 زمينه با وي موافق است. و اصل اين حديث در صحيحين است.
[3]. تخريج اين حديث سابقاً گذشت.[43] حكم تلقين مرده بعد از دفن

س: بسياري از مردم مي‌گويند كه تلقين مرده بعد از دفن حرام است، آيا گفته‌ي‌شان درست است؟

ج: بله! تلقين مرده بعد از دفن بدعت مي‌باشد، چون  رسول الله صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَآله وَسَلَّمَ و صحابه آن را انجام نداده‌اند، و احاديثي كه در اين زمينه وارد شده‌اند ضعيف و غير قابل استدلال هستند. البته تلقين محتضر (كسي كه در شُرف مرگ است) بوسيله «لا إله الاّ الله» جايز است، زيرا  رسول الله صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَآله وَسَلَّمَ فرموده است: «لَقِّنُوا مَوْتَاكُمْ لاَ إلهَ الاّ الله»[1]

«مردگان  را با لا إله الا الله (كلمه توحيد) تلقين كنيد».

 اين حديث را امام مسلم در صحيح خود روايت كرده و در اينجا مقصود از (مَوْتَاكُمْ) افرادي است كه در احتضار و ديدن علايم مرگ مي‌باشند، كما اين كه علما اين مطلب را در شرح حديث مذكور واضح كرده اند.

وصلي الله علي نبينا محمد وآله وصحبه وسلم

 فتاواي انجمن دايمي بحوث علمي و افتا (8/340).
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. مسند احمد‌(3/3) و مسلم (916، 917). وغيرهما[44] حكم خواندن قرآن بر قبور 

س: خواندن قرآن بر قبور بعد از دفن ميت چه حكمي دارد و همچنيين بفرماييد حكم كرايه كردن افرادي براي خواندن قرآن در منزل كه امروزه آن را رحمت بر اموات مي‌دانند چيست؟

ج: قول راجح از اقوال علما اين است كه خواندن قرآن بر قبر بدعت است، چون اين عمل در عصر  رسول الله صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَآله وَسَلَّمَ رايج نبوده و ايشان به آن دستور نداده است، نهايتاً آنچه كه در اين مورد از احاديث ثابت است اين است كه  رسول الله صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَآله وَسَلَّمَ بعد از دفن ميت بر كناره‌ي قبر او مي‌ايستاد و مي‌فرمود:

«إسْتَغْفِروُا لِإخِيْكُمْ، وَ اسْألُوا لَهُ التّثْبِبتَ، فَإنّهُ الآن يُسأَل»[1]

«براي برادرتان طلب آمرزش كنيد و برايش ثابت قدمي را از الله بخواهيد، چون هم اكنون تحت بازجوئي قرار دارد».

 چنانچه خواندن در كنار قبر مشروع و خيري در آن نهفته بود حتماً  رسول الله صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَآله وَسَلَّمَ امتش را به آن باخبر مي‌كرد. همچنين جمع شدن در خانه بخاطر خواندن قرآن و ايصال ثواب آن به روح ميت بدعت و بي‌اصل و اساس است و سلف امت هرگز آن را انجام نداده‌اند؛ و آنچه كه براي مسلمان جايز است اين است كه در هنگام مصيبت صبر نموده و آن را بحساب اجر و ثواب بگذارند و آنچه را كه صابران به زبان مي‌آورند به زبان بياورد: «إنا لله و إنا إليه راجعون...»  «الهي! بخاطر اين مصيبت مأجور بگردان و از آن چيز بهتري نصيبم بكن».

اما جمع شدن در نزد خانواده‌ي ميت و خواندن قرآن و دادن خوراك به حاضران و امثال اينها بدعت و نامشروع است.

شيخ ابن عثيمين- فتاوايي در احكام جنايز. ص(219) جمع و ترتيب: فهد السليمان
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. ابوداود (3221)، حاكم (1/370(1372)، صححه و وافقه الذهبي. بيهقي در «سنن كبري» (6856). اين حديث را شيخ آلباني در صحيح ابوداود تصحيح كرده است. (2758).[45] نقد و بررسي احاديثي بي‌اساس پيرامون حالات مردگان در قبر

س: برخي از كتاب‌هاي شيخ‌الاسلام ابن تيميه رحمة‌الله‌عليه را در خصوص حرف زدن مردگان خوانده‌ام، ايشان يادآؤر شده‌اند كه اين حالات را شيطان به وجود مي‌آورد، به اين صورت كه شيطان از قبر بيرون مي‌آيد و با زيارت‌كنندگان حر مي‌زند. پس آيا قصه‌ي «مطرف» كه ابن قيم رحمة‌الله‌عليه آن را بيان كرده از همين نوع قصه‌هاست؟ بفرماييد كه چگونه مي‌توانيم تشخيص بدهيم كه اين سخن از خود مرده يا از شيطان؟

