 ها غيبت و سخن چيني و ورق بازي و غيره است؛ آيا همنشيني با اينها جايز است، گفتني است كه آن ها دوستان من هستند و با بيشترشان رابطه برادري و فاميلي و دوستي دارم؟ 

ج : اين گروهي كه سرگرمي مجلس آن ها خوردن گوشت برادران مرده ي شان مي باشد اينها در حقيقت احمق نادان هستند؛ چون خداوند متعال مي فرمايد: « وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ »[ بخشي از آيه 12 حجرات] [و غيبت يكديگر را نكنيد آيا فردي از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده ي خويش را بخورد، آن را ناپسند مي دانيد.]

 پس اين ها كه در مجالسشان گوشت مردم را مي خورند گناه كبيره اي مرتكب شده اند، و شما بايد آن ها را نصيحت كنيد؛ اگر پذيرفتند و عادت خود را ترك كردند چه خوب، و گرنه بر تو واجب است كه با آن ها همنشين نشوي؛ چون خداوند متعال مي فرمايد: « وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آَيَاتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذًا مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا [(140) نساء] .»

 [و در كتاب بر شما نازل كرده كه هر گاه شنيديد كه به آيات خدا كفر ورزيده مي شود و مسخره مي شوند با ( كساني كه چنين مي كنند ) منشين تا به سخن ديگري بپردازند، ( اگر با آن ها بنشينيد ) شما مانند آن ها هستيد، بيگمان خداوند منافقان و كافران را همه در دوزخ گرد مي آورد.] 

پس وقتي كه الله تعالي همنشينان كساني را كه به آيات الهي كفر ورزيده و مسخره مي كنند از آن ها قرار داده– با اين كه كفر ورزيدن و مسخره ي آيات گناه بزرگي است و فرد از دايره ي دين خارج مي كند – بنابراين هر كسي با گناهكاراني كه گناهاني كوچكتر از آن مرتكب مي شوند همنشين باشد او نيز مانند آن هاست، پس كسي كه در جلسه ي غيبت نشسته مانند كسي است كه غيبت مي كند و گناهكار است. 

شما بايد از مجلس كساني كه غيبت مي كنند، جدا شوي و با آن ها ننشيني. و اين كه شما با آن ها رابطه اي قوي داري و آنها دوستان شما هستند، در قيامت براي شما سودي نخواهد داشت. و قتي در قبرت تنها باشي اين رابطه و دوستي برايت كاري نخواهد كرد، و به زودي تو از آن ها يا آنها از تو جدا خواهند شد، و هر يك با عمل خود تنها مي شود. 

خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد: « الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ (67) الزخرف » [دوستان در آن روز دشمن يكديگر مي شوند به جز پرهيزگاران .]

از فتاواي شيخ ابن عثيمين – جمع آوري: اشرف عبدالمقصود 2/394  [116] غيبت به خاطر خير خواهي و نصيحت 

س: شخصي مي خواهد ديگري را به كاري بگمارد، و من مي دانم كه اين شخص صلاحيت اين كار را ندارد. آيا جايز است كه آن فرد را از عيب هاي شخص مورد نظرش آگاه كنم؟ آيا چنين كاري غيبت به حساب نمي آيد؟ 

ج: اگر هدف نصيحت و خير خواهي باشد اين غيبت نيست؛‌ چون پيامبر صلي الله عليه و سلم مي فرمايد:[ الدِّينَ النَّصِيحَةُ] « دين يعني خير خواهي » گفتند: براي چه كساني اي رسول خدا؟ فرمود: [لِلَّهِ وَكِتَابِهِ وَرَسُولِهِ وَلأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ وَعَامَّتِهِمْ] براي خدا و كتابش و پيامبرش و پيشوايان مسلمان و عموم مسلمان ها[1]

در صحيحين از جرير ابن عبدالله البجلي رضي الله عنه روايت است كه گفت: [بَايَعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلَى إِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ وَالنُّصْحِ لِكُلِّ مُسْلِمٍ] 

[با پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ به برپا داشتن نماز و پرداختن زكات و خير خواهي براي هر مسلماني بيعت كردم[2] ،] و احاديث زيادي كه در اين مورد آمده است. و بالله توفيق.

 شيخ ابن باز – مجلة الدعوة – ش 1172 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] مسلم 55
[2] بخاري 74 و مسلم 56[117] عيب جويي از علما 

س: بعضي از جوانان و بعضي از طلاب علم عادت كرده اند كه يكديگر را عيب بگيرند و مردم را از يكديگر متنفر مي كنند، نظر جناب عالي در اين مورد چيست؟ آيا چنين كاري مجوز شرعي دارد؟ 

ج : عيب جويي از علما حرام است؛ متنفر نمودن ديگران از علما حرام است. پس وقتي براي انسان جايز نيست كه غيبت برادر مسلمانش را بگويد حتي اگر برادرش عالم نباشد ... پس چگونه او مي تواند غيبت برادران علماي خود را بگويد؟ انسان مؤمن بايد زبانش را از غيبت برادران مؤمن خود پاك كند. 

خداوند متعال مي فرمايد: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ (12) حجرات »

 [اي مؤمنان از بسياري از گمان ها پرهيز كنيد بيگمان بعضي از گمانها گناه است، و [در كار ديگران] تجسس نكنيد و غيبت يكديگر را نكنيد، آيا فردي از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده اش را بخورد( قطعاً ) آن را ناپسند خواهيد دانست، و از خدا بترسيدبيگمان خداوند تو به پذير مهربان است.] 

كسي كه به اين بلا گرفتار شده است بايد بداند كه هر گاه عالمي را عيب بگيرد، اين كارش سبب مي شود تا مردم از اين عالم متنفر شوند و در نتيجه به سخنان او گوش نكنند و آن را نپذيرند، پس آنگاه گناه پذيرفته نشدن حق، و سخنان ديني بر كسي است كه از آن عالم عيب گرفته است، زيرا عيبجويي از عالم دين در واقع، عيب جويي شخصي نيست؛ بلكه عيب گرفتن از ميراث محمد صلي الله عليه و سلم است؛ زيرا علما وارثان پيامبرانند.

هر گاه از علما عيب گرفته شود، مردم به علم و دانش آنها اعتماد نمي كنند، علمي كه آن را از پيامبر خدا محمد صلي الله عليه و سلم به ارث برده اند. آن وقت مردم به آن چه اين عالم از احكام شريعت ارائه مي كند اعتماد نمي كنند.

 من نمي گويم اهل علم معصوم هستند. بلكه هر انساني اشتباه مي كند و شما هر گاه از عالمي چيزي را كه ديدي كه به عقيده ي شما اشتباه بود با او تماس بگيريد و با او حرف بزنيد و اگر براي شما روشن شد كه حق با اوست از او پيروي كن،‌ و اگر از دلايل او قانع نشدي اما ديدي كه سخن او راه دارد و توجيه پذير است بايد از عيب گرفتن او باز بيابي. اگر ديدي كه سخن او راهي ندارد و توجيه پذير نيست از سخن او دوري كن چون تأييد خطا و اشتباه جايز نيست. اما شما حق نداري او را كه عالم معروفي است و داراي حسن نيت است عيب بگيري. 

 اگر ما بخواهيم علماي معروف و شناخته شده را كه در كار خود داراي حسن نيت هستند به خاطر اشتباهي كه در مسئله اي از مسائل فقه مرتكب شده اند عيب بگيريم، در واقع ما علماي بزرگ را عيب گرفته ايم.

هر گاه شما از عالمي اشتباهي ديدي با او مناقشه كن و حرف بزن،‌ اگر برايت مشخص شد كه حق با ا