شده کفر ورزیده است»[2]

وصلی الله علی نبینا محمد و آله و صحبه و سلم.

اللجنة الدائمة- مجلةالبحوث الإسلامیة/العدد(26)ص(118،119)
-------------------------------------------------------------------------------
[1] مسلم (2230)
[2] أحمد(2/429)، و إسحاق بن راهویه في مسنده 1/ 434(503)، و الحاکم1/8(15)و صححه و وافقه الذهبي. قال المناوي في «فیض القدیر»(6/23):«..و قال الحافظ العراقي في أمالیه: حدیث صحیح . و رواه عنه- أي عن الحاکم- البیهقي في السنن،فقال الذهبي: إسناده قوي» اه  - و أخرجه بزیادة فیه: أحمد (2/476)، و أبو داود(3409)، و الترمذي (135)، و النسائی في «الکبری»(9017)، و ابن ماجه(639)،و البزار(3578).[102] حکم رفتن برای معالجه نزد کاهنان

س: پدرم مدت طولانی است که به بیماری روانی مبتلا می باشد و چند بار او را به بیمارستان برده ایم؛ یکی از خویشاوندان پیشنهاد می نماید که او را پیش زنی ببریم که علاج چنین بیماری هایی را می داند، و همچنین گفته اند: فقط اسم مریض را به او بدهید بیماری او را می گوید و علاج آن را شرح می دهد؛ آیا جایز است که پیش این زن برویم؟

ج: پرسیدن در مورد بیماری از این زن و امثال او و تصدیق و تأیید آن جایز نیست؛ زیرا این زن از جمله کاهنانی است که ادعای علم غیب می کنند و در معالجات و خبرهایی که می دهند از جن ها کمک می گیرند.

در حدیث صحیح از پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم روایت است که فرمود:« مَنْ أَتَى عَرَّافًا فَسَأَلَهُ عَنْ شَيْءٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاةٌ أَرْبَعِين یَومَاً»[1]«هر کسی نزد کاهنی آمد و از او چیزی پرسید نماز چهل روز او قبول نمی شود» و همچنین از پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم روایت است که 

 فرمود: «« مَنْ أَتَى عَرَّافًا أوكَاهِنًا فَصَدَّقَهُ بِمَا يَقُولُ فَقَدْ كَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ» «هر کسی نزد کاهنی آمد و او را در آنچه می گوید تصدیق کرد به آنچه بر محمد نازل شده کفر ورزیده است»[2]احادیث زیادی در این مورد آمده است پس بر اینها و کسانی که نزد اینها می آینداعتراض و عمل آنان را انکار کرد و نباید انها را تصدیق نمود. باید آنها را نزد مسئولین امر برد تا مجازات شوند؛ چون ترک آنها و نبردنشان پیش مسئولین به ضرر جامعه است و کمکی است به اینکه افراد جاهل فریب آنها را بخورند و در مورد بیماریها و مشکلات خویش از آنها بپرسند و آنها را تصدیق کنند. پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: «مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ»[3]«هر کسی از شما منکری دید آن را با دستش تغییر دهد و اگر نتوانست آن را با زبانش آن را تغییر دهد و اگر نتوانست با قلبش، و این از همه ایمانش ضعیف تر است» تردیدی نیست که بردن آنها نزد مسئولین امر مانند امیر و فرماندار شهر و هیئت امر به معروف و نهی از منکر و دادگاه، از جمله انکار بر آنها با زبان است و از نوع تعاون وهمکاری بر نیکی و تقوا می باشد. 

شیخ ابن باز- فتاوی العلاج بالقرآن و السنة-الرقی و ما یتعلق بها، ص(36،37)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] مسلم (2230)،بلفظ «أربعین لیلة»
[2] أحمد(2/429)، و إسحاق بن راهویه في مسنده 1/ 434(503)، و الحاکم1/8(15)و صححه و وافقه الذهبي. قال المناوي في «فیض القدیر»(6/23):«..و قال الحافظ العراقي في أمالیه: حدیث صحیح . و رواه عنه- أي عن الحاکم- البیهقي في السنن،فقال الذهبي: إسناده قوي» اه  - و أخرجه بزیادة فیه: أحمد (2/476)، و أبو داود(3409)، و الترمذي (135)، و النسائی في «الکبری»(9017)، و ابن ماجه(639)،و البزار(3578). 
[3] مسلم (49).[103] حکم دعا خواننده ای که تعویذ می دهد و کارهای ساحرانه انجام می دهد 

 س: افرادی هستند حامل قرآن، اما تعویذ می دهند و جادو می کنند، حکمشان چیست؟[1] 

ج: کسانی که تعویذ می دهند به تعویذهایشان نگاه کرده می شود: اگر تعویذ ها متضمن شرک می باشند و شامل صدا زدن غیر الله و کمک خواستن از غیر خداوند بودند این شرک اکبر است که انسان را از دایره ی دین بیرون می کند؛ چون خواندن غیر الله و کمک خواستن از غیر الله در آنچه کسی جز خداوند توانایی آن را ندارد شرک اکبر است، و بی خردی و گمراهی است؛ زیرا انسان را از آیین توحید بیرون می کند آئینی که آئین ابراهیم است و خداوند متعال می فرماید: « وَمَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ»[البقره-130] و چه کسی از آئین ابراهیم روی بر می تابد مگر کسی که بی خرد است. دوری از آئین توحید گمراهی است چون خداوند متعال می فرماید: «وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لَا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُْم عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ (5) 

وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ (6)»[الأحقاف]«چه کسی گمراهتر از کسی است که افرادی را بفریاد بخواند و پرستش کند که تا روز قیامت پاسخش نمی گویند و اصلاً آنان از بفریاد خواندن اینها بی خبرند».

خداوند بیان نموده که هر کسی غیر الله را به فریاد بخواند او را پرستش کرده است اما این به فریاد خواندن برای او سودی نخواهد داشت، چون کسی که او بفریاد میخواند امکان ندارد که او را پاسخ دهد حتی اگر تا روز قیامت او را صدا بزند، پس کسی که چنین فردی را به فریاد می خواند گمراه ترین افراد است.

اما اگر تعویذ ها از قرآن یا از دعاهای جایز باشند علما در مورد آویزان کردن آنها –خواه به گردن بیاویزد یا بر ران یا بر بازو ببندد ویا زیر متکای خود بگذارد، اختلاف کرده اند، قول راجح نزد من این است که جایز نیست، چون پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم این کار را نکرده است، و ما حق نداریم چیزی را سبب قرار دهیم که در شریعت به عنوان سبب ثابت نشده است، اثبات اسبابی که در شریعت نیامده اند مانند اثبات احکامی است که در شریعت اساسی ندارند؛ بلکه چیزی را سبب قرار دادن در حقیقت به معنای حکم کردن به این است که این سبب مفید می باشد، پس باید چنین چیزی از صاحب شریعت ثابت باشد و گر نه امری بیهوده و بی ارزش است و شایسته ی مؤمن نیست.

اما اینکه فردی جادو می کند، اگر با استعانت از ارواح شیطانی و خواندن آنها جادو می نماید این شرک اکبر است و انسان را از دایره ی اسلام بیرون می کند؛ چون کفر است، و اگر با غیر از این امور جادو می نماید علاما اختلاف کرده اند؛ مانند اینکه با ادویه جادو کند، الله تعالی می فرماید: «وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولَا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلَا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُمْ 