ه الهي را اجابت كنيد و به او ايمان آوريد تا گناهان‌تان را ببخشد و شما را از عذابي دردناك پناه دهد. و هركس به دعوت كننده الهي پاسخ نگويد، هرگز نمي‌تواند از چنگال عذاب الهي در زمين فراركند، و غير از خدا يار و ياوري براي او نيست، چنين كساني در گمراهي آشكارند).

الله تعالي مي‌فرمايد: [قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا (١)يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا (٢)]« جن 1و2 »

(بگو: به من وحي شده است كه جمعي از جن به سخنانم گوش فرا داده‌اند، سپس گفته‌اند: (ما قرآن عجيبي شنيده‌ايم كه به راه راست هدايت كند، پس ما به آن ايمان آورده‌ايم و هرگز كسي را  شريك پروردگارمان قرار نمي‌دهيم)

اين آيات و آن‌چه در اين معنا آمده است دليل عام بودن رسالت پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ براي جن و انسان است. و دين جن‌ها نيز اسلام است. اما اين كه قبل از انسان يا بعد از انسان خلق شده‌اند تاثيري در مكلف بودن آنان به شريعت اسلامي ندارد. و اين كه براي آنان پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مخصوصي فرستاده شده است دليلي وجود ندارد.

و بالله التوفيق. و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم.

 فتاواي انجمن دايمي مباحث علمي و فتوا – (265/3)[301] جن و جزاي آن در آخرت

س: آيا جن‌هاي مؤمن به بهشت داخل مي‌شوند؟ و هرگاه جن از آتش خلق شده باشد كافران آنان چگونه با آتش عذاب مي‌شوند؟

ج: بدون شك جن‌هاي مؤمن در آخرت آن‌گونه كه شايسته ي آنان است پاداش مي‌گيرند و كافران آنان نيز كيفر خواهند ديد. 

خداوند در حكايت جن‌ها مي‌فرمايد: [وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولَئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا (١٤)وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا (١٥)] جن/14-15

 (و اين‌كه گروهي از ما مسلمان و گروهي ظالمند؛ هر كس اسلام را اختيار كند، راه راست را برگزيده است  و اما ظالمان هيزم دوزخند)

و اين كه آنان از آتش خلق شده‌اند مانع عذاب شدن آنان با آتش نمي‌شود. زيرا (آتش آخرت هفتاد مرتبه از آتش دنيا داغ‌تر است.[1]  

 ممكن است براي آن‌ها آتشي ويژه باشد كه در آن عذاب شوند. لذا امور آخرت با امور دنيا تفاوت دارد.

 شيخ ابن جبرين- اللؤلؤ المكين، ص(9)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - اين جمله در حديثي از بخاري (3265) و مسلم ( 2843) وارد شده است.[302] براي شناختن امور غيبي كمك خواستن از جنيان و خواب مغناطيسي چه حكمي‌دارد؟

س: دين اسلام در مورد كساني كه براي اكتشاف امور غيبي از جن‌ها، به عمليات كاهنانه متوسل مي‌شوند، چه حكمي‌دارد؟

همچنين بفرماييد كه خواب مصنوعي از ديدگاه شرعي چه حيثيتي دارد كه بوسيله ي آن شخص خواب كننده بر شخص خواب شده مسلّط شده و اطلاعاتی از او دريافت مي‌نمايد؟

ج: اولاً: علم به امور غيبي از ويژگيهاي«الله» است و هيچ يك از مخلوقات نمي‌تواند عالم به امور غيب باشد، نه جن و نه مخلوقي ديگر. البته، الله تعالي به برخي از مخلوقاتش همانند: فرشتگان و انبيا مسايلي را به صورت وحي مي‌گويد. 

الله تعالي مي‌فرمايد:[ قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ الْغَيْبَ إِلا اللَّهُ][نمل:65] 

«بگو آنان‌كه در آسمان‌ها و زمين هستند غيب نمي‌دانند بجز ذات الله».

