ايشان وارد مي‌شد صحابه از جا بلند نمي‌شدند چون مي‌دانستند پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ این کار را نمی پسندد».

اما اگر دانش آموز يا هر کس ديگري به خاطر استقبال و سلام گفتن و مصافحه كردن با ديگري از جا بلند مي‌شود اين كار اشكالي ندارد. زيرا رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در مورد معاذ رضی الله عنه به صحابه رضی الله عنهم فرمود: (قوموا الي سيّدكم)[4]

«به سوي سرورتان (معاذ) برخيزيد».

رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ زماني اين سخن را در مورد معاذ رضی الله عنه ايراد فرمود كه معاذ براي داوري در قضيه‌ي بني قريظه آمده بود. همچنين ثابت شده كه پيامبر اكرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ به هنگام ورود دخترش فاطمه رضی الله عنها از جا بلند مي‌شد و دستش را گرفته و مي‌بوسيد. و فاطمه نيز با پدرش چنين رفتاري داشت.

در آن هنگام كه الله تعالي توبه‌ي سه نفرِ بازمانده از جنگ تبوك را قبول كرد، كعب بن مالك- كه يكي از آن‌ها بود- به مسجد رفت و رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در ميان يارانش نشسته بود، در اين حال شخصي بنام طلحه بن عبيدالله رضی الله عنه به پيشواز كعب شتافت و با او مصافحه نموده و پذيرش توبه‌اش را به او تبريك گفت؛ رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كه شاهد اين رفتار بود چيزي نگفت.

شيخ ابن باز- مجله الدعوة، شماره‌ي (1325)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. بخاري (1218) ، مسلم (421) و مسند احمد (5/332) اين الفاظ از مسند احمد است.
[2]. بخاري (1203، 1204) و مسلم (422).
[3]. احمد (3/132) ترمذي (2754). (امام ترمذي حديث مذكور را حسن صحيح غريب گفته است). ضياء در « المختارة» (1958) مصنف ابن ابي شيبه (25583)
.[4] بخاري (3043) ومسلم (1768).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:415.txt">كسي كه قادر به يادگيري است، جهل نمي‌تواند برايش عذري باشد</a><a class="text" href="w:text:416.txt">دانستني‌هاي ضروري درباره‌ي عقيده و...</a><a class="text" href="w:text:417.txt">روش صحيح دريافت علم، آموختن آن از علماست</a><a class="text" href="w:text:418.txt">بيان كردن اشتباهات علما و آداب آن</a><a class="text" href="w:text:419.txt">موضع مسلمان در برابر اختلافات علما</a><a class="text" href="w:text:420.txt">حكم يادگيري تجويد قرآن</a><a class="text" href="w:text:421.txt">حفظ قرآن كريم</a><a class="text" href="w:text:422.txt"> علوم شرعي افضل علوم است</a><a class="text" href="w:text:423.txt">چاپ كتب شرعي جزء همان علمي است كه پس از مرگ انسان نيز ثوابش جاري است</a><a class="text" href="w:text:424.txt">حكم فراگيري علم شرعي</a></body></html>[21] كسي كه قادر به يادگيري است، جهل نمي‌تواند برايش عذري باشد

س: كتاب‌هاي(الجواب المفيد في حكم جاهل التوحيد) و(سعة رب العالمين) كه موضوع بحث هر دو معذوريت به علت جهل مي‌باشد را خوانده‌ام، ليكن در ذهنم سؤالي دور مي‌زند كه جواب آن را در هر دو كتاب نيافتم. سؤال اين است:

- كسي كه توان ياد گيري و تحصيل علم را دارد ولي به دنبال آن نمي‌رود، آيا جهل و ناداني در حق چنين فردي مي‌تواند عذري باشد؟ 

- عدم تواناتي بر يادگيري چه تعريفي دارد؟

ج: كسي كه به تحصيل علم توانايي دارد و در پي آن نمي‌رود و در نتيجه نسبت به واجبات و ضروريات ديني جاهل و نادان مي‌شود، معذور به شمار نمي‌رود.

و بالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم

  فتاواي انجمن دايمي مباحث علما وافتا (12/84)[22] دانستني‌هاي ضروري درباره‌ي عقيده و...

