 بگیرد.

 زیرا الله تعالی می فرماید:« الطَّلاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ وَلا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئًا إِلا أَنْ يَخَافَا أَلا يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلا يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَلا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ »

 « طلاق دو بار است. نگاهداری(زن) به گونه ی شایسته یا رها کردن(او) با نیکی، و برای شما حلال نیست که چیزی از آن چه( مهر ایشان کرده اید یا) بدیشان داده اید باز پس بگیرید، مگر این که(شوهر و همسر) بترسند که نتوانند حدود الله تعالی را پابرجا دارند، پس اگر بیم داشتید که حدود الهی را رعایت نکنند، گناهی بر ایشان نیست که زن فدیه و عوضی بپردازد(و در برابر آن طلاق بگیرد).» [بقره:229]

 چون جدا شدن با نیکی و خوبی بهتر از اختلاف و تفرقه و به دست نیامدن مقاصد ازدواج است که الله تعالی آن را به خاطر آن اهداف مشروع نموده، است.

بنابراین الله تعالی می فرماید:« وَإِنْ يَتَفَرَّقَا يُغْنِ اللَّهُ كُلا مِنْ سَعَتِهِ وَكَانَ اللَّهُ وَاسِعًا حَكِيمًا (١٣٠)»[نساء:130]

 « و اگر از هم جدا شوند، الله تعالی هریک از آنان را با فضل فراوان و لطف گسترده ی خود بی نیاز می کند و الله تعالی دارای فضل و رحمت فراوان و حکیم است».

از پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  روایت است: وقتی زن ثابت بن قیس انصاری رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ نتوانست با او زندگی کند، اجازه داد باغی را که ثابت بن قيس رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ به عنوان مهریه به او داده به ثابت برگرداند و در عوض، طلاقش را بگیرد. پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  به ثابت بن قيس رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فرمان داد که قبول کند و زنش را طلاق دهد. ثابت رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ نیز چنین کرد. بخاری روایت کرده است.[1]

 والله ولی التوفیق. و صلی الله علی نبینا محمد وآله و صحبه أجمعین.

شیخ ابن باز – مجلة الدعوة ش 1318.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  بخاری (5273) [109] آیا سحر واقعیت دارد؟

س: ‌آیا سحر واقعیت دارد؟

ج: آری سحر واقعیت دارد و واقعیت آن این است که جادو گران شیاطین را عبادت نموده و از آن‌ها اطاعت می‌کنند شیاطین هم در کارهایي که جادوگران قصد انجام آن را دارند با آن‌ها هم کاري‌ می‌کنند والله تعالی به شیاطین قدرت و توانایی داده است که با آن كارهای شگفت انگیزي انجام می‌دهند.

 شيخ ابن جبرين-فتاوی العلاج بالقران و السنة – الرقی ومايتعلق بها،ص(56)[122] حکم طلاق بدون دلیل و حکمتِ بودن آن در دست شوهر

س: حکمت این که طلاق در اختیار شوهر می باشد، چیست؟ حکم در مورد کسی که بدون دلیل زنش را طلاق می دهد، چیست؟ حکم زنی که بدون دلیل طلاق می خواهد چیست؟

ج: بودن طلاق در دست شوهر عین انصاف و عدالت است؛ چرا که گرهِ نکاح در دست شوهر است. پس باید باز کردن این گره هم در دست او باشد. چون مرد قیّم و سرپرست زن است. چنان که الله تعالی می فرماید:« الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ »[نساء:34]

« مردان بر زنان سرپرستند، بدان خاطر که الله تعالی بعضی را بر بعضی فضیلت داده است».

وقتی شوهر سرپرست باشد کار به دست اوست، نظر و دیدگاه درست هم همین را اقتضا می نماید. چون مرد عقلش از زن کاملتر است و دور اندیشتر مي باشد. بنابراین هیچ گاه اقدام به طلاق نمی کند؛ مگر وقتی ببیند که چاره ای جز آن نیست.

