است و انكار آن تكذيب قرآن كريم و كفر به آيات خداوند است. آنان امر و نهي مي‌شوند و جن‌هاي كافر وارد آتش مي‌شوند.

 خداوند مي‌فرمايد:« قَالَ ادْخُلُوا فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَالإنْسِ فِي النَّارِ كُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَهَا »«اعراف / 38» 

(خداوند به آن‌ها مي‌گويد: در صف گروههاي مشابه خود از جن و انس در آتش وارد شويد! هر زمان گروهي وارد مي‌شوند گروه ديگر را لعنت مي‌كند) 

جن‌هاي مؤمن وارد بهشت مي‌شوند. 

خداوند مي‌فرمايد:« وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ (٤٦)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٤٧)ذَوَاتَا أَفْنَانٍ (٤٨)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٤٩)»«الرحمن / 49 – 46»  

(و براي كسي كه از مقام پروردگارش بترسد. دو باغ بهشتي است. پس كدامين نعمت پروردگارتان را انكار مي‌‌كنيد. داراي درختان پر طراوت است. پس كدامين نعمت‌هاي پروردگارتان را انكار مي‌كنيد). 

 اين خطاب براي انسان و جن است. خداوند مي‌فرمايد:« يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا شَهِدْنَا عَلَى أَنْفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ (١٣٠)»«انعام/130»

 (اي گروه جن و انس! آيا رسولاني از شما به سوي شما نيامدند كه آيات مرا برايتان بازگو مي‌كردند و شما را از ملاقات چنين روزي بيم مي‌دادند؟! آن‌ها مي‌گويند: عليه خودمان گواهي مي‌دهيم؛ و زندگي دنيا آن‌ها را فريب داد؛ و به زيان خود گواهي مي‌دهند كه كافر بودند). 

آيات و نصوص ديگري وجود دارد كه خداوند جن‌ها را مكلف ساخته است و با ايمان آوردن به بهشت وارد مي‌شوند و اگر ايمان نياورند به جهنم وارد مي‌شوند.

 تأثير جنها بر انسان واقعيت دارد. آن‌ها بر انسان تأثير مي‌گذارند يا در كالبد انسان وارد مي‌شوند و فرد دچار بیهوشی مي‌شود و احساس درد مي‌كند و يا اين كه بر او تأثير می گذارند و او را دچار ترس و وحشت مي‌كنند. راه علاج آن نيز آيات قرآن مي‌باشد. همچون خواندن آيه 255 سوره ي بقره مشهور به آية الكرسي، زيرا (هركس آية الكرسي را در شب بخواند. از جانب خداوند بر او نگهباني مقرر مي‌شود و شيطان تا صبح به او نزديك نمي‌شود).[3]

شيخ ابن عيثيمن- فتاوي العلاج بالقرآن و السنة-الرقي و ما يتعلق بها، ص(69-67)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - مسلم ( 450 ) 
[2] پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در حديثي به عمر بن ابي سلمه فرمود: «یا غلام، سَمِّ الله، ...» ( اي كودك، نام خدا را ياد كن) بخاري ( 5376) مسلم (2022)
[3] - بخاري ( 2311 – 2375) نقل روايت با معني[294] داخل شدن جن در انسان (گفتگوي جن با ابن باز)

الحمدلله و الصلاة والسلام علي رسول الله، و علي آله و أصحابه و من اهتدي بهداه، أما بعد:

 در شعبان سال1407هـ برخي روزنامه‌هاي محلي، مقالات كوتاه و بلندي در اين موضوع منتشر ساختند كه جني در وجود زني مسلمان از اهالي رياض داخل شده است و بعد از اين كه اسلام خود را نزد برادر عبدالله بن مشرف عمري مقيم رياض اعلان كرده بود، نزد من(شيخ ابن باز) نيز اسلام خود را آشكار كرده است. بعد از اين نامبرده بر زن جن زده آياتي را خوانده بود و با جن هم‌كلام شده و از ايمان به الله برايش گفته و او را نصيحت كرده بود و پس از اين كه او را از حرام بودن ظلم و بزرگي گناه آن آگاه كرده از او خواسته بود از وجود زن خارج شود. جن با دعوت وی قانع شده و اسلام خود را نزد عبدالله اعلان كرده بود.

