ثر نقشه های سیاسی سری برای ما شناخته شده است و بلافاصله پس از برنامه ریزی، آن را اجرا خواهیم کرد؛ اما نمایندگان ما در پلیس مخفی بین المللی باید از اعضای این مجموعه باشند.... و هنگامی توطئه ها در سطح جهانی آغاز می شود؛ یکی از زبده ترین ومخلصترین نمایندگان ما، همه آن توطئه ها را رهبری خواهد کرد. طبعاً ما ملت یگانه ای هستیم که طرحهای فراماسونری را جهت می دهیم و ما یگانه ملتی هستیم که می دانیم چگونه آن را جهت دهیم و از اهداف نهایی هر طرحی آگاه هستیم. در صورتی که غیر یهود چگونه از بیشتر امور فراماسونری نا آگاهند و حتی نمی توانند نتایج نزدیک کارهای خودشان را حدس بزنند. 

مواردی دیگر که بیانگر همکاری تنگاتنگ یهودیت و ماسونیت و راه انداختن انقلابها و کودتاهای سیاسی و تشکیل گروههای خرابکار، در نقاط مختلف جهان می باشد.

فعالیت ظاهری ماسونیت براساس آزادی فکر و عقیده و ایجاد اصلاحات اجتماعی است؛ اما در واقع اهداف آن، بی بند و باری، افسار گسیختگی، ایجاد هرج و مرج، ايجاد اختلاف، نابودی پایه های ارزشهاي اخلاقی جامعه و تخریب و فساد است.

بنابراین هر مسلمانی که از روی آگاهی و علم به اهداف ماسونیت، عضو آن شده و شعائر و مراسم ماسونیت بر او اقامه شود؛ از دایره ی اسلام، خارج گشته و کافر است. باید توبه کند و اگر نکرد، واجب القتل است. چنانچه بر عضویت در اين سازمان بمیرد؛ سزایش کفر است. اما کسانی که بدون شناخت و علم و اطلاع از اهداف ماسونیت و برنامه هایش علیه اسلام و مسلمین، عضو آن شده و فریب شعارهای ظاهری و سخنان دلنشین آنان – که به ظاهر با اسلام متضاد نیست- را بخورد؛ کافر نیستند. بلکه به دلیل جهل و عدم آگاهی از اهداف آنان معذورند. چون در اصولِ عقاید و مقاصد شومشان با آنان همگام و همسو نبوده اند، از دایره ی اسلام خارج نیستند.

رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم  می فرماید:[ إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ وَإِنَّمَا لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى][3] [اعمال به نیت ها بستگی دارند و با هرکسی مطابق نیتش برخورد می شود.]

اما هرگاه متوجه واقعیت شوند باید خود را از آن دور نگه داشته و برائت خویش را از آنان اعلام دارند و در جهت شناسایی و رسوایی شان تلاش نمایند تا مسلمانان دیگر را در مورد اهداف آنان آگاه نمایند. مسلمان باید هوشیار باشد و در مورد کسانی که در مسائل دین و دنیای خویش با آنان همکاری می نماید، جنبه ی احتیاط را رعایت نماید. در انتخاب دوستان دقت کند تا در آینده گرفتار کید و مکر و اهداف سوء آنان نگردد. مسلمان نباید فریب سخنان زیبا و دلربای گروهها و احزاب و افراد را بخورد. با کلمات شیرین، دل به آنان بسپارد تا مرتکب شرک نشود و گرفتار دام حیله گران و مکارانی نشود که دام خود را برای شکار افراد ساده لوح و ضعیف العقل گسترانده اند.

