ان بميرد وارد جهنم مي شود.

دلايل از قرآن و حديث در اين مورد بسياراند.

تمام كساني كه دعوت اسلام به آنها نرسد و حجت برآنان قائم نباشد نتيجه ي كارشان با الله تعالي است، از ميان نظريات علما صحيح ترين نظريه اين است كه روز قيامت اين افراد مورد امتحان قرار مي گيرند، هر كس كه اطاعت كند به بهشت مي رود و هر كس كه نافرماني كند وارد جهنم مي شود.

 حافظ ابن كثير در تفسير آيه ي « وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولا » [اسراء15][2]و علامه ابن القيم در كتاب «طريق الهجرتين» تحت عنوان (طبقات المكلفين) ص (570) و بعد از آن در بحث، (الطبقة الرابعة عشرة) پيرامون اين موضوع سخن گفته اند، براي بحث بيشتر به آن مراجعه شود.

 و بالله التوفيق. و صلي الله علي نبينا محمد، وآله و صحبه و سلم.

 انجمن دايم پژوهشهاي علمي و افتا (2/95)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] احمد(2/317،350)، و مسلم(153).
[2] تفسير ابن كثير (3/29-33).[74] مدت سفری که مي توان نماز را شكسته خواند.

س: در مورد قصر نماز از جنابعالی فتوایی شنیده ام که زبانزد طلبه هاست، اکثر این طلبه ها از طرف شما می گویند که قصر نماز در مسافرت محدود به مدت معینی نیست، می خواهیم دلایل این مسئله را به طور مفصل برای ما بیان کنید.

ج: این مسئله(اقامت مسافر در یک شهر که آیا حکم سفر را قطع می کند یا نه؟) مورد اختلاف علماست. آنگونه که امام نووی در(المجموع شرح المذهب) بیان نموده در این خصوص بیش از بیست فتوا وجود دارد. این اختلاف نظرها بدان خاطر است که در این زمینه نص قاطعي وجود ندارد که صاحب نظران را متقاعد سازد؛ از این جهت شیخ الاسلام تيمیه و جمعی دیگر از علما گفته اند که این مسئله به استیطان (وطن قرار دادن) با مسافرت برمی گردد. چون حالت انسان همواره بین استطان و مسافرت دورمی زند. اقامت دائم اگر به کار یا زمان معینی محدود نشود در حکم استیصال است. این فتوا اطمینان بخش تو بوده و ظواهر و دلایل شرعی نیز برآن دلالت می کند.

چون نه در قرآن ونه درسنت حتی یک حرف هم دیده نمی شود که بیانگر تعیين مدتی باشد که حکم سفر را قطع می کند. چنانچه کسی در این موضوع دلایلی دارد به ما ارائه دهد. 

بزرگترین دلایل کسانی که این مدت را معین ومحدود نموده اند، این است که رسول الله صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ مسافرت های زيادي نموده و مدتي را مقيم شده است. بنابراین عده ای از این علما، کمترین مدت زمان اقامت ایشان صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ و عده ای بیشترین آنرا معیار قرار داده اند. مثلاً؛ ابن عباس رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ گفته است: (هرگاه مسافر در یک جا نوزده روز یا بیشتر از آن نیت اقامت بکند، نمازش را تمام بخواند. چون رسول الله صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ نوزده روز در مکه ماندگار شد و نمازش را قصرمی خواند، بنابراین اگر تنها نوزده روز (یا کمتر از آن) ماندگار شویم، نماز را قصر و اگر بیشتر از آن بمانیم، نماز را کامل می خوانیم)

امام احمد و امام شافعی و به گمانم امام مالک گفته اند: (اگر بیشتر از چهار روز نیت بکند نماز را تمام بخواند و اگر چهار روز یا کمتر از آن نیت بکند، نماز را کوتاه بخواند). لیکن امام شافعی روزهای دخول و خروج را حساب نکرده و روزهای مفید و خالص را چهار روز می داند. طبق این مذهب روزهای مفید برای اتمام نماز شش روز است، روزهای دخول و خروج و چهار روز مفید در وسط. ولی امام احمد روز دخول وخروج را حساب می کند، دلیلش چیست؟
دلیلش این است که رسول الله صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ درسفر حجة الوداع- آخرین حجش- در روز یک شنبه چهارم  ذی الحجه وارد مکه شد. روزهای، یک شنبه، دو شنبه، سه شنبه و چهار شنبه، در آنجا ماندگار شد و در چاشتگاه روز پنج شنبه به سوی منی رهسپار گشت. ثابت شده که ایشان در این مدت نماز را قصر می خواندند.

