ير هذا اللفظ برقم: (18و 3892و 3893و 6784و 6801و 6873و 7199و 7213و 7468).[139] كيفيت تقويت ايمان

س: چگونه انسان داراي ايماني قوي مي شود و اوامر خدا را اجرا مي كند و از عذاب او می ترسد؟ 

ج: با تلاوت و خواندن قرآن و تفکر در معاني و احكام آن، مطالعه سنت پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ ، آگاهي يافتن از تفاصيل شريعت، عمل به مقتضاي آن و التزام عقيدتي و عملي به آيات و احاديث و مسائل اعتقادي. احساس قلبي به عظمت خداوند، يادآوري روز قيامت و حساب و پاداش و عقاب و سختي هاي آن، همنشيني با انسانهاي صالح و نيك؛ و دوري از اهل شرّ و فساد، ايمان تقويت مي شود.

و صلي الله و سلم علي نبينا محمد و آله و صحبه.

اللجنة الدائمة-فتاوي إسلامية،(4/495)[140] حكم كسي كه پاداش نوافل را مي داند اما آن را انجام نمي دهد 

س: بسياري از طلاب علوم ديني به بسياري از فضايل اعمال و پاداش آن از جمله نماز شب، آگاهي دارند اما عمل نمي كنند.

ج: اعمالي كه فضيلت آن در نصوص بيان شده دو نوع هستند؛ نوعي واجب كه مسلمان خواه عالم باشد يا غير عالم بايد به واجبات توجه كند و در مورد آن از خدا بترسد، و بر آن مواظبت نمايد، مانند نمازهاي پنجگانه و پرداختن زكات و ديگر فرائض. 

نوعي از اعمال مستحب، مانند: نماز تهجد و نماز چاشت و امثال آن، مسلمان بايد براي اداي آن بكوشد، به خصوص علما؛ چون الگو و اسوه هستند، و اگر بعضي وقتها موفق به اداي آن نشوند ضرري ندارد؛ چون نفل است، اما از صفات اهل علم و برگزيدگان و فرهيختگان اين است كه به اين امر توجه دارند و محافظت مي نمايند.

الشيخ ابن باز- مجلة البحوث-العدد(42)ص(162)[131] حكم شورش عليه وليّ وحاكم مسلمانان

س1: هم اكنون كساني هستند كه جوانان را بويژه از طريق اينترنت دعوت مي‌‌كنند تا از اطاعت ولي امر (حاكم و پادشاه) اين كشورها (كشورهاي عربي) دست بردارند، سبب اين فراخوان آن است كه مي‌گويند: در اين كشورها بانك‌ها‌ي ربوي و كثرت منكرات به صورت آشكارا وجود دارد، چه صحبتي براي اين‌افراد داريد؟

ج1: صحبت بنده اين است كه اين‌ها حرف‌هاي باطلي است كه مورد قبول واقع نخواهد شد، ‌چراكه اين دعوت به گمراهي و تفرقه و پراكنده نمودن جماعت مسلمانان است. بايد نسبت به اين حرف‌ها و فراخوان‌ها بي‌توجه بود، و آن را رد نمود و كسي به آنها توجه نكند؛ زيرا به باطل دعوت مي‌دهند و فراخوان به منكر، شرارت و فتنه است. بايد دانست كه وجود منكرات  در كشورها موجب كفر حكام نمي‌شود.

س2: آيا شورش عليه حكام تنها با شمشيراست؟ يا شامل ايراد گرفتن از آنان و تحريك مردم بر ضد حكام است تا مردم عليه‌شان تظاهرات كنند؟

ج2: قبلاً يادآور شديم كه شورش عليه حكام با شمشير است و اين تندترين نوع شورش عليه حكام است. اما با ناسزا گفتن  و دشنام دادن آنان در جلسات  و بر سرمنبرها نيز شورش عليه حكام  بشمار مي‌رود، زيرا اين كار موجب تحريك مردم بر شورش عليه حاكم مي‌گردد و قدر منزلت حاكمان درهم شكسته مي شود؛ با اين ترتيب با حرف و زبان هم عليه حاكم، شورش به شمار مي‌رود.