الله تعالي درمورد سليمان علیه السلام مي‌فرمايد:  [ فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلا دَابَّةُ الأرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ (١٤)] 

 «در آن هنگام كه بر سليمان مرگ را مقرر داشتيم، جنيان را از مرگ او آگاه نساخت مگر چوب خواره‌هايي كه عصاي وي را مي‌خورند. هنگامي‌كه سليمان علیه السلام - بر زمين- افتاد حالا فهميدند كه اگر از غيب مطلع مي‌بودند در عذاب خوار كننده (بيگاري) باقي نمي‌ماندند».[سبا:14]

 الله تعالي مي فرمايد:[ عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا إِلا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا (٢٧)] [جن:26، 27] 

« داننده‌ي غيب الله است. و هيچ كس را بر غيب خود آگاه نمي‌سازد، مگر پيامبري كه الله از او خشنود باشد، الله (از ميان فرشتگان) محافظان و نگهباناني در پيش و پس او روان مي‌دارد». 

از نواس پسر سمعانرَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ روايت شده كه رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرموده است: (اذا أراد الله تعالي أن يوحي بالامر تكلم بالوحي أخذت السموات منه رجفةٌ أو قال: رِعْدَةٌ شديدةٌ خوفاً من الله  عزّوجل فإذا سَمِعَ ذلك أهل السموات صعِقُوا و خَرُّوا لِلَّهِ سُجّداً فيكون أول مَن يرفع رأسَهُ جبريلُ فَيُكلِّمُه الله من وَحْيِهِ بما أراد، ثم يمرُّ جبريل بالملائكة كلّما مَرَّ بسماءٍ قال ملائكتها: ماذا قال ربنا يا جبريل؟ فيقول جبريل: قال الحقّ و هو العليّ الكبير؛ فيقولون كلّهم مثل ما قال جبريل. فينتهي جبريل بالوحي إلي حيث أمرَهُ الله عزّوجل)[1] 

« هر گاه الله تعالي بخواهد چيزي را وحي كند، اهل آسمان‌(فرشتگان) در اثر ترس از او به لرزش افتاده و چون آسماني ها آن را مي‌شنوند به سجده فرو مي‌افتند. در اين زمان جبرئيل از همه جلوتر سرش را از سجده برمي‌دارد و «الله» آنچه را كه مي‌خواهد به او وحي مي‌كند. جبرئيل سپس از كنار ساير فرشتگان گذر مي‌نمايد، هر آسماني را كه رد مي‌كند فرشتگانش از او مي‌پرسند: پروردگار ما چه گفت: جبرئيل مي‌گويد: حق را گفت: و او بلند مرتبه و بزرگ است، همه فرشتگان سخني مثل سخن جبرئيل را بر زبان مي‌آورند و آنگاه جبرئيل وحي را به همان جايي كه «الله» به او دستور داده مي‌برد.»

در صحيح بخاري از ابوهريرهرَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ بدين شكل آمده است:

عن النبي صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قال: (إِذَا قَضَى اللَّهُ الْأَمْرَ فِي السَّمَاءِ ضَرَبَتْ الْمَلَائِكَةُ بِأَجْنِحَتِهَا خُضْعَانًا لِقَوْلِهِ كَأَنَّهُ سِلْسِلَةٌ عَلَى صَفْوَانٍ؛ فَإِذَا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قَالُوا: مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ؟ قَالُوا لِلَّذِي قَالَ:الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ؛ فَيَسْمَعُهَا مُسْتَرِقُ السَّمْعِ - وَمُسْتَرِقُ السَّمْعِ  هَكَذَا بَعْضُهُ فَوْقَ بَعْضٍ وَوَصَفَ سُفْيَانُ بِكَفِّهِ فَحَرَفَهَا وَبَدَّدَ بَيْنَ أَصَابِعِهِ - فَيَسْمَعُ الْكَلِمَةَ فَيُلْقِيهَا إِلَى مَنْ تَحْتَهُ ثُمَّ يُلْقِيهَا الْآخَرُ إِلَى مَنْ تَحْتَهُ حَتَّى يُلْقِيَهَا عَلَى لِسَانِ السَّاحِرِ أَوْ الْكَاهِنِ؛ فَرُبَّمَا أَدْرَكَ الشِّهَابُ قَبْلَ أَنْ يُلْقِيَهَا وَرُبَّمَا أَلْقَاهَا قَبْلَ أَنْ 