 ولی اگر طلاق در دست زن می بود زن عقلش کمتر مي باشد و کوتاه نظر و عاطفی است، ممکن است مردی دیگر مورد پسندش واقع شود و آن وقت شوهرش را طلاق دهد. حکمتهای دیگری دارد که اینک به خاطر نمی آورم؛ اما این سه حکمت و دلیلی که بیان شد از بزرگترین دلایل و حکمتهای بودن طلاق در دست شوهر می باشند.

 اما در مورد بند دوّم سؤال و آن این که حکم در مورد کسی که زنش را بدون دلیل طلاق می دهد چیست؟ باید گفت علما می گویند: طلاق پنج حالت دارد: گاهی واجب و وقتی حرام و گاهی مستحبو موقعی مکروه و وقتی جایز است. در اصل، طلاق امر مطلوبی نیست. زیرا با طلاق، نکاح که شریعت به آن فرا خوانده از هم می پاشد. ممکن است زیانهای زیادی به دنبال داشته باشد. چنان که اگر زن فرزندانی داشته باشد با طلاق خانواده از هم می پاشد و مشکلاتی پیش می آید.

 اگر زن و شوهر در کنار هم خوشبخت نیستند و با هم سازش ندارند در این صورت طلاق جایز است و جایز بودن آن نعمت الهی است. زیرا اگر زن و شوهر زندگی مشقت باری را بگذرانند صفای دنیا و زندگی برایشان مکدّر و تیره خواهد بود، اما از نعمتهای الهی است که به هنگام نیاز، طلاق جایز است.

 اما اگر زن از شوهرش تقاضای طلاق کند این حرام است، مگر آن که شوهر عيبي داشته باشد. مانند این که شوهر از نظر دینداری یا اخلاق، کمبود داشته باشد. یا زن توانایی تحمل زندگي با او را نداشته باشد، در این صورت اگر زن تقاضای طلاق کند اشکالی ندارد. 

چنان که زن ثابت بن قیس بن شمّاس رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ نزد پیامبررَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ آمد و گفت: ای رسول الله، ثابت در دین و اخلاق عیبی ندارد، ولی من می ترسم که در حالت اسلام دچار ناسپاسی و کفران شوم. یعنی بیم آن را داشت که حق شوهرش را نتواند ادا کند. از این رو تقاضای طلاق کرد. پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  به او گفت:« أَتَرُدِّينَ عَلَيْهِ حَدِيقَتَهُ؟»:« آیا باغی را که او به تو داده است آن را بر می گردانی؟»

 ثابت، باغ را به عنوان مهریه به او داده بود، گفت: بله؛ آنگاه پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  به شوهرش ثابت رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ گفت «اقْبَلْ الْحَدِيقَةَ وَطَلِّقْهَا تَطْلِيقَةً»[1] :« باغ را قبول کن و به او یک طلاق بده»

 از پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  روایت است که«أَيُّمَا امْرَأَةٍ سَأَلَتْ زَوْجَهَا طَلَاقًا فِي غَيْرِ مَا بَأْسٍ فَحَرَامٌ عَلَيْهَا رَائِحَةُ الْجَنَّةِ»[2]:

« هر زنی كه بدون دلیل از شوهرش تقاضای طلاق کند بوی بهشت بر او حرام است»

این حدیث، بیانگر آن است که اگر زن بدون دلیل تقاضای طلاق نماید، این کارش از گناهان کبیره به شمار می آید؛ زیرا در مورد آن وعید آمده است.

ابن عثیمین – فتوایی که بر آن امضا کرده است.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  تخریج حدیث در فتوای پیش ذکر شد.
[2] احمد (5/ 283،277) و دارمی (2270) و ابو داود(2226) و ترمذی (1187) و ترمذي می گوید" حدیث حسن است" و ابن ماجه (2055) و حاکم 2/200(2809) حاكم  آن را صحیح دانسته و ذهبی با او موافق است.[123] جایز بودن طلاق به خاطر مصلحت، هر چند پدر و مادر راضی نباشند

س: مردی هستم که با پدر و مادرم به نیکی و خوبی رفتار می کنم، پدر و مادرم مرا دستور دادند که با دختر جوانی ازدواج کنم که من او را دوست نداشتم، چون آن دختر شئونات اسلامی را رعایت نمی کرد؛ اما پدر و مادرم 