رگشان، یا در حال غیبتشان از آنان کمک بخواهد، مرتکب شرک اکبر شده است. الله تعالی می فرماید: « وَلا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لا يَنْفَعُكَ وَلا يَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِنَ الظَّالِمِينَ (١٠٦)وَإِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كَاشِفَ لَهُ إِلا هُوَ وَإِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (١٠٧) » [یونس:106-107] 

( و به جای الله کسی یا چیزی را پرستش مکن و به فریاد مخوان که به تو نه سودی می رساند ونه زیانی. اگر چنین کنی از ستم کاران ومشرکان خواهی شد. اگر الله تعالی به تو زیانی برساند، هیچ کس جز او نمی تواند فضل و لطف او را از تو برگرداند. الله تعالی فضل و لطف خود را شامل هر کس از بندگانش که بخواهد می کند و او دارای مغفرت و مهر فراوان است).

و بالله التوفیق. و صلی الله علی نبینا محمد وآله وصحبه و سلم

 انجمن دايم پژوهشهاي علمی و افتا(1/87)[290] ديدگاه مسلمان در مورد صحابه كرام

س1: بسياري از مسلمانان ترك، معاويه رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ و پسرش يزيد را لعنت مي‌كند آيا اين عملشان درست است يا خير؟

ج1: معاويه رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ از ياران رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ و يكي از نويسندگان وحي مي‌باشد.  ياران رسول خدا از بهترين مومنين مي‌باشند. پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ از دشنام دادن اصحاب خويش منع كرده است چه رسد به لعنت كردن.

از پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ روايت شده كه فرموده است:« خَيْرُ النَّاسِ قَرْنِي، ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ، ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ» « بهترين مردم، كساني هستند كه در عهد و زمان من به سر مي‌برند (صحابه) بعد كساني كه بعد از صحابه مي‌آيند (تابعين) و سپس كساني كه بعد از تابعين مي‌آيند (تبع تابعين)»[1]

و نيز فرموده است:« لَا تَسُبُّوا أَصْحَابِي، فَوَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَوْ أَنْفَقَ أَحَدُكُمْ مِثْلَ أُحُدٍ ذَهَبًا مَا بلغ مُدَّ أَحَدِهِمْ وَلَا نَصِيفَهُ» «اصحاب مرا دشنام ندهيد اگر يكي از شما به اندازه كوه احد طلا انفاق كند با يك مد يا نصف مدي كه اصحاب من انفاق مي‌كنند برابري نمي‌كند (مد پيمانه‌اي است كه برخي آن را به پري دو كف دست دانسته‌اند)».[2]

با سند خوب از پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در مورد معاويه رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ روايت است كه پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرمود:« اللَّهُمَّ عَلِّمْهُ الْكِتَابَ وَالْحِسَابَ، وَقِهِ سُوءَ الْعَذَابِ »[3] 

« بار الها او را علم كتاب و حساب بياموز و او را از عذاب بد محافظت كن.»

با توجه به مسائل عنوان شده، اصول عقيده اهل سنت و جماعت در مورد اصحاب رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ به شرح ذيل مي‌باشد:

الف: هر كس ياران رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ (معاويه يا غير معاويه) را لعنت كند به اتفاق جمهور مسلمانان مستحق عقوبت سخت مي‌باشد و در اين مورد كه آيا بقتل برسد يا نه اختلاف نظر دارند.

ب: سالم نگهداشتن قلب و زبان در مورد اصحاب رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ همان‌طور كه خداوند توصيف كرده است.

«وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلإخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالإيمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ (١٠)» 

« كساني‌كه بعد از آن‌ها (مهاجرين و انصار)آمدند و مي‌گويند: پروردگارا! ما و برادرانمان را كه در ايمان بر ما پيشي گرفتند بيامرز و در دلهايمان حسد و كينه‌اي نسبت به مومنان قرار مده. پروردگارا! تومهربان و رحيمي). «حشر / 10»

ج: اهل سنت معتقد است كه آثار روايت شده در مورد كشمكش‌هاي ميان اصحاب يا دروغ است و يا از واقعيت فاصله گرفته. نظريه صحيح اين است كه اصحاب در اختلافات خود معذورند و از دو حالت خارج نيست:

اول: ايشان در مسئله‌اي اجتهاد كردند و در اجتهادشان به حق رسيدند كه در اين صورت دو ثواب براي ايشان است.

دوم: ايشان در اجتهادشان به خطا رفته‌اند، در اين صورت يك ثواب به آن‌ها مي‌رسد وخطاي‌شان بخشيده شده است.

اهل سنت معتقد است كه اصحاب معصوم نيستند، درمجموع آن‌ها مرتكب گناه مي‌شوند ولي در پرونده‌شان نيكي‌ها و فضايل زيادي موجود است كه گناه و خطاي آن‌ها را تحت الشعاع قرار مي‌دهد، حتي گناهاني از آن‌ها بخشيده مي‌شود كه از ديگران بخشيده نمي‌شود، چرا كه نيكي‌هايي كه آن‌ها درپرونده شان دارند ديگران ندارند و نخواهند داشت.

 پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرموده است: بهترين مردم، مردمان زمان من هستند، اگر آن‌ها به اندازه يك مد يا نصف مد صدقه بدهند، بهتر از كوه‌ها صدقه دادن شماست.

صرف نظر از اين‌ها، اگر ايشان گناهي مرتكب شدند، شايد توبه كردند و بخشيده شده باشند، يا نيكي انجام دادند كه باعث محو گناه شده باشد و يا با سبقت گرفتن آن‌ها در پذيرش آيين اسلام، يا با شفاعت پيامبر محمّد صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ (كه اصحاب به شفاعت پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ از همه مستحق ترند) مورد مغفرت قرار گرفتند، يا با مصيبتي در اين دنيا مورد آزمايش قرار گرفتند كه كفاره گناهشان شده باشد.

وقتي كه شريعت در مورد گناهان محرز شده اين چنين راههاي بخشش آن گناه را  پيشنهاد مي‌كند، در مورد خطايي كه اجتهاد كرده‌اند قضيه واضح است، اگر دراجتهاد به حق رسيدند براي شان دو اجر است و اگر به خطا رفتند براي‌شان يك اجر، وخطاي آن‌ها بخشيده شده است.

خطاي آن‌ها در كنار فضایل و محاسن ايشان از قبيل ايمان به الله و رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وجهاد و هجرت ونصرت در راه خدا و علم نافع و عمل صالح، چيزي به حساب نمي‌آيد.

د: اهل سنت و جماعت معتقدند: در مورد جرياناتي كه در ميان اصحاب اتفاق افتاده است ميانه‌روي كردن بهترين گزينه است. يعني اينكه نه حكم به برائت گروهي بدهيم و نه خاطي بودن گروه ديگري را صادر كنيم.

به خلاف گروه‌هاي انحرافي، تشيع و خوارج كه در مورد هر دو گروه افراط كردند: گروهي را معصوم دانستند و گروهي ديگر را گناه‌كار كه اين منشأ بدعت‌هايي است كه گذشتگان اين‌گونه نگفته‌اند.

تشيع به استثناي عده معدودي بقيه را فاسق و كافر دانستند، هم‌چنان‌كه خوارج، علي و عثمان را كافر و جنگ با اين‌ها را جايز دانستند.

پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در مورد اين گروه (خوارج) فرموده:« تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عَلی حین فِرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ تَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ» «هنگام اختلاف مسلمانان از دين خارج مي‌شوند و به دست گروهي كه به حق نزديك‌تر است به هلاكت مي‌رسند.»[4]

اين گروه به دست علي رَضِيَ اللّ