 سپس عبدالله و اولياي زن جن زده به همراه ايشان، نزد من آمدند تا اسلام آوردن جن را بشنوم. من در مورد اسباب ورود جن در وجود اين زن از ايشان پرسيدم، دليل آن را گفت.  جن با زبان زن سخن مي‌گفت ولي صدايش مردانه بود. زن بر روي صندلي نزديك من نشسته بود. برادر و خواهر زن و عبدالله و برخي از مشايخ شاهد اين جريان بودند و صداي جن را مي‌شنيدند. او اسلام خود را به صراحت اعلان كرد و گفت: كه از هندوستان آمده و بودايي مذهب است. من او را نصيحت كردم و وصيت نمودم كه تقواي الهي را پيشه كند و از وجود اين زن خارج شود و از ظلم دوري كند. او نصيحتم را پذيرفت و گفت: دين اسلام مرا قانع كرده است. او را وصيت كردم؛ بعد از اين كه خداوند او را هدايت كرده قوم خود را به اسلام دعوت دهد. او نيز وعده داد و زن را ترك كرد و آخرين كلامش اين بود كه گفت: السلام عليكم. سپس زن با زبان عاديش صحبت كرد و سلامتي و رهايي خود را از اين مشكل حس نمود.

 آن زن يك ماه بعد يا بيشتر، با دو برادر، دايي و خواهرش به ملاقات من آمدند و گفت: كه در سلامتي كامل به سر مي‌برد و الحمدلله دوباره آن جن به سراغش نيامده است. از او سؤال كردم وقتي جن در وجود تو بود چه حالي داشتي؟ در جواب گفت: افكار پليدي كه مخالف شريعت بود او را فرا گرفته بود و به دين بودايي و آگاهي از كتاب‌هاي آن گرايش پيدا كرده بود و بعد از سلامتي اين افكار نيز از او دور شده است.

مطلع شدم كه شيخ طنطاوي اين اتفاق را انكار كرده و گفته اين كار فريبكاري و دروغ است. و ممكن است سخن ديگري را به جاي كلام زن ضبط كرده باشند و خود زن سخن نگفته باشد. وی نوار كاستي را كه در آن گفتگو ضبط شده بود خواسته بود. من از گفتارش آگاه شدم و از اين تعبيرش تعجب كردم كه گفته بود اين سخن ضبط شده است- يعني واقعي نيست؛ بلكه ساختگي است. با توجه به اينكه من از جن سؤال‌هاي زيادي پرسيدم و او جواب می داد. اين از زشت‌ترين اشتباهات و تعبيرهاي باطل است. گمان كرده مسلمان شدن جن توسط انسان مخالف گفتار خداوند در قصه ي سليمان است.

 خداوند مي‌فرمايد:« وَهَبْ لِي مُلْكًا لا يَنْبَغِي لأحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ (٣٥)»

(و حكومتي به من عطا كن كه بعد از من سزاوار هيچ كس نباشد، كه تو بسيار بخشنده‌اي) «ص-35»

 بدون شك اين نيز اشتباهي است که ناشی از فهم نادرست اوست. اسلام آوردن جن توسط انسان مخالف دعاي سليمان نيست؛ زيرا عده ي زيادي از جن‌ها توسط پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ اسلام آورده‌اند. 

خداوند در سوره‌هاي احقاف و جن اين مسئله را بیان نموده است.

 در صحيحين، در حديث ابوهريره رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ ، از پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ثابت است كه فرمود:[ إِنَّ الشَّيْطَانَ عَرَضَ لِي فَشَدَّ عَلَيَّ لِيَقْطَعَ الصَّلَاةَ عَلَيَّ فَأَمْكَنَنِي اللَّهُ مِنْهُ فَذَعَتُّهُ، وَلَقَدْ هَمَمْتُ أَنْ أُوثِقَهُ إِلَى سَارِيَةٍ حَتَّى تُصْبِحُوا فَتَنْظُرُوا إِلَيْهِ فَذَكَرْتُ قَوْلَ سُلَيْمَانَ علیه السلام:رَبِّ هَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي؛ فَرَدَّهُ اللَّهُ خَاسِيًا ]

 (ديشب شيطان بر من ظاهر شد. تلاش نمود تا نمازم را قطع كند، خداوند مرا ب