د دو فرسخ بدون محرم برود»

 ابن عباس از پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  روايت مي كند كه فرمود: « لَا يَخْلُوَنَّ رَجُلٌ بِامْرَأَةٍ إِلَّا وَمَعَهَا ذُو مَحْرَمٍ، لَا تُسَافِرُ الْمَرْأَةُ إِلَّا مَعَ ذِي مَحْرَمٍ »«هيچ زني با مرد نامحرمي به خلوت ننشيند مگر آنكه محرم او حضور داشته باشد، و زن بدون محرم سفر نكند»

 آنگاه مردی بلند شد و گفت: اي رسول خدا زنم به سفر حج رفته است و من اسم خود را براي شركت در فلان غزوه نوشته ام، پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  فرمود: «انْطَلِقْ فَحُجَّ مَعَ امْرَأَتِكَ»[3] «برو همراه زنت حج كن» احمد و بخاري و مسلم روايت كرده اند.

 در بعضي از روايات مسافت يك روز[4] و در بعضي از روايات مسافت يك شب[5] و در بعضي از روايات سه ميل تعيين شده است. تعيين اين مدت مراد نيست، بلكه بيان واقعيت امر است پس نمي توان به مفهوم اين روايات عمل كرد، و از طرفي ديگر در اين احاديث سفر زن محدود به زمان است كه روايت ابن عباس با آنها مخالف است، بنابراين مدتي كه در روايات بيان شده است، مراد نیست؛ بلكه آنچه از مجموع روايات به دست مي آيد اين است كه مطلق سفر، بدون محرم جايز نيست خواه مسافت سفر كوتاه باشد يا طولاني، و خواه زن پير باشد يا جوان، سفر دريايي باشد يا هوايي يا خشكي، كساني كه گفته اند نهي وارد شده در حديث، مخصوص زن جوان است، يا مسافت تعيين شده در احاديث را در نظر گرفته و حرمت را مقيد به آن نموده يا گفته اند اين در صورت نا امن بودن راه است، همه اينها را حديث ابن عبّاس رد مي كند، چون حديث ابن عباس منطوق است، يعني در آن تصريح شده است که سفر بدون محرم جایز نیست، پس بر مفهوم عدد كه در احاديث ديگر آمده مقدم مي باشد.

 بنابراين سفر زنان با هواپيما بدون شوهر و بدون محرم ممنوع است، خواه اين زنها دانشجو باشند يا غير دانشجو، چون سفر است و عموم نهي وارد شده در حديث بر آن صدق پيدا مي كند. 

و بالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه وسلم. 

فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الإفتاء(17/310)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] البخاری (1086،1087) مسلم (1338،1339)
[2]  أبوداود (1725)، وابن خزیمة (2526)، و ابن حبان فی صحیحه (2727)، والحاکم 1/442 (1616) و صححه و أقرَّهُ الذهبی. وانظر: «فیض القدیر» (6/398)، و «التیسیر بشرح الجامع الصغیر» (2/493).
[3] تخریج حدیث در فتوای 69 این باب ذکر شد.
[4] مسلم (1339)
[5] مسلم (1339) [105] همراهي محرمِ راننده، سفر زنان نامحرم را با او جايز نمي گرداند

س: اولياي دانشجويان دختراني كه در شهر دمام واقع در300 كيلومتری شهر خفجي درس مي خوانند، راننده را وكيل خود كرده اند كه اين راننده همراه با زن يا دختر يا خواهر خودش اين دختر را به دانشگاه شهر دمام مي برد و به خفجي مي آورد، اگر زن به اين صورت سفر كند يعني به صورت گروهي و محرم راننده همراه باشد، آيا سفر زن بدون محرم با اين شيوه جايز است؟ همچنين تحويل گرفتن خدمتكار از فرودگاه و سفر همراه او و رساندنش به نزد كسي که پیش او كار مي كند. چه حكمي دارد؟ 

ج: سفر مذكور جايز نيست، چون بدون محرم است وكيل گرفتن كاري را درست نمي كند و سفر زن بدون محرم جايز نيست.

و بالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه وسلم. 

فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الإفتاء(17/306)[153] چرا اسلام، اهل كتاب را از ديگر كفّار جدا كرده است؟

س: وقتي كه دين اسلام ناسخ اديان سابق آسماني است و الله تعالي مي‌فرمايد: « وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإسْلامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ (٨٥)»

(و هر كس غير از اسلام  آئيني براي خود انتخاب كند از او پذيرفته نخواهد شد و او در آخرت از زيان‌كاران خواهد بود). «آل عمران/85»

الله تعالي كفر اهل كتاب از يهود و نصارا را طي آيات زيادي بيان‌ كرده است، پس چرا اسلام با آنان همچون كفار رفتار نمي‌كند و علي‌رغم ثبوت تحريف و بطلان اديان‌شان باز هم به آنان اجازه مي‌دهد كه بر دين خود بمانند و به ما اجازه مي‌دهد كه با زنان‌شان ازدواج كنيم، از ذبيحه‌آنان بخوريم و آيا اين نصارايي كه هم اكنون هستند، وصف اهل كتاب بودن براي‌ اينان درست است و براي‌شان همين حكم داده مي‌شود؟

ج: اول: اصول ديني كه انبيا به ارمغان آورده‌اند يكي مي باشد و آن دين اسلام است.

الله تعالي مي‌فرمايد: «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الإسْلامُ »

(دين مورد قبول در نزد الله فقط دين اسلام است). «آل‌عمران/19»

اما فروع دين همان شريعت است كه اختلاف درآن وارد و نسخ‌پذير است.

 الله تعالي مي‌فرمايد: « لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا »

 (ما براي هركدام از شما آئين و طريقه‌ي روشني قرار داديم). «مائده/48»

از ابوهريره رضی الله عنه روايت است، كه پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «أنا أَولَي الناس بعيسي ابنِ مريم في الدنيا و الآخرة، و الأنبياء إِخوَةٌ لِعِلاَّتٍ، أُُمَّهاتُهم شَتَّي و دِينهم واحد»: 

(من از همه مردم، در دنيا و آخرت به عيسي‌بن مريم نزديكترم و پيامبران، برادراني هستند كه از يك پدر بدنيا آمده‌اند و مادران مختلفي دارند و دين آن‌ها يكي است). احمد و بخاري و مسلم و... آن را روايت[1] كرده‌اند. و اين لفظ بخاري است. 

اما جايي‌كه نسخ در آن وارد است آن حكم شامل فروعات مي‌شود نه اصول.

 الله تعالي مي‌فرمايد: «وَمَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ (١٣٠)إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ (١٣١)وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (١٣٢)أَمْ كُنْتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قَالُوا نَعْبُدُ إِلَهَكَ وَإِلَهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلَهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (١٣٣)»«133/130بقره»

 (جز افراد نادان و سفيه چه كسي از آئين ابراهيم (با آن پاكي و درخشندگي) روي گردان خواهد شد. ما او را در اين جهان برگزيديم و او در جهان ديگر از صالحان است، در آن هنگام كه پروردگارش به او گفت: اسلام بياور او فرمان پروردگار را پذيرفت و گفت: در برابر پروردگار جهانيان تسليم شدم، و ابراهيم و يعقوب در واپسين لحظات عمر فرزندان خود را به اين آئين وصيت كردند؛ [و هر كدام گفتند:] اي فرزندان من! الله اين آئين پاك را براي شما برگزيد و شما جز به آئين اسلام [تسليم در برابر امر الله] از دنيا نرويد، آيا هنگامي كه مرگ يعقوب فرا رسيد شما حاضر بوديد؟ درآن هنگام كه به فرزندان خود گفت: پس از من چه چيزي را عبادت مي‌كني