نت

س: حكم استفاده از بيني بند چيست؟ 

ج: جايز است كه زن از زينت هاي متعارف استفاده كند؛ حتي اگر بيني اش يا قسمتي از بدنش را سوراخ كند، مانند سوراخ كردن گوش و گذاشتن گوشواره، سوراخ كردن بيني و گذاستن زيور بر آن جايز است. 

الشيخ ابن جبرين- من فتاواه/ مجلة اليمامة(902)[95] حكم استفاده از لنزهاي رنگي

س: اگر كسي به خاطر زيبايي و پیروی از مد در چشمهایش لنز رنگي بگذارد حكم آن چيست؛ نا گفته نماند كه قيمت اين لنزها از 700 ريال سعودي كمتر نيست؟

ج: اگر به خاطر نياز از لنز چشم استفاده شود اشكالي ندارد. اما اگر نيازي به آن نباشد، استفاده نكردن از آن بهتر است به خصوص وقتي كه گران قيمت باشد؛ چون در حكم اسراف است، و در ضمن نوعي فريبكاري است؛ زيرا چشم را به غير از حالت واقعي اش نشان مي دهد. 

الشيخ ابن الفوزان- المنتقي(3/177)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1849.txt">آيا خال كوبي موقت و كوتاه مدت جايز است</a></body></html> [96] آيا خال كوبي موقت و كوتاه مدت جايز است

س: تازگي ها روش جديدي بر اي سرمه و آرايش لب مد شده كه با خالكوبي موقت كه شش ماه تا يكسال باقي مي ماند، و به جاي سرمه عادي و مداد لب معمول از آن استفاده مي شود... حكم اين عمل چيست؟

ج: جايز نيست، چون به معني خالكوبي است.«لَعَنَ النبیصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  الْوَاشِمَةَ وَالْمُسْتَوْشِمَةَ » پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  زني را كه خالكوبي كند لعنت كرده است. آرايش لب ها و سياه كردن چشمها با اين روش، بعد از شش ماه وقتي مدت آن تمام مي شود باز هم دوباره آن را تجديد مي كنند، پس شبيه خاكوبي دائمي است.

 اصل اين است كه سرمه، علاج چشمهاست و پلك ها را از جمع شدن چرك حفاظت مي كند. سرمه، چشم را از بيماريها حفاظت مي نمايد، زنها از سرمه به عنوان زينت و آرايشِ مباح، استفاده مي كنند، اما آرايش لب ها به صورت مذكور به نظرم جايز نيست. زن بايد از امور مشتبه بپرهيزد.

 والله اعلم.وصلي الله علي محمد و آله و صحبه و سلم.

از گفتار و املای شیخ ابن جبرین – تأیید با مهر و امضای ایشان[152] فتوايي درباره‌ي حكم ساختن عبادتگاه مثل كليسا براي كفار در جزاير عربي 

الحمد لله وحده و الصلاة و السلام علي من لا نبي بعده... و بعد:

انجمن دايمي پژوهش‌هاي علمي و افتا، از فتوايي كه تعدادي از سؤال كنندگان از مفتي كل، سؤال كرده بودند، اطلاع پيدا كرد. اين استفتا از بايگاني كل هيأت علماي عالي رتبه به شماره (86) و تاريخ (5/1 /1421) و شماره(1326)، (1327 و 1328) و تاريخ (2/3/1421) به اين مركز تحويل داده شد. مي‌گويند: ساختن معبد كفار در سرزمين عرب مثل: ساختن كليسا براي نصاري و معبد براي يهود و ديگر كفار يا صاحب شركت و موسسه‌اي مكاني را براي كارگران كافر مشخص مي‌كند تا مراسم عباديِ كفري خود را در آن ادا كنند... چه حكمي دارد؟

پس از بحث و بررسي، انجمن فتوا اين استفتا را چنين جواب داد:

هر ديني غير از دين اسلام دين كفر و گمراهي است و مكاني كه براي عبادت غير از دين اسلام ساخته شود آن مكان خانه‌ي كفر و گمراهي است. چون عبادت الله فقط در چارچوب شريعت اسلام جايز است. شريعت اسلام پايان‌بخش همه‌ي اديان بوده و براي جن و انس است. اسلام اديان قبلي را منسوخ كرده و بحمدالله بر اين موضوع همه متفق‌اند. و هر كس تصوركند كه يهود يا نصاري حق است، فرقي نمي‌كند كه ازآن‌ها باشد يا نباشد. اين فرد كتاب الله، سنت پيامبر صلی الله علیه وسلم و اجماع را تكذيب كرده است، و بعد از اقامه‌ي حجت مرتد است، هر چند اين فرد مدعي اسلام‌ باشد يا اين فرد از اين حقيقت بي‌خبر باشد.