 الشيخ الفوزان- الإجابات المهمة في المشاكل  المدلهمة (1/11،31)[141] علاج سنگدلي

س: چگونه انسان از سنگدلي رهائي مي يابد؟ اسباب سنگدلي چيست؟

ج: ارتکاب گناه، غفلت و همنشينی با غافلان و فاسقان اسباب سنگدلي هستند. اطاعت خداوند و همنشيني با نيكان و پر كردن وقت با ذكر و تلاوت قرآن و استغفار و دوري از همنشيني بدان و غافلان دل را پاك و نرم مي كند،[1] خداوند متعال مي فرمايد: «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» [الرعد-28]

«آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها، آرامش می گیرند»

الشيخ ابن باز- مجموع فتاوي و مقالات متنوعه(5/244)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  وقد جمعها أحدهم بقوله:
دواء قلبک خمس عند قسوته       فاحرص علیها تَفُز بالخیر و الظَّفَر
خلاءُ بطنٍ و قرآنٌ تَدَبُّرُهُ            کذاک وِقفَةُ باکٍ ساعةَ السَّحَرِ
و أن تَجَنَّب أَکلَ المال من شُبَهٍ       و أن تُجَالِس أهل الخَیرِ و الخِیَرٍ[142] چگونه وسوسه ها را دفع كنيم

س: مردي هست كه خداوند نعمت هدايت را به او ارزاني نموده و حلاوت ايمان را چشيده است. خداوند نعمت فهم و معرفت آياتش را به او عطا كرده، سپس حالت او منقلب گشته وحلاوت ايمان را از دست داده و دچار وسوسه های زيادی شده است. پاره اي از اين وسوسه ها به گونه اي هستند که اگر آن را به زبان بياورد كافر مي شود، و او راضي به اين وسوسه ها نيست، این شخص چه كار كند تا باز به حالت اولي باز گردد؟ 

ج: حكمت الهي چنين است كه براي هر دردي دوايي فرو فرستاده است، و حتي براي امور معنوي و رواني دواي آن را آورده است، دوا چيست؟

دوا: صحابه به پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ از وسوسه هايي شكايت كردند كه دوست دارند از آسمان به زمين بيفتند اما آن وسوسه ها را به زبان نياورند؛ پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرمان داد كه از آن وسوسه ها باز بيايند، خود را دور كنند، و از شيطان به خدا پناه ببرند؛ پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ مي فرمايد: « يَأْتِي الشَّيْطَانُ أَحَدَكُمْ فَيَقُولُ مَنْ خَلَقَ كَذَا؟ مَنْ خَلَقَ كَذَا؟ حَتَّى يَقُولَ مَنْ خَلَقَ رَبَّكَ؟ فَإِذَا بَلَغَهُ فَلْيَسْتَعِذْ بِاللَّهِ وَلْيَنْتَهِ»[1]

 «شیطان نزد یکی از شما می آید و می گوید فلان چيز را چه كسي آفريده است؟ فلان چيز را چه كسي آفريده است؟ تا اينكه مي گويد: پروردگارت را چه كسي آفريده است؟ پس وقتي که فردی دچار چنين وسوسه اي شد به خدا پناه ببرد و از آن باز بيايد»

 يعني به خدا پناه ببرد و از وسوسه ها به طور كلي خودش را دور كند. اين وسوسه همان طوري كه در مورد خدا براي انسان پيش مي آيد در عبادات هم دچار وسوسه مي شود، انسان كاملاً وضو مي گيرد، سپس شيطان به او مي گويد: وضو كامل نشده است، او باز دوباره وضو مي گيرد، و شيطان مي گويد: وضو كامل نشده است، باز او مي رود و وضو مي گيرد. علاج همه اين وسوسه ها اين است كه انسان به آن توجه نكند و از آن دور شود و به خدا پناه ببرد. وضوي خود را اعاده نكند. پس اين برادر را خداوند هدايت كرده و طعم ايمان را چشانيده است سپس دچار اين وسوسه ها شده، به او مي گوئيم: خوشحال باش اين نشانه ي ايمان كامل و صريح است، شيطان اين وسوسه ها را به دلت مي آورد تا تو را از ايمان باز دارد، بنابراين به خدا پناه ببر و از وسوسه ها باز بيا و دور شو و به آن اهميت نده. 

به ابن عباس گفتند: يهوديان مي گويند: ما در نمازمان دچار وسوسه نمي شويم؛ ابن عباس گفت: راست مي گويند، شيطان با قلبي كه خراب است چكار دارد.[2] دلهاي يهود و نصارا خراب است، و آيا شيطان سراغ دلهاي خراب مي آيد تا آن را فاسد كند؟! شيطان مي آيد تا بنايي را كه بر پاست خراب نموده و منهدم كند، اما بنايي كه خراب و منهدم است شيطان به سراغ آن نمي آيد. اين امر دلالت مي كند كه هر چند ايمانِ انسان بيشتر باشد شيطان با چنين 