س: ميزان علم هر مسلمان در مسایل عقیدتی چه مقدار باشد تا مسلمان واقعي به حساب بيايد؟

ج: بايد گفت كه مسلمانان در قابليت‌هاي عقلاني  و همچنين در داشتن وقت فراغت و عدم آن با همديگر تفاوت‌هايي دارند، عقل و درك عده‌اي بيشتر وعده‌اي كمتر است، برخي پركار و تعدادي بيكار يا كم مشغله هستند، بنابر اين گاهي چيزي كه بر يك مسلمان (درعقيده) واجب است بر مسلمان ديگري واجب نيست. 

حداقل آنچه كه بر هر مسلماني واجب است به شرح ذيل است:

 - ايمان آوردن به الله تعالي

 - كتاب‌هاي آسماني

- روز رستاخيز 

- ايمان داشتن به صورت اجمالی به اين‌كه خير و شر تقدير از جانب الله است

- به زبان آوردن «أنَّ لاإله الاّ الله وأنَّ محمداً رسول الله» و فهميدن معناي آن، بصورت اجمالی

- برپا داشتن نماز 

- دادن زكات براي افراد صاحب نصاب

- روزه گرفتن در ماه مبارك رمضان 

- رفتن به حج خانه‌ی كعبه براي توانمندان.

علاوه از اين‌ها لازم است كه مسلمان احكام مسايل و اتفاقاتي كه برايش رخ مي‌دهد را بداند تا آنچه را كه جايز است انجام دهد و از آنچه كه ناجايز است پرهيز کند.

قرآن را زياد تلاوت كن و از مطالعه كتاب‌هاي اسلاف مانند(شرح عقيده‌ي طحاوي) از ابوالعز حنفي (رحمةالله عليه) و(زاد المعاد) از ابن قيّم (رحمة الله عليه) غافل مباش و از اين طريق علم و دانش خود را افزايش بده. 

  و بالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم

 فتاواي انجمن دايمي مباحث علمي و افتا (3/182) [23] روش صحيح دريافت علم، آموختن آن از علماست

س:- آيا واقعيت دارد كه علم تنها از طريق شفاهي و حضور در مجالس درس علما حاصل مي‌شود؟

يا اين‌كه مي‌توان از روش‌هاي ديگري مانند كتاب و نوارهاي صوتی استفاده کرد بدون دريافت مستقيم از علما و مشايخ؟

ج: فراگیری علم و انديشه از طريق علماي عامل واجب است و تنها كتاب و نوار كافي نيست؛ زيرا علما مسايل غامض و پيچيده را واضح و تشريح كرده و جويندگان علم را به سمت فهم و درك صحيح راهنمايي مي‌كنند. البته كتاب و نوار صرفاً وسايلي هستند كه از آن‌ها براي كسب علم و اطلاعات می توان بهره گرفت، به شرط اين‌كه نوار يا كتاب از عالمي معتبر و موثق صادر شده باشد؛ ولي باز هم نبايد تنها به نوار و كتاب اكتفا نمود.

و بالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله و صحبه و سلم

 فتاواي انجمن دايمي مباحث علمي و افتا (12/97)[24] بيان كردن اشتباهات علما و آداب آن

س: تفتيش و دنبال كردن عيوب علما به بهانه‌ي هشدار از اشتباهات آن‌ها چه حكمي‌دارد؟ بايد دانست كه اين عمل را طلاب علوم ديني مرتكب مي‌شوند. اين افراد به مردم عوام هشدار داده و چه بسا آنان‌را از علماي بزرگي امثال سيوطي بر حذر داشته و اظهار مي‌دارند كه سيوطي داراي مشرب «اشعري» است.

ج: علما از خطا معصوم نيستند، كما اين‌كه در حديث آمده است: «إِذَا اجتَهَد الْحَاكِمُ فَأصَابَ فَلَهُ أَجْرَانِ، وَإِذَا اجتهد فَأَخْطَأَ فَلَهُ أَجْر واحدٌ».[1] 

«حكم كننده اگر در اجتهادش مصيب باشد دارای دو اجر است و اگر خطا كند يك اجر دارد». 

بايد گفت كه اين خطاها از ارزش علما هيچ چيزي را كم نمي‌كند، مادامي‌كه هدف آن‌ها رسيدن به حق باشد. نبايد به سبب اين خطاها عرض و آبروي آن‌ها را لكه‌دار ساخت. ولي درعين حال بيان حق و تذكر به خطاي علما به همراه حفظ احترام و قدرشناسي از آن‌ها واجب است: مگر آنكه آن عالم مبتدع و مخالف با عقيده‌ي صحيح باشد كه در اين صورت بايد مردم را از او و كتابهايش هشدار داد تا مردم از گ