عداد پسرانی که متولد می شوند بیشتر است و شمار مردانی که می میرند از تعداد زنانی که می میرند بیشتر است؛ چون مردان بیشتر در معرض عوامل و اسباب مرگ قرار دارند؛ مثلاً در جنگها شرکت می کنند و به مبارزه با دشمن می پردازند، کارهای سختی را انجام می دهند. به سفرهای دور و دراز می روند و دیگر چیزهایی از این قبیل که ممکن است انسان را در معرض خطر قرار دهد.

 پس اگر چند همسری ممنوع باشد، شمار زیادی از زنان بدون شوهر باقی می مانند و از اشباع غریزه ی جنسی به صورت شرافتمندانه که براساس آن خانواده و قبیله و ملتها تشکیل می شوند، محروم می مانند. بسیاری از زنان در دام هوسبازان می افتند و بازیچه ی آنها قرار می گیرند و حرمتها هتک می شوند و نسل کم می شود. فرزندان بی پدر و مادر زیاد می شوند و خانواده ها از هم می پاشند. فساد جامعه را فرا می گیرد و بلا گریبانگیر همه می شود. به دنبال آن بیماریهای مهلکی همچون سفلیس و سوزاک رواج می یابند. 

 از جمله حکمتهای چند همسری یکی این است که چند همسری سبب کثرت نسل و فرزندان می شود. این كار تعداد افراد امت را بیشتر می كند. به قدرت آن می افزاید. عمران و آبادانی زمین و سختی های زندگی با همکاری یکدیگر آسان می شود. شریعت اسلامی به ازدواج تشویق نموده تا پاکدامنی و کثرت نسل و صیانت آبرو و بقای انسان تحقق یابد.

 از جمله حكمتهاي تعدد ازدواج و چند همسري این است که سنت تکوینی الهی بر آن است که زنان حیض و حامله می شوند، زایمان می کنند تا مدتی خون نفاس ادامه دارد، اگر شوهر بیش از یک زن داشته باشد، وقتی یکی از زنهایش در یکی از حالتهای طبیعی مذکور قرار بگیرد، در کنار دیگری می تواند پاکدامنی خود را حفظ نماید و زن دیگر او را کمکمی کند تا او خودش را کنترل نماید و شیطان او را گول نزند هواها و امیال بر او غالب نشوند. 

یکی ديگر از حکمتهای چند همسری این است که شاید زن نازا باشد و شوهرش او را دوست داشته باشد اما علاقه مند است که ازدواجی دیگر کند تا صاحب فرزند شود و داشتن نسل و فرزند امری است که الله تعالی آن را دوست دارد و سبب آبادانی زمین و قدرت گرفتنامت می شود. از این رو شریعت چند همسری را مباح و جایز قرار داده است. او می تواند زن دیگری بگیرد، شاید الله تعالی به او فرزندانی بدهد که مایه ي خوشبختی زندگی او شوند... و حکمتهایی دیگر که در تعدد زوجات نهفته است.

کوتاه سخن این که چنان که گذشت چند همسری را الله تعالي كه حكيم و حميد و رحيم مي باشد، مشروع و جايز نموده است. الله تعالی که انسان را آفریده، نيازهاي او را بهتر می داند و او تعالي ذاتي است باریک بین و آگاه. از هر آنچه انجام می دهد پرسیده نمی شود و انسانها در مورد کارهایشان بازخواست می شوند. پس بنده باید جایگاه پروردگارش را بداند و به کمبود علم و آگاهی خود اعتراف کند و آن چه را نمی داند به دانای اسرار آسمانها و زمین واگذارد و دستورات الله را انجام دهد. 

 وبالله التوفیق و صلی الله علی نبینا محمد و آله و صحبه و سلم

فتاوای انجمن دائم پژوهشهای علمی و افتا (19/175-178)[108] سحر واقعیت دارد.