 انس رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ می گوید: 

 « خَرَجَ الَنبی صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ ، يعنِی الَی مَکَةَ فِی حَجَة الَوَدَاع؛ فَلَم يزل يصَلی رَکعَتَينِِ حَتی رَجَعَ إلَی المَدينة فَسُئلَ: کم أقَامُوا في مكة؟ قال: أقَمنَا بِهَا عَشَراً»[1]

(پیامبر صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ در سفر حجة الوداع رهسپارمکه شد و همواره نمازها را شكسته می خواند تا این که به مدینه برگشت. از انس رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ سؤال شد چند روز در مکه ماندگار شدید؟ گفت: ده روز).

باتوجه به این که پيامبر صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ روز یکشنبه، چهارم ذی الحجه به مكه رسيد و صبح چهاردهم ذی الحجه از مكه خارج شد. بدین ترتیب روزهای اقامت آنها ده روز می شود، چهار روز قبل از خروج به مشاعر، و روز های باقیمانده در مشاعر.

ولی سؤال اینجاست که آیا این امر دلیلی برتحدید است یا دلیلی بر عدم تحدید؟

 از نظر من، این امر دلیلی بر عدم تحدید است، چرا؟ چون: رسول الله صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ نفرمود: هر کس بیش از چهار روز ماندگار شود، پس نمازش را تمام بخواند، در حالی که ایشان می دانست که مردم قبل از چهارم ذی الحجه به مکه نمی آیند. بعضی در چهارم، بعضیها در سوم، بعضیها در دوم، بعضیها در اول و حتی عده ای در واپسین روزهای ذی القعده به مکه می آيند. چه بسا برخی از ماه شوّال، شروع به آمدن می کردند، چون مناسک حج در ماههای مخصوص انجام می پذیرد(الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ) [بقره: (١٩٧)] [حج، در ماه‏هاى معينى است!] و نخستین آنها شوّال است.

پس با توجه به این که پیامبراکرم صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ می دانست که حجاج قبل از ذی الحجه به مکه می آیند و باز هم به آنها نمی گفت آنهایی که قبل از چهارم آمده اند نمازشان را تمام بخوانند، معلوم می شود که اتمام نماز لازم نیست.

بنابراین هنگامی که ایشان در سال فتح مکه در این شهر نماز خواند به ساکنان آن فرمود: « فَإنَا قَومٌ سَفرٌ أَتِمُّوا »[2]  

(نمازتان را کامل بخوانید، چون ما مسافر هستیم)

رسول الله صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ دو رکعت نماز می خواند، سلام می داد و به اهل مکه می فرمود: که شما نمازتان را تمام کنید و آنها بلند می شدند و نمازشان را کامل می کردند. .  

 پیامبر صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ وظیفه رسالت و ابلاغ را به شکل احسن انجام می دادند؛ پس وقتي كه ما مي دانيم که پیامبر صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ چهار روز در مکه قبل از خروج به منی و شش روز بعد از آن ماندگار شدند. همچنین می دانیم که ایشان بیست روز در تبوک[3]  و نوزده روز در مکه ماندگار شدند[4]. در همه ی این مسافرت ها نماز را شكسته می خواندند و تغییری در حکم ایجاد نمی کردند. معلوم می شود که فرق بین اقامت چهار روز یا بیشتر وجود ندارد.

اینجاست که می گوییم: نیت قطع سفر مطلق در آن شهر اعتبار دارد؛ بنابراین مسافری که نیت اقامت در جایی را بکند از اهل آن به 