الله تعالي مي‌فرمايد: «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا »

 (ما تو را جز براي همه مردم نفرستاديم تا آن‌ها را [به پاداش‌هاي الهي] بشارت دهي و [از عذاب او] بتر ساني). «سبا/28»

و مي‌فرمايد: ‌ «قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا »

(بگو: اي مردم، من فرستاده الله به سوي همه شما هستم). « اعراف/158»

و مي‌فرمايد‌: «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الإسْلامُ »

(دين مورد قبول در نزد الله فقط دين اسلام است). «آل‌عمران/19»

و مي‌فرمايد: ‌ «وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإسْلامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ » «آل عمران/85»

(و هركس جز اسلام آييني را براي خود انتخاب كند، هرگز از او پذيرفته نخواهد شد). 

الله تعالي مي‌فرمايد:« إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أُولَئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ (٦)»

(كافران از اهل كتاب و مشركان در آتش دوزخند‌، جاودانه در آن مي‌مانند وآن‌ها بدترين مخلوقات هستند). «بينه/6»

پيامبر صلی الله علیه وسلم مي‌فرمايد: « كَانَ النَّبِيُّ يُبْعَثُ إِلَى قَوْمِهِ خَاصَّةً وَبُعِثْتُ إِلَى النَّاسِ عَامَّةً »[1]

 (هر پيامبري فقط براي قوم خود مبعوث مي‌شد اما من براي همه‌ي مردم مبعوث شده‌ام).

بنابراين تحريم كفر از ضروريات دين است. چرا كه به موجب كفر عبادت الله آن طوركه در شريعت اسلام آمده، تحريم مي‌شود. واز چيزهايي‌كه اسلام تحريم كرده است؛ حرام بودن ساختن عبادت‌گاه يهود يا نصارا است كه طبق شريعت منسوخ‌شده‌ي يهودي يا نصراني و... است. چرا كه اين عبادت‌گاه از هر نوع كه باشد معابد كفر به شمار مي‌رود؛ چون بر خلاف شريعت اسلام مي باشد كه ناسخ تمام اديان قبلي است درآن عبادت صورت مي‌گيرد.

 الله تعالي در قرآن، درباره‌ي كفار و اعمال آن‌ها مي‌فرمايد: «وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاءً مَنْثُورًا (٢٣)» «فرقان-23»

(و ما به سراغ اعمالي‌كه انجام داده‌اند مي‌رويم و آن‌ها را همچون ذرات غبار پراكنده در هوا قرار مي‌دهيم).

 لذا همه علما در تحريم ساختن معابدي مانند: كليسا در كشورهاي اسلامي اجماع كرده‌اند؛ چرا كه دو قبله در يك شهر از شهرهاي اسلامي جمع نمي‌شود، و نبايد در آن‌ها چيزي از شعاير كفر نه معبد و نه چيز ديگر باشد.

به اجماع گفته‌اند: تخريب كليساها و ديگر معابدي كه در سرزمين‌هاي اسلامي ساخته مي‌شود واجب است. وليِّ امر هم نبايد با تخريب آن مخالفت كند، بلكه بايد مطيع امر شريعت باشد. به اجماع علما ساختن‌ معبدهاي كفر در سرزمين جزيرة العرب گناهي بزرگ‌‌ و جنايتي خطرناك است. و اين بدليل احاديثي صحيح و صريح از پيامبر صلی الله علیه وسلم درخصوص نهي از اجتماع دو دين در جزيرة العرب است.

 پيامبر صلی الله علیه وسلم مي‌فرمايد: «لايَجتَمِعُ دِينَانِ في جزيرة العرب»:[2]

(هرگز دو دين در جزيره العرب جمع نشود). روايت از امام مالك و... و اصل آن در صحيحين است.

 آري، جزيرة‌العرب حريم و مركز اسلام است؛ لذا اجازه و فرصت دادن به هيچ كافري براي اين كه اين حريم را بشكند يا تابعيت بگيرد يا مِلك و زميني بخرد جواز ندارد، چه رسد به اين كه در سرزمين براي صليب