د: به پدرم گفتم: عده‌اي مي‌گويند: جن در بدن انسان وارد نمي‌شود. گفت: فرزندم! دروغ ميگويند، جن به زبان ديوانه سخن ميگويد و اين گفته احمد بن حنبل مشهور است.

همانا جن انسان را ديوانه مي‌كند در نتيجه سخناني مي‌گويد كه معنايش فهميده نمي‌شود و به بدن فرد ضربه‌هايي وارد ميشود كه اگر به شتر وارد شود تأثير مي‌گذارد؛ ولي با اين حال فرد جن زده نه ضربه ها را حس مي‌كند و نه حرف‌هايي را كه گفته به خاطر دارد. گاهي فرد جن زده ديگران را به سوي خود مي‌كشد و فرش خود را جمع مي‌كند و اشياء را از جايي به جاي ديگر منتقل مي‌كند و كارهاي ديگري انجام مي‌دهد كه بيننده مي‌داند كه گوينده ي اين سخنان و انجام دهنده ي اين كارها جنس ديگري غير از انسان است.

 از ائمه ي مسلمانان كسي ورود جن در انسان را انكار نمي‌كند و هر كس آن را انكار كند و ادعا كند كه شريعت اين مسئله را تكذيب مي كند، بدون شك به شريعت دروغ بسته است و هيچ دليل شرعي براي نفي اين مسئله وجود ندارد. پايان كلام ابن تيميه

 امام ابن قيم رَحِمَهُ اللَّهُ در كتاب خود – زادالمعاد في هدي خير العباد- ج4  ص66-69 چنين مي گويد: ديوانگي دو نوع است؛ ديوانگي به واسطه ي ارواح پليد زميني و ديوانگي ای که ناشی از فشارهای عصبی است که منجر به بیماریهای روانی می شود. دومي همان چيزي است كه پزشكان در مورد سبب و علاج آن سخن مي‌گويند. 

ولي در مورد ديوانگي به واسطه ي ارواح خبيثه، بزرگان و عقلای پزشکان به آن اعتراف مي‌كنند و انکارش نمي‌كنند و معتقدند: دفع آن‌ها فقط با ارواح شريف و پاك آسماني ممكن است كه شر آن‌ها را دور نموده و اثر آن‌ها را باطل كنند. بقراط در برخي از كتاب‌هايش به آن اشاره كرده است. برخي علاج‌هاي ديوانگي را ذكر كرده و گفته است اين داروها برای آن نوع ديوانگي كه سبب آن تغییر مزاج آدمي و ترکیبات درونی مي‌باشد، سودمند است. ولي ديوانگي ای كه سبب آن ارواح است، اين داروها آن را علاج نمي‌كند.

 ولي برخي از پزشكان نادان، و فرومايه و كساني كه بي‌ديني را فضيلت مي‌دانند، ديوانگي بواسطه ي ارواح را انكار مي‌كنند و به تأثير آن در فرد جن زده اقرار نمي‌كنند. آنان چيزي جز ناداني در آستين ندارند و گرنه هيچ دوايي در پزشكي براي آن يافت نشده است و حس و وجود نيز شاهد بر آن است. اخلاط را دليل ديوانگي دانستن در برخي اقسام آن صدق مي‌كند نه در همه انواع آن، تا جايي كه مي‌گويد: پزشكان دين ستيزي آمدند كه فقط ديوانگي به واسطه ي اخلاط(مزاج و طبيعت) را ثابت مي‌دانند و هر كس داراي عقل و شناخت به اين ارواح و اثرات آن مي‌باشد از ناداني و ضعف عقلي اين گروه به خنده مي‌افتد.

علاج اين نوع ديوانگي به دو چيز بستگي دارد:

 اول به فرد جن زده و دوم به فرد معالجه كننده. علاج آن از جانب فرد جن زده با قدرت نفساني و توجه كامل به خالق اين ارواح و به وجود آورنده ي آن‌هاست و پناه بردن صحيح كه قلب و زبان پي در پي آن را ياد كند؛ زيرا اين نوعي مبارزه است و پيروزي جنگجوي مسلح در ميدان مبارزه مشروط به دو چيز است اول اين كه اسلحه ي او از كيفيت خوبي برخوردار باشد. دوم اين‌كه بازوي جنگجو قوي باشد. هر گاه يك شرط نباشد. اسلحه به تنهايي تأثير زياد و مفيدي نخواهد داشت. پس چگونه است وقتي هر دو شرط وجود نداشته باشد. اگر قلبي از توحيد و توكل و تقوا و توجه خالي باشد و هيچ اسلحه‌اي نداشته باشد چگونه مي‌تواند مقابله نمايد.

