 سَقَماً»[5] 

« بِسْمِ اللهِ أَرْقِيكَ مِنْ كُلِّ شَىْءٍ يُؤْذِيكَ، مِنْ شَرِّ كُلِّ نَفْسٍ أَوْ عَيْنٍ أَوْ حَاسِدٍ اللهِ يَشْفِيكَ، بِسْمِ اللهِ أَرْقِيكَ »[6] سه بار .

 همچنين خواندن فاتحه بر مريض و مار گزيده از بزرگترين اسباب شفا مي باشد[7].

الشيخ ابن باز- مجموع فتاوي و مقالات متنوعة(1/213-215) 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] احمد (4/267،721،276)، و ابوداود (1479)، والترمذی (2969،3247،3372)، و قال: «حسن صحیح» و النسائی «الکبری» (11464)، وابن ماجه (3828)، و ابن حبان فی «صحیحه» (890)، والحاکم 1/491 (1802) و صححه ووافقه الذهبی.
[2] احمد (1/293،303،307)، والترمذی (2516)، و الطبرانی فی «الأوسط» (5417)، و «الکبیر» (11243،11416،11560،12988)، والحاکم 3/541،542 (6303،6304). و قال الترمذی: «حسن صحیح».
[3] مسلم (1631)
[4] احمد (1/62،66،72)، و ابوداود (5088)، والترمذی (3388)، و قال: «حسن غریب صحیح»، والنسائی فی الکبری (9843،9844)، وابن ماجه (3869)، و ابن حبان (852،862)، و الحاکم 1/514 (1895)، و صححه و وافقه الذهبی.
[5] البخاری فی (5411)
[6] مسلم فی (2186)
[7]  البخاری (5749) و مسلم (2201)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:18.txt">ایمان و کفر</a><a class="text" href="w:text:19.txt">بزرگترین نواقض دهگانه ی اسلام</a><a class="text" href="w:text:20.txt">مفهوم ایمان و کفر</a><a class="text" href="w:text:21.txt">بطلان این سخن که اگر مسلمان شرک بورزد همیشه در جهنم نمی ماند</a><a class="text" href="w:text:22.txt">ارتداد، عوامل و پیامدهای آن</a><a class="text" href="w:text:23.txt">حکم مسلمانی که ارکان عملی اسلام را انجام نمی دهد</a><a class="text" href="w:text:24.txt">حکم ناسزا گفتن به الله تعالی و پیامدهای آن</a><a class="text" href="w:text:25.txt">حکم ناسزا گفتن به دین در حالت غضب</a><a class="text" href="w:text:26.txt">حکم کسانی که با استهزاء به دین، مردم را می خندانند</a><a class="text" href="w:text:27.txt">حکم کسانی که افراد متدین و پایبند به شریعت را مسخره می کنند</a></body></html>[139] حالت‌هاي حكمراني و حاكمِ به غير «ما أنزل الله»

شيخ محمد بن عثيمين رحمه الله در شرح «ثلاثةالأصول»[1] مي‌گويد: حكم به ما انزل الله بخشي از توحيد ربوبيت است؛ چرا كه اجراي حكم خداوندي است كه مقتضي ربوبيت او تعالي و كمال پادشاهي و تصرف اوست، به همين دليل است كه الله تعالي افرادي را كه مردم در غير قوانين و دستورات الهي از آن‌ها پيروي مي‌كنند، براي‌شان ارباب ناميده است و مي‌فرمايد:« اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلا لِيَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لا إِلَهَ إِلا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ (٣١)»

(آن‌ها عالمان و راهبان خود و مسيح پسر مريم علیه السلام را به جاي الله تعالي اربابان خود گرفتند با آنكه دستور داشتند جز پروردگار يگانه كه هيچ معبودي جز او نيست، بپرستند و او منزه است از آنچه شريكش مي كنند). «توبه/31»

الله تعالي رهبران، پيشوايان و مرشدان را پروردگاراني (ارباباً) ناميده است، چرا كه اين‌ها علاوه بر الله تعالي قانون گذاراني هستند (كه از خودشان شريعت و ديني ساخته‌اند و هر چه را خواستند حلال نموده و هر چه را خواستند، حرام قرار دادند) و پيروي كنند‌گان (مقلدان و مريدان) را عبادت كنند‌گان‌شان ناميده است، چرا كه اينان در مخالفت فرمان الهي تسليم و مطيع آن‌ها شدند!؟

عدي بن حاتم رضی الله عنه به رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت: اين پيروان آنان را عبادت نمي‌كردند؛ پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:«بل إنهم حَرَّموا عليهم الحَلاَل، وأحلّوا لهم الحرام فَاتَّبَعُوهم؛ فذلك عِبَادَتُهم إيَّاهم» [2]

 (چرا! آن‌ها حلال را برايشان حرام، و حرام‌ را براي‌شان حلال قرار دادند و آنان هم پيروي كردند و اين پيروي بمنزله عبادت آنان است). 

 پس از اين كه اين را فهميدي، بدان كه هر كس طبق آنچه الله نازل فرموده حكم نكند و بخواهد  براي شكايت و حل اختلاف و درگيري‌ها به نزد كسي جزالله و رسولش برود، آياتي در قرآن آمده كه وجود ايمان را از او نفي مي‌كند و آياتي نيز هست كه حكم كفر، ظلم و فسق او را بيان مي كند.

آيات قسم اوّل:‌ مانند اين‌كه:

الله تعالي مي‌فرمايد:« أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالا بَعِيدًا (٦٠)وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُودًا (٦١)فَكَيْفَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جَاءُوكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنَا إِلا إِحْسَانًا وَتَوْفِيقًا (٦٢)أُولَئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَعِظْهُمْ وَقُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلا بَلِيغًا (٦٣)وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا (٦٤)فَلا وَرَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا (٦٥)»

(آيا نديدي كساني را كه گمان مي‌كنند به آنچه برتو و آنچه پيش از تو نازل شده ايمان آورده‌اند  ولي مي‌خواهند براي قضاوت و داوري نزد طاغوت (حكّام باطل) بروند؟! با اين كه به آنها دستور داده شده كه به طاغوت كفر ورزند. امّا شيطان مي‌خواهد آنان را گمراه كند، گمراهي دور از حق و هنگامي كه به آن‌ها گفته شود. به سوي آنچه الله نازل كرده، و به سوي پيامبر بياييد. منافقان را مي‌بيني كه از تو اعراض مي‌كنند پس چگونه وقتي به خاطر اعمالشان، گرفتار مصيبتي مي‌شوند، بعد از آن به سراغ تو مي‌آيند، سوگند به الله ياد مي‌كنند كه ما هدفي جز نيكي وتوافق[بين طرفين]‌نداشتيم؟! آن‌ها كساني هستند كه الله آنچه را دل دارند مي‌داند از آنان صرف نظر كن؛ و آن‌ها را نصيحت كن و با بياني واضح و رسا، نتايج اعمالشان را به آن‌ها گوشزد‌ نما! ما هيچ پيامبري را نفرستاديم مگر براي اين كه به فرمان الله، از وي اطاعت شود. و اگر اين مخالفان، هنگامي كه به خود ستم مي‌كردند، به نزد تو مي‌آمدند و از الله طلب آمرزش مي‌كردند و پيامبر هم براي آن‌ها استغفار مي‌كرد، الله را توّاب و رحيم مي يافتند. به پروردگارت سوگند كه آن‌ها مؤمن نخواهند بود، مگر اين كه در اختلافات خود، تو را به داوري طلبند، و سپس از داوري و قضاوت تو در دل خود احساس ناراحتي نكنند؛ وكاملاً تسليم باشند). «نساء/60 تا65»

الله تعالي در اين آيات منافقان مدعي ايمان را با صفات زير وص