ُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  می خواست به سفر برود بین همسرانش قرعه کشی می کرد و قرعه به نام هر کسی در می آمد او را با خودش می برد.[1]

 وقتی مردی وصیت کرده بود که بعد از مرگش هر شش برده ی او آزاد هستند. پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ بین آنها قرعه کشی کرد و دو نفر را آزاد نمود و چهار نفر را به عنوان برده باقی گذاشت.[2]

نام گذاری فرزند حق پدر است امّا مستحب است که به خاطر خوشنود کردن و به دست آوردن دل همسرش با او مشوره کند.

زن و مرد باید نامهای خوب را انتخاب نمایند و از نامهای زشت دوری جویند. اسمی که دارای معنای بندگی غیر الله باشد جایز نیست که آن اسم بر فرزند نهاده شود؛ مثل: عبدالنبی، عبدالکعبه، عبدالحسین و امثال آن که جایز نیستند؛ چون همه انسانها بندگان الله هستند. پس جایز نیست که شخص، بنده ی کسی دیگر غیر از بنده ی الله نامیده شود. عالم معروف ابو محمد بن حزم "رحمه الله"[3] نقل می کند که علما همه بر این اتفاق دارند که گذاشتن اسمهایی که به معنای بندگی برای کسی غیر از الله هستند حرام است به جز عبدالمطلب؛ چون پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ این نام را که بر بعضی از صحابه گذاشته شده بود تغییر نداد.

 شیخ ابن باز، فتاوی اسلامیه 3/221 جمع و ترتیب محمد المسند
--------------------------------------------------------------------------------
[1] بخاری  و أطرافه فیه، 2593 و مسلم 2770
[2] مسلم 1668
[3] در کتابش "مراتب الاجماع" ص 154<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:16.xml">فصل اول: ايمان و كفر</a><a class="folder" href="w:html:76.xml">فصل دوم: ادیان و فرق ضاله</a><a class="folder" href="w:html:137.xml">فصل سوم:‌  سحر و ساحران </a><a class="folder" href="w:html:159.xml">فصل چهارم: حاكميت و اجراي قوانين </a><a class="folder" href="w:html:177.xml">فصل پنجم: همكاري با كفار </a><a class="folder" href="w:html:233.xml">فصل ششم: بدعتها و مسايل نوپيداي در دين </a><a class="folder" href="w:html:282.xml">فصل هفتم:  عكس و عكاسي </a><a class="folder" href="w:html:334.xml">فصل هشتم: انبیا عليهم الصلاة و السلام و اوليا </a><a class="folder" href="w:html:342.xml"> فصل نهم: جن و احكام آن </a><a class="folder" href="w:html:359.xml">فصل دهم: فتنه‌هاي آخر الزمان </a><a class="folder" href="w:html:364.xml">فصل يازدهم: قضاء و قدر  </a></body></html>[120] کشتن ساحر گاهی به خاطر مرتد شدن است و گاهی به خاطر اجرای یکی از حدود الهی است.

س: آیا ساحر به خاطر مرتد شدن کشته می شود یا بخاطر يكي از حدود الهي؟

ج: قتل جادوگر با توجه به تفصیلی که در مباحث گذشته ذکر کردیم ـ گاهی به خاطرمرتد شدن است و گاهی بخاطر يكي از حدود الهي است هرگاه ‌به کفر ساحر حكم کردیم، کشتن او به ‌خاطر مرتد ‌شدن است، اما اگر سحر ساحر به درجه‌ي ‌کفر نرسد کشتن او اجرای حد است؛ در هرحال کشتن جادوگران واجب است؛ جه آنها را كافر بدانيم چه كافر ندانيم و این به خاطر ضرر ‌بزرگ و رسوايی کارشان ‌است، چون آن‌ها بین زن و شوهرش جدایی می‌اندازند وبعضي اوقات بین‌ دو نفر دشمن پیوند دوستی ایجاد می‌کنند.

