اسلامی هستند و شخص برای رسیدن به حقوقش چاره ای ندارد جز این که از طریق این دادگاهها اقدام نماید، حکمش چیست؟ آیا او کافر می شود یا خیر؟

ج: در صورتی که شخصی مجبور شود شکایت خود را جهت رسیدگی به دادگاههای غیر اسلامی ارجاع دهد، کافر نمی شود؛ اما باید خاطر نشان ساخت که مسلمانان اجازه ی چنین کاری را ندارند، مگر در مواقع ضروری که برای رسیدن به حقشراهی دیگر وجود نداشته باشد؛ مسلمانان می توانند در مسیری گام بردارند که شریعت به آنان اجازه داده است.

الشیخ ابن باز- مجموع فتاوی ومقالات متنوعة (23/214)[2]حکم جانب داریِِ قاضی ازیکی از دو طرف دعوا

س: قاضی ای که از یکی از دو طرف دعوا جانب داری می کند؛ و او را تلقین می کند و طرف دیگر را تهدید می کند که اگر حکم صادره را نپذیرد با او برخورد می کند، آیا این نوع قضاوت شامل وعیدی است که در حدیث آمده: « قَاضِيَانِ فِي النَّارِ وَقَاضٍ فِي الْجَنَّةِ »

(دو گروه از قاضیان جهنمی هستند و یک گروه از قضات، در بهشت هستند)[1]

ج: بر قاضی حرام است که از یکی از دو طرف دعوا جانب داری کند.

جانب داری از یکی از دو طرف دعوا ظلم است. مستحق است که چنین قاضی ای از کار بر کنار شود. قاضی با این کارش در قیامت مستحق وعید است. بنابراین فردی که قاضی او را تهدید می کند، عملکرد قاضی را گزارش کند. ایشان باید دادخواستی تنظیم کنند و خواهان رسیدگی پرونده در دادگاه تجدید نظر شوند.

عملکرد قاضی با این شیوه، قاضی را در ردیف کسانی قرار می دهد که بدون علم و دانش قضاوت می کنند، یا مانند کسی است که حق را می شناسد؛ اما بر خلاف آن قضاوت می کند.

هرگاه فردی از یکی از قضات مشاهده نمود که با یکی از دو طرف دعوا شدت برخورد را در پیش می گیرد و از دیگریجانب داری و حمایت می کند، قاضی را نصیحت کند و عذاب آخرت را برای او گوشزد نماید.

 فتوا با امضای شیخ ابن جبرین
--------------------------------------------------------------------------------
[1] جزء من حدیث اخرجه: أ بو داود(3573)،والترمذی(1322)واللفظ له ،وابن ماجه(2315)،والبیهقی فی «السنن الکبری»(20142).وصححه الأابانی فی «صحیح أبی داود»(3051)[116] حکم تصدیق جادوگران فال‌گیران وامثال این‌ها

الحمد لله وحده، والصلاة والسلام علی اشرف الأنبیاء والمرسلین، نبینا محمد وعلی آله وصحبه أجمعین، أمّا بعد:

بین بسیاری از مردم رايج است که نزد کاهنان، طالع بینان، جادوگران، عرافان و مانند: این‌ها می‌روند و درباره اطلاع از آینده، بخت، درخواست ازدواج، قبولی در امتحانات و دیگر مسایلی که علم آن‌ها به الله سبحانه تعالی اختصاص دارد سوال می‌کنند.

 الله تعالی مي‌فرمايد: «عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا (٢٦)إِلا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا (٢٧)»

([الله] عالم وآگاه از غیب است. و علم غیب خود را بر کسی آشکار نمی‌گرداند، مگر پیامبری را که [براي اين امر] بپسندد كه از پيش‌رو و پشت سرش مراقباني گسيل مي‌دارد) «جن/26-27»

و می‌فرماید: «قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ الْغَيْبَ إِلا اللَّهُ »

(بگو در آسمان‌ها و زمین غیب را کسی جز الله نمی‌داند). «نمل/ 65»

الله و پيامبر گمراهي و فرجام بد كاهنان، فال‌گيران و جادوگران را درآخرت بيان كرده‌اند و توضيح داده‌اند كه اينان غيب نمي‌دانند و آگاهانه بنام الله چيزهاي غير حق مي‌گويند.

 لذا الله تعالي می‌فرماید: « وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُمْ بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلا بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ (١٠٢)»

(و سلیمان هرگز [دست به سحر نیالوده] کافر نشد؛ ولی شیاطین کفر ورزیدند، وبه مردم سحر آموختند و [نیز یهود] از آنچه بر دو فرشته‌ي بابل «هاروت» و«ماروت» نازل شد پیروی کردند. وبه هیچ کس چیزی یاد نمی دادند؛ مگر این که از پیش به او می گفتند: «ما وسیله‌ي آزمایشیم، کافر نشو! ولی آن‌ها از آن دو فرشته، مطالبی را می‌آموختند که بتوانند بوسیله‌ي آن، میان مرد وهمسرش جدایی بیفکنند ولی هیچ گاه نمی‌توانند بدون اجازه‌ي خداوند، به انسانی زیان برسانند آن ها قسمت‌هایی را فرا می‌گرفتند که به آنان زیان می‌رسانید و نفعی نمی‌داد. و مسلما می‌دانستند هر کس خریدار این گونه متاع باشد در آخرت بهره‌ای نخواهد داشت و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند اگر می‌دانستند). «بقره/102»

و مي‌فرمايد: « إِنَّمَا صَنَعُوا كَيْدُ سَاحِرٍ وَلا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَى »«طه/69»

 (كارهايي كه كرده‌اند چيزي جز نيرنگ و جادوگر نيست، و جادو گر هرجا برود موفق نمي‌شود). 

و مي‌فرمايد:« وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ (١١٧)فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (١١٨)»

(و به موسي وحي كرديم كه عصاي خود را بيندازد. ناگهان بسرعت آنچه را بهم مي‌بافتند بلعيد. پس حق ثابت و ظاهر گرديد و آنچه آنان مي‌كردند باطل شد). «اعراف/117تا118»

این آیات بیانگر خسران و ضرر جادوگر است. در حقیقت جادوگر در دنیا وآخرت هیچ بهره‌ای ندارد و هیچ خیر و خوبی در کار او وجود ندارد. و آنچه ياد می‌گيرد و به دیگران ياد می‌دهد به فرد ضرر مي‌رساند و نفعی ندا‌رد وآن‌طور که الله تعالی خبر داده است عمل‌شان باطل است.

پيامبر صلی الله علیه وسلم در حدیث صحیح می‌فرماید: «اجْتَنِبُوا السَّبْعَ الْمُوبِقَاتِ، قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ وَمَا هُنَّ؟ قَالَ: الشِّرْكُ بِاللَّهِ، وَالسِّحْرُ، وَقَتْلُ النَّفْسِ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ، وَأَكْلُ الرِّبَا، وَأَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ، وَالتَّوَلِّي يَوْمَ الزَّحْفِ، وَقَذْفُ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ الْغَافِلَاتِ»

(از هفت هلاک کننده  دوری کنید؛ پرسیدند: ای پيامبر! آنها چه هستند؟ فرمود: شرک به الله، سحر، کشتن فردي که الله تعالی قتل او را، حرام گردانیده است، مگر به حق، خوردن ربا، خوردن مال یتیم، فرار از جنگ در حال رویا رويی با دشمن و تهمت زدن به زنان مؤمن پاک دامن بی خبر!).[1]

این حديث بیانگر عظمت و بزرگی جریمه‌ی سحر است، چرا که رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را در کنار شرک قرار داده و از هل