نگاهی به تاریخ جهان، تألیف جواهر لعل نهرو – ترجمه محمود تفضلی جلد 1 صفحة 292 و 293 – مطابق با 632 میلادی.
7) تألیف سیزده نفر از مستسرقین و استادان دانشگاه انگلستان، ترجمة مصطفی علم.
8) ارنست ژوزف رنان نویسنده و دانشمند فرانسوی.
9) قرارداد اجتماعی ژان ژاک روسو، ترجمة عنایت الله شکیبا صفحة 138.
10) دائرة المعارف فرید وجدی مطبعة دائرة المعارف قرن عشرین جلد 7 صفحة 357 و 358.
11) و احکام.محمد بن ابی یحیی وراق(1) می‌گوید: زمانی که همسفر ابوعبدالله بخاری بودم در منزلی که من در حال خواب بودم می‌دیدم که او در یک شب پانزده تا بیست بار قیام می‌کرد، آتش و گُل آتش را بدست می‌گرفت و بدان وسیله چراغ را روشن می‌نمود، و احادیث را استخراج می‌کرد و به آن علم حاصل می‌نمود، سپس سر را بر بالین می‌نهاد و مجدداً این عمل را تکرار می‌کرد، من به او گفتم: جناب استاد، شما متحمل مشقات زیادی می‌شوید، چرا مرا بیدار نمی‌کنید، تا چراغ را برای تو روشن کنم، گفت: تو جوان هستی نمی‌خواهم خواب تو را برهم زنم، ولی برای او لذت علم و سعی از لذت خواب بیشتر بود.
محمد بن یوسف گوید: شبی در منزل ابی عبدالله بخاری بودم حساب کردم هیجده بار برخاست و چراغ را روشن کرد که چیزهای مورد یادآوری خود را یادداشت کند(2).
مقسم بن سعید گوید: محمد بن اسماعیل بخاری هروقت اول شب ماه مبارک رمضان می‌آمد اصحاب و یاران خود را جمع می‌کرد و با آنها نماز جماعت می‌خواند و در هر رکعتی بیست آیه را می‌خواند به حدی که تا آخر ماه چند بار قرآن را ختم می‌کرد، وی رحمه الله در سحرگاه، نصف تا ثلث از قرآن را قرائت می‌کرد، در هر سه شب سحرگاه قرآن را ختم می‌نمود و در هرروز یک ختمه را انجام می‌داد و ختم او در هنگام افطار هر شب بود.
محمد بن ابی حاتم گوید: او در هنگام سحر سیزده رکعت را نماز می‌خواند که یک رکعت آن وتر بود(3). ابوبکر بن منیر نقل می‌کند روزی بخاری در حال نماز بود زنبور او را هفده بار نیش زد نمازش را قطع نکرد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مقدمة صحیح بخاری، ادارة الطباعة المنیریه، چاپ مصر صفحة 11.
2) مقدمة صحیح بخاری، ادارة الطباعة المنیریه، چاپ مصر صفحة 11.
3) مقدمة صحیح بخاری، ادارة الطباعة المنیریه، چاپ مصر صفحة 12.امام بخاری هر وقت صحبت از دنیا می‌کرد، ابتدا حمد و ثنای خداوند را به جای می‌آورد، و سپس صحبت را شروع می‌نمود، وی از مال زیادی که به ارث به او رسیده بود خیر و احسان را مبذول می‌داشت و در راه مضاربه و رفاه حال مردم مال خود را می‌بخشید و به مصرف می‌رسانید(1). یکی از غربا که مال(2) زیادی را از او قطع کرده و برده و به آمل رفته بود، برای استرداد آن به او گفتند، گفت: من دین خود را به دنیا نمی‌فروشم، تا عاقبت با غریم خود مصالحه کرد.
امام بخاری کثیرالاحسان و قلیل الاکل و در اکرام مفرط و در بذل و بخشش و مهمانداری روزگار را به سر می‌برد و گاهی اوقات لباس‌های خود را هم می‌بخشید. 
وراق گوید: ما در فربر بودیم، ابوعبدالله بخاری رحمه الله رباطی را می‌ساخت و شخصاً برآن خشت می‌کشید، من به او گفتم: دیگر خشت‌کشیدن برای شما کافی است، او گفت: این برای من نافع است، و بیشتر از صد نفر او را در این بنای خیر یاری می‌کردند، او برای آنان گاوی را ذبح کرده بود و مردم را برای طعام دعوت می‌کرد. او از غیبت و بهتان ‌بری و متنفر و در پرهیز و زهد و عبادت نمونه و یگانه عصر خود بود، وی لاغراندام «لَيْسَ بِالطَّويلِ ولا القصير» و قامتی متوسط و معتدل داشت، او (رح) می‌گوید: از زمانی که دانسته‌ام غیبت حرام است تاکنون کسی را غیبت نکرده‌ام.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) در مقدم صحیح از او نقل شده که گفته است: «كنت أستغل في كل شهر خمسمائة درهمٍ فأنفقتها في الطلب وما عند الله خير وأبقى».
2) وكان المال خمسة وعشرين ألفاً: آن مال بیست و پنج هزار درهم یا دینار بود.امام بخاری با داشتن علم زیاد و کرم واسع و ورع عظیم در امور حرب و تحسین آلات جهاد اهل فن بود، شجاع و با شهامت و در سواری وتیراندازی مهارت داشت، به حدی تیر او به هدر نمی‌رفت، و هیچ وقت نبود که در اصابت به هدف خطا کند و کمتر تیر او به خطا رفت.فصاحت امام بخاری در نظم کمتر از فصاحت او در نثر نبود(1). اما به گفتة امام شافعی (رح):
وَلَوْ لا الشِّعْر بالعلماء يزري
لَكُنْتُ اليَومَ اَشْعَرَ مِن لَبيد

نظم او کمتر در دست می‌باشد، یا شعر را کم گفته و از شعراء مقلین بوده است، و یا شعر را زیاد گفته و به مرور زمان از بین رفته است، و ممکن است در آن زمان شعر را برای یک محدث مانند او نقص دانسته اند. اینک چند بیت از او:
اِغْتَنِمْ مِنَ الْفَر