دوم از جانب معالجه كننده كه در او نيز همان دو شرط بايد وجود داشته باشد. به طوري كه برخي معالجه كنندگان با گفتار - از وجود او خارج شو  - يا بسم الله - يا لا حول و لا قوة الا بالله – اكتفا مي‌كنند. پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ چنين مي‌فرمود:[ اخْرُجْ عَدُوَّ اللَّهِ أَنَا رَسُولُ اللَّهِ ] 

[دشمن خدا بيرون شو من رسول خدايم.][14] 

شيخ و استاد خودم(ابن تیمیه) را مشاهده كردم كه كسي را نزد فرد جن زده  مي‌فرستاد تا با روح موجود در بدن او صحبت كند و بگويد: شيخ به تو گفت: خارج شو. اين كار براي تو حلال نيست و جن زده به حال عادي بر مي‌گشت. گاهي خود شيخ با او سخن مي‌گفت و گاهي نيز روح، سركش بود و شيخ با زدن او را خارج مي‌كرد و پس از بازگشت به حال عادي فرد دردي را احساس نمي‌كرد. ما و ديگران اين كار را چندين مرتبه از او ديده‌ايم. ابن قيم در ادامه مي‌گويد: به طور كلي اين نوع ديوانگي و علاج آن را كسي انكار نمي‌كند؛ مگر كساني كه از علم و عقل و آگاهي كمي برخوردارند. بيشترين تسلط ارواح خبيثه بر افراد از جهت كم‌ديني و خالي بودن قلب و زبان آنان از حقيقت ذكر و اذكار و اوراد شرعي است كه از پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ثابت است. پس روح خبيث بر فرد تنها و بي سلاح وارد مي‌شود كه چه بسا سخت است و بر او تاثير مي‌گذارد. پايان گفتار ابن قيم رَحِمَهُ اللَّهُ 

با توجه به آن چه از دلايل شرعي و اجماع علماي اهل سنت و جماعت مبني بر اثبات دخول جن بر انسان ذكر كرديم، براي خواننده، باطل بودن گفتار منكرين اين مسئله مشخص مي‌شود. شيخ بزرگوار علي طنطاوي در انكار اين مسئله راه خطا را پيموده است. و وعده داده است اگر در اين مورد با دليل قانع شود به حقيقت بر خواهد گشت. او را لازم است پس از خواندن آن چه ذكر كرديم به راه راست باز گردد. از خداوند براي خود و او هدايت و توفيق را خواهانيم.

از آنچه گفتيم دانسته مي‌شود، گفتاري را كه «صحيفة الندوة» در تاريخ 14/10/1407- ص-8) از دكتر محمد عرفان نقل كرده است مبني بر اين كه كلمه ي جنون در قاموس طبي كلمه اي نامفهوم و پوشيده است و گمان كرده که دخول جن بر انسان و صحبت كردن با زبان انسان از نظر علمي صد درصد اشتباه است. اين نظريه باطل است و برخاسته از كم اطلاعي اين دكتر از مسايل شرعي و فتاواي علماي اهل سنت و جماعت است. چون مسئله بر بسياري از پزشكان مخفي مانده است، و اين دليل بر عدم آن نيست؛ بلكه دليل نا‌آگاهي آنان است و از طرفي علمايي كه به راستي و امانت و بصيرت در دين مشهورند در اين مورد اطلاعات خوبي دارند. اين مسئله مورد اجماع اهل سنت و جماعت است. همان گونه كه شيخ الاسلام ابن تيميه از همه علما نقل كرده است. از ابو الحسن اشعري نقل است كه اين مسئله را در اعتقادات اهل سنت و جماعت ذكر كرده است. و نيز از ابوالحسن علامه ابو عبد الله محمد بن عبد الله شبلي حنفي متوفاي 779 هـ در كتابش «آكام المرجان في غرائب الاخبار و احكام الجان» باب 51 نقل است. 

 در كلام ابن قيم گذشت كه پزشكان بزرگ و انديشمند به آن اعتراف مي‌كنند و آن را مداوا نمي‌كنند؛ ولي پزشكان نادان و فرومايه و بي دين آن را انكار مي‌كنند. اي خواننده گرامي آگاه باش و آن چه را از حق گفتيم پيروي كن و مواظب باش كه نظريه ي اطباء جاهل به مسايل شريعت و آنان كه از ايشان تقليد مي‌كنند و ديگر بدعت گذاران معتزلي تو را فريب ندهند و الله المستعان.

نكته: آن چه از احاديث صحيح پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ و گفتار علما 