تا از این طریق بتوانند به ‌اهداف‌شان برسند؛ مانند این‌که ساحر، زنی را سحر می‌کند. تا با او زنا كند پس بر حاکم مسلمانان واجب است ساحر را بعنوان حد بكشد  بدون آن که از ساحر بخواهد توبه کند. این تازمانی است که کشتن وی به عنوان حداست، چرا که هر گاه‌ يکی از احکام مربوط به حدود به حاکم گزارش شود. از فرد متهم نمی‌خواهد ‌توبه‌ کند بلکه در‌ هر‌ حال حد‌ را اجرا می‌کند، اما اگرشخصي کافر شود حاکم از او می‌خواهد توبه کند. به این ترتیب اشتباه کسانی‌که حکم مرتد راجزو حدود دانسته‌اند آشکار‌ می‌گردد، چون کشتن مرتد از حدود نیست؛ چرا كه اگر توبه کند کشتن او منتفی می‌گردد، وانگهی اجرای حدود کفاره‌ي گناهان است و فرد گناهکار کافر نمی‌گردد. کشتن ساحر به خاطر ارتداد، کفاره‌ي او نیست و بر فردی كه به چنین جرمی کشته شود نماز خوانده نمی‌شود او را غسل نمی‌دهند و در قبرستان مسلمانان دفن نمی‌کنند. به این ترتیب، نظریه‌ي کشتن جادوگر با قوانین شریعت موافق و منطبق است: چون ساحران مي‌كوشند که در زمین فساد را رواج دهند و فساد و خراب کاری ساحران از بزرگ‌ترین فسادها است. هر گاه کشته شوند مردم از شرشان در امان می‌مانند و مردم از رفتن به نزد جادوگران باز می‌آیند.

 شیخ ابن عثیمین المجموع الثمین(ص133ـ134 ج 2)[30] ترجیح دادن یکی از پسران بر دیگر برادرانش 

س: آیا جایز است که به یکی از پسرانم چیزی بدهم و به دیگری چون نیاز ندارد ندهم؟

ج: شما نباید چیزی را به طور ویژه به یکی از پسران یا دخترانت بدهی و به دیگران ندهی، بلکه باید بین آنها به مساوات رفتار کنی و برحسب حق ارث به آنها بدهی یا به هیچ یک چیزی ندهی؛ چون پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ می فرماید: «اتَّقُوا اللَّهَ وَاعْدِلُوا بَينَ أَوْلَادِكُمْ»[1] «از الله بترسید و میان فرزندانتان برابری کنید.»

 امّا اگر راضی بودند که به یکی از آنها چیزی داده شود در صورتی که به سن بلوغ و رشد رسیده باشند اشکالی ندارد و این زمانی است که در میان فرزندان شما فردی باشد که به علت بیماری یا مانعی دیگر توانایی کسب و کار نداشته و فقیر و نیازمند باشد و از سوی حکومت برایش حقوقی که نیازش را رفع نماید، مقرر نشده باشد. بر شما لازم است که به اندازه نیازش او را کمک نمایی تا وقتی که الله او را بی نیاز می گرداند.

شیخ ابن باز، فتاوی المرأة ص 205
--------------------------------------------------------------------------------
[1] بخاری2687 و مسلم (1623) – (13) [31] پرداختن مخارج فرزندان متأهل و مجرّد

 س: به اطلاع شما می رسانم که من مخارج پسران متأهل و مجرّد خود را می پردازم. آیا باید مخارج دختران متأهلم را هم بپردازم؟

ج: اگر پسرانت با تو کار می کنند مخارج آنها را بپرداز و می توانی به خاطر این که با شما کار می کنند در مقابل کارشان به آنها بیشتر بدهی. همچنین اگر پسرانت فقیرند و درآمدی ندارند باید مخارج آنها را بپردازی خواه مجرد باشند یا متأهل. هرکدام از آنها که مستقل شد و با درآمدی که داشت یا با حقوقی که می گرفت نیازی به کمک شما نداشت و با شما کار نمی کرد پرداختن مخارج بر شما لازم نیست. همچنین هزینه مخارج دخترانی که ازدواج کرده اند بر شما لازم نیست؛ بلکه شوهرانشان باید مخارج آنها را تأمین کنند. زیرا الله تعالی می فرماید: « وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ » [ نساء: 34] : 
« و نیز بدان خاطر که از اموال خود خرج می کنند.»

در حدیث آمده است: « وَلَهُنَّ عَلَيْكُمْ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» [1]

«شما باید خوراک و پوشاک زنان را تهیه کنید». 

 امّا اگر بعضی نیازمند و به شدت محتاج بودند و شما توانگر بودی می توانی به آنها کمک کنی امّا نباید مال زکات را به آنها و فرزندانشان بدهی و شوهرانشان را می توانی با دادن زکات کمک کنی. والله اعلم 

شیخ ابن جبرین قول و املای ایشان در تاریخ 7/2/1423هـ
--------------------------------------------------------------------------------
[1] مسلم 1218[32] مواردی که می توان بعضی از پسرا