يُدْرِكَهُ؛ فَيَكْذِبُ مَعَهَا مِائَةَ كَذْبَةٍ؛ فَيُقَالُ: أَلَيْسَ قَدْ قَالَ لَنَا يَوْمَ كَذَا وَكَذَا كَذَا وَكَذَا؛ فَيُصَدَّقُ بِتِلْكَ الْكَلِمَةِ الَّتِي سَمِعَ مِنْ السَّمَاءِ)[2] 

« آنگاه که خداوند در آسمان امر را صادر می کند، فرشتگان به منظور نشان دادن اطاعت و خضوعشان در برابر فرمان الهی بالهایشان را حرکت می دهند که بر اثر آن صدایی مانند صدای برخورد زنجیر بر روی صخره ای صاف پدیدار می شود؛ چون هراس از دلهایشان برطرف شود، فرشتگان گویند: حق را، و او بلند مرتبه و بزرگ است؛ جنیان و شیاطینی که دزدانه به اخبار آسمانی گوش فرا می دهند، این گونه روی یکدیگر قرار دارند – سفیان یکی از راویان حدیث، کف دستش را به صورت عمودی گرفت و انگشتانش را از همدیگر فاصله داد – یعنی: جنیان به این صورت بالای یکدیگر قرار دارند و خود را به آسمانها می رسانند و اخبار آسمانی را گوش می کنند. شیطانی که بالا قرار دارد چون خبر را بشنود، فوراً آن را به رفیقش که پایین قرار دارد اطلاع می دهد و آن به دیگری... تا این که خبر به ساحر و کاهن می رسد؛ فرشتگان و مأموران الهی جنیان و شیاطین را که از اخبار آسمانها استراق سمع می کنند با آذرخش آسمانی هدف می گیرند، گاهی قبل از این که شیطان متمرد خبر را به دیگری بدهد، آذرخش به او اصابت کرده و او را می سوزاند. گاهی شیطان متمرد خبر را زودتر به دیگری القاء می کند و بعد هدف قرار می گیرد و می سوزد. این شیاطین خبر آسمانی را با صد دروغ دیگر آمیخته می کنند و به ساحر و کاهن می رسانند؛ گفته می شود آیا مگر غیر از این است که در فلان روز به ما چنین گفت و همان طور شد؛ در نتیجه مردم به خاطر همان سخنی راستی که توسط شیاطین از آسمان دریافت شد، سخنان ساحر و کاهن را تصدیق می کنند. 

بنابراين كمك خواستن از جنيان و مخلوقات ديگر، جهت كشف امور غيبي جايز نيست؛ چه به صورت دعا و چه به صورت عمليات كاهنانه و سحرآميز. و از آن جا كه اين عمل نوعي عبادت است مرتكب آن مشرك مي‌گردد، زيرا الله تعالي مي‌فرمايد:[ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ (٥)] [حمد:5]

 «تنها تو را مي‌پرستيم و تنها از تو ياري مي‌جوئيم».

 از رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نيز نقل شده است كه ايشان به عبدالله بن عباس رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُما فرمودند:) إِذَا سَأَلْتَ فَاسْأَلْ اللَّهَ وَإِذَا اسْتَعَنْتَ فَاسْتَعِنْ بِاللَّهِ)[3] 

«هر گاه مي‌خواستي سؤال كني از «الله» سؤال كن و هر گاه به كمك نياز داشتي از «الله» كمك بخواه».

ثانياً: خواب مصنوعي و يا مغناطيسي نوعي غيب‌گويي است كه خواب كننده در اين عمليات، شخص جن زده‌اي را استخدام نموده و بر آن مسلّط شده و تسليم خودش مي‌گرداند و از اين طريق به خبرهايي دست مي‌يابد. از اين رهگذر است كه استفاده از روش خواب مصنوعي جهت دريافت وضعيت دزد، مكان دزدي، چيز گمشده، معالجه‌ي بيمار و يا اقدام به هر كاري ناروا و شرك است. زيرا اين كار پناه بردن به سوي غير «الله» است و بهره برداري از اسباب غيرعادي تلقي مي‌شود.