س: آیا سحر و جادو واقعیت دارند؟

ج: تردیدی نیست که سحر واقعیت دارد و مؤثر است؛ لیکن این که چیزی را تغییر دهد و ساكني را متحرك گرداند، خیالات است و واقعیت ندارد، به فرموده‌ی الله تعالی در ماجرای جادوگران آل فرعون دقت کنید! آن جا که می‌فرماید: « سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءُوا بِسِحْرٍ عَظِيمٍ »

: (با سحر، مردم را چشم بندی کردند و ترساندند و سحری عظیم پدید آوردند). «اعراف116»

و می‌فرماید:‌» سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ»:(مردم را چشم بندی کردند و ترساندند) «اعراف116 » چگونه مردم را چشم بندی کردند؟ 

این از زمانی بود که مردم به طناب‌ها و چوب‌های (عصا و جوب دستی) آن‌ها نگاه  می‌کردند، تصور می‌کردند که اژدها هستند و راه می‌روند، الله تعالی می‌فرماید: « يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَى »

(بر اثر سحرشان چنان به نظرش آمد که آن‌ها حرکت می‌کنند). «طه/66»

در حقیقت سحر در تغيير اشیا و به حرکت در آوردن چيزهاي بی حرکت یا از حرکت انداختن اشیا‌ي متحرک، ‌تاثیر ندارد  اما در این که جادو می‌کند و بر فرد جادو شده اثر می‌گذارد تا جایی که چیز ساکن را متحرک و متحرک را ساکن می‌بیند، تأثیری بسیار آشکار دارد؛ ‌بنابراین سحر واقعیت دارد و روی بدن و روان فرد جادو شده تأثیر می‌گذارد و چه بسا که وی را هلاک کند.

 ابن عثیمین ـ‌ المجموع الثمین (2/131،132)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1381.txt">آیا رضایت زن اوّل برای ازدواج مجدد شرط است؟</a><a class="text" href="w:text:1382.txt">شرح آیه ي تعدد زوجات و بیان حکمت آن</a><a class="text" href="w:text:1383.txt">معنای عدالت در آیات تعدد زوجات</a><a class="text" href="w:text:1384.txt">حکمت ازدواج پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  با نه زن</a><a class="text" href="w:text:1385.txt">طریقه ی شرعی نوبت بین زنان</a><a class="text" href="w:text:1386.txt">آیا در شب گذراندن در صورت معذور بودن یکی از همسران باید عدالت را رعایت کرد؟</a><a class="text" href="w:text:1387.txt">می توان پیش هر زنی بیش از یک شب ماند</a></body></html>[114] آیا رضایت زن اوّل برای ازدواج مجدد شرط است؟

س: مردی هستم که سالهاست ازدواج کرده و تعدادی فرزند دارم. در زندگی خانوادگی خوشبختم. اما احساس می کنم که باید زنی دیگر داشته باشم چون می خواهم گناهی از من سر نزند و یک زن مرا کفایت نمی کند؛ زیرا توان من از توان زن بیشتر است. این یک طرف قضیه و از سوی دیگر من زنی می خواهم که دارای شرایطی باشد که همسرم آن شرایط را به طور کامل ندارد. می خواهم مرتکب کار حرام نشوم. از طرفی به علت این که از زن خود چیز ناراحت کننده ای ندیده ام، ازدواج دوّم برایم سخت و دشوار است. زنم قاطعانه با آن مخالفت می نماید.

 نصیحت شما به من چیست؟ به زنم چه نصیحتی می کنید تا قانع شود؟ آیا او حق دارد که تمایل من به ازدواج مجدد را نادیده بگیرد بخصوص وقتی که من حق او را کاملاً می دهم و توان مالی برای ازدواج مجدد دارم. امیدوارم مفصلاً پاسخ دهید. چون این قضیه برای بسیاری از مردم مهم است. 

ج: اگر وضعیت به گونه ای است که شما در سؤال مطرح کرده اید، شما می توانید برحسب توان خود برای پاکدامنی خویش با دو یا سه یا چهار زن ازدواج کنید به شرطی که میان زنان به عدالت رفتار کنید.

 چنان که الله تعالی می فرماید: « وَإِنْ خِفْتُمْ أَلا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً »[نساء:3]

« اگر ترسیدیدکه در باره ي (ازدواج) با دختران یتیمنتوانید انصاف کنید، با زنان دیگری کهبرای شما حلال اندو دوست دارید با دو یا سه یا چها ر زن ازدواج کنید.اگر هم می ترسید که نتوانید میان زنان انصاف و عدالت کنید به یک همسر اكتفا نمایید.»

 و رسول الله صَلَّى اللَّهُ ع