ج: نزديك شدن أرواح مردگان به قبرهاي خود در روز يا شب جمعه و شناختن زيارت‌كنندگان، عابران و سلام دهندگان و ملاقات مردگان و زندگان در اين روز، از امور غيبي است كه الله تعالي علم آن را از ديگران دريغ داشته است، پس اين امور جز با وحي الهي قابل شناخت نيست و طبق علم و دانش ما هيچ حديثي از  رسول الله صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَآله وَسَلَّمَ در اين مورد وارد نشده است. مسلماً خواب نمي‌تواند دليلي بر شناخت امور باشد، چون خواب گاهي درست و گاهي خطا از آب درمي‌آيد، پس فتوا دادن بوسيله‌ي خواب‌ها و اعتماد كردن بر آنها تنها حدس و گمان است.

دوم: داستاني كه در كتاب زادالمعاد ابن قيم رحمة‌الله‌عليه خوانده‌اي، اساس آن روايت ابوبكر عبدالله بن محمد بن عبيد بن ابي‌الدنيا است كه در (كتاب‌القبور، باب شناخت مردگان از زيارت زنده‌ها) از طريق احاديث غيرثابت، آثار و خواب‌هاي مشكوك بدست آمده است. خلاصه‌ي آن حديث و نقد آن چنين است: «قال ابن أبي الدنيا: قال حدثنا محمد بن عون، قال حدثنا يحيي بن يمان، قال حدثنا عبدالله بن سمعان، عن زيد بن أسلم، عن عايشة رضي‌الله‌عنها قالت: قال  رسول الله صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَآله وَسَلَّمَ: «مَا مِنْ رَجُلٍ يَزُورُ قَبْرَ أخِيْهِ و يَجْلِسُ عِنْدَهُ إلاُ إسْتَاْنَسَ بِهِ ورَدّ عَلَيْهِ حَتّي يَقُوْمَ»[1]

«هر شخصي كه به زيارت قبر برادرش برود و نزد آن بنشيند، مرده با او انس گرفته و جواب سخنان او را مي‌دهد تا اين كه آن شخص از آنجا بلند شود (و برود)».

در سند اين حديث شخصي بنام يحيي بن يمان وجود دارد كه ابن حجر در [التقريب][2] در مورد او گفته است:( يحيي بن يمان العجلي كوفي، فردي عابد و راستگو مي باشد، يخطئ كثيراً و قد تغير) و در سند اين حديث نيز فردي به نام عبدالله بن زياد بن سليمان بن سمعان المخزومي المدني وجود دارد كه در مورد او ابن حجر در [التقريب][3] مي گويد: (عبدالله بن زياد متروك الحديث است و ابوداود و ديگران او را متهم به دروغ‌گويي كرده‌اند).

ابن ابي‌الدنيا با سند ديگري آورده است: حدثنا محمد بن قدامة الجوهري، قال حدثنا معن بن عيسي القزاز، قال أخبرنا هشام بن سعد، قال حدثنا زيد بن أسلم، عن ابي‌هريرة رضی الله عنه قال: «اذا مَرّ الرّجل بِقَبْرِ أخِيْهِ يَعْرِفُهُ فَسَلَّم عَلَيْهِ ردّ عَلَيْهِ السَّلامَ وعَرَفَهُ و إذا مَرَّ بِقَبْرٍ لَا يَعْرِفُهُ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ رَدّ عَلَيْهِ السَّلاَمَ».

«هرگاه شخصي از نزد قبر برادر مسلمانش بگذرد كه او را مي‌شناسد، بر او سلام بكند، صاحب قبر او را شناخته و جواب سلامش را مي‌دهد و اگر از كنار قبر ناشناسي بگذرد و به او سلام كند باز هم صاحب قبر جواب سلامش را خواهد داد».

 در سند اين اثر شخصي به نام محمد بن قدامه‌ي جوهري انصاري (ابوجعفر بغدادي) وجود دارد؛ ابن حجر در [التقريب][4] گفته است: «در او (ابوجعفر بغدادي) لين و سستي وجود دارد».

همچنين در سند آن، هشام بن سعد مدني (ابوعباد يا ابوسعيد قرشي) وجود دارد كه يحيي بن معين و نسايي او را ضعيف قرار داده‌اند؛ و حرب در مورد او گفته است: (او مورد پسند امام احمد نبوده است)، ابن عبدالبر او را از زمره‌ي ضعفا دانسته و گفته اس