 انجمن دايمي- مجله‌ي- بحوث اسلامي- شماره‌ي(30) ص(78-81)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . ابن ابي عاصم. «السنة» ص 515. ابن خزيمة. «التوحيد» 1/349. طبراني. «مسندالشاميين» 591. و بيهقي. «الأسماء و الصفات» 1/511-435
[2]. بخاري(4800)
[3]. احمد (1/293، 303، 307). ترمذي(2516). طبراني« الاوسط» (5417) «الكبير» (11243، 11416، 11560، 12988). ابويعلي «مسند» (2556) و بيهقي «شعب الايمان» (195، 1074، 10000).[303] حكم احضار ارواح و خواب مصنوعي يا مغناطيسي

الحمد لله، والصلاة والسلام علي رسول الله، و علي آله وأصحابه و من اهتدي بهداه...اما بعد:

مسئله‌ي علم احضار ارواح در ميان بسياري از مردم اعم از نويسندگان و افراد ديگر شايع است، اين افراد گمان مي‌كنند كه مي‌توان ارواح مردگان را از طريق شعبده بازي، احضار و از آنها در مورد وضعيت مردگان، خوشي و عذاب قبر و چيزهاي ديگري سؤال كرد.

بنده در اين زمينه بسيار تحقيق كردم؛ واضح شد كه اين روش چيزي جز شعبده بازي نيست كه از آن قصد تخريب عقايد و اخلاق اسلامي را دارند. طرفداران اين علم مي‌خواهند ادعاي علم غيب نمايند. بنابراين مناسب ديدم كه در اين موضوع كلماتي مختصر، جهت روشن شدن مسئله و خير خواهي براي امت اسلامي بنويسم: 

به نظر بنده واجب است كه اين مسئله را نيز مانند ديگر مسايل به سوي كتاب و سنت ارجاع داد، چنانكه الله تعالي مي‌فرمايد: [يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلا (٥٩)] [نساء:59] 

« اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، از الله و پيامبرش اطاعت كنيد و از كاردان و فرماندهان مسلمان خود فرمانبرداري نمایيد(مادام كه دادگر و مجري احكام شريعت باشند). و اگر در چيزي اختلاف نموديد آن را به الله و پيامبرش برگردانيد اگر به الله و روز رستاخيز ايمان داريد. اين كار براي شما بهتر و خوش فرجام تر است».

 مسئله‌ي روح امري غيبي است كه حقيقت آن را جز «الله» هيچ كس نمي‌داند. بنابراين هيچ كس اجازه ندارد پيرامون روح، جرّ و بحث نمايد؛ مگر از روي دلايل شرعي.

الله تعالي مي‌فرمايد: [عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا (٢٦)إِلا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا (٢٧)] [جن:27-26] 

«داننده‌ي غيب الله است و هيچ كس را  بر غيب خود آگاه نمي‌سازد، مگر پيامبري كه الله از او خشنود باشد، الله( از ميان فرشتگان) محافظان و نگهباناني در پيش و پس او روان مي‌دارد».

  [قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ الْغَيْبَ إِلا اللَّهُ] [نمل:65] 

« بگو:كساني كه در آسمان‌ها و زمين هستند غيب نمي‌دانند جز الله».

علما در مورد«روح» اختلاف دارند در آن جا كه الله تعالي مي‌فرمايد:  [وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلا قَلِيلا (٨٥)]  [اسراء:85] 

 « از تو ( اي محمد) درباره‌ي روح مي‌پرسند( كه چيست). بگو: روح چيزي است كه تنها پروردگارم ازآن آگاه است. چرا كه جز دانش اندكي به شما داده نشده است».

عده‌اي از علما معتقدند كه مقصود از روح همين روحي است كه در بدن جريان دارد، بنابراين آيه‌ي فوق دليلي است بر اين‌كه روح از امور الله است و مردم درباره‌ي آن بجز از مقدار اندكي كه الله تعالي به آنها ياد داده است چيز ديگري نمي‌دانند، زيرا الله تعالي علم آن را به خودش اختصاص داده و آن را از بندگانش دريغ داشته است. 

قرآن مجيد و احاديث صحيح پيامبر دلالت دارند كه روح پس از مرگ باقي مي‌ماند.

الله تعالي مي فرمايد: [اللَّهُ يَتَوَفَّى الأنْفُس