  وبالله التوفیق، و صلی الله علی نبینا محمد و آله و صحبه أجمعین

  انجمن دائم پژوهشهای علمی و افتاء(2/312-315)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] فراماسون: اين كلمه در قرن سيزدهم ميلادى به پيشه ورانى كه با تيشه كار مى كردند گفته مى شد. تيشه دار. هيزم شكن.از قرن سيزدهم به بعد به كسانى گفته شده كه در حوزه هاى سازمان اسرارآميز فراماسونرى شركت مى كردند.عضو يك جامعه جهانى سرّى كه هدفش به ظاهر تبليغ برادرى،تعاون اجتماعى و كمك هاى متقابل است.در سازمان فراماسونرى حوزه هائى به نام لژ وجود دارد كه همه اين لژها از يك كميته مركزى دستور مى گيرند.فراماسونرى در عين حال كه يك سازمان سرّى نيست اسرار پنهان بسيار دارد. امروز در كشورهاى كمونيست، ديگر آثارى از فعاليت اين سازمان به چشم نمى خورد ولى در كشورهاى اروپاى غربى و آمريكا هنوز حوزه هاى آن وجود دارد. تشكيلات فراماسونها از قرن سيزدهم م. به بعد سر و سامانى گرفت و تأسيس آن از قرن چهاردهم م. در لندن آغاز گرديد. از اوايل قرن هيجدهم م. و به خصوص از سال 1717فراماسونرى در آمريكا و آسيا هم نفوذ كرد و حوزه هاى وسيع آن در همين قرن در ايرلند، هند و ديگر كشورها بوجود آمد و همواره فعاليت خود را گسترش داد تا جايى كه در طول 40 سال در تمام شهرهاى معروف هندوستان از جمله بنگال، كلكلته، مدرس و بمبئى لژهاى فراماسونرى تأسيس شد.در فرانسه نخستين حوزه در سال 1732 م. برپا شد و در كشورهاى ديگر به ترتيب زير سازمانهاى فراماسونى بوجود آمد:

آلمان 1733 م - پرتقال 1735 م - هلند 1735 م - سويس 1740 م - دانمارك 1745 م - ايتاليا 1763 م - بلژيك 1765 م - روسيه 1771 م و سوئد 1773 م. به همين ترتيب نفوذ فراماسونرى تا دورترين نقاط زمين گسترش يافت. در امريكاى شمالى و مخصوصاً در ايالات متحده، اتازونى ايرلنديها و اسكاتلندى ها از اوايل قرن هيجدهم براى ايجاد لژهاى اين سازمان دست به كار شده بودند. و در 1734 م. بنيامين فرانكلين كه در آن روزگار بيست و هشت ساله بود رهبر ماسون هاى پنسيلوانيا شد و در همان سال نخستين كتاب مربوط به اين سازمان را در آمريكا به چاپ رسانيد.به دنبال اين كوشش ها در فراماسونرى، حوزه هاى رمزى پديد آمد. مثلا در آمريكا شمالى »لژهاى آبى« مخصوص فراماسونهايى بود كه عضو سازمانهاى كشورى بودند (نقل به اختصار از دايرة المعارف بريتانيا). ظاهراً فراماسونرى در زمان ناصرالدين شاه قاجار در ايران هم نفوذ يافت. .[دايرة المعارف بزرگ شيعه ج43 ص90] (مترجم)
[2] این کتاب تحت عنوان" پروتوکلهای دانشوران صهیون" توسط حمید رضا شیخی و انتشارات قدس رضوی مشهد چاپ شده که مطالعه ي آن در این زمینه بسيار مفید است. 
[3] بخاری(1)[53]حكم كسي كه بنا بر شك و گمان افطار نمود و يا امساك نكرد.

س: شخصي مشكوك بود كه آيا فجر دميده است يا خير، در آن حال چيزي خورد، بعداً معلوم شد كه فجر طلوع كرده، و يا شخصي گمان مي كرد كه خورشيد غروب نموده، حال آن كه خورشيد غروب نكرده بود و يا مشكوك بود كه آيا خورشيد غروب كرده يا خير و در آن حال چيزي خورد حكمش چيست ؟

ج: اگر در طلوع فجر مشكوك بود و نمي دانست كه فجر طلوع كرده يا خير و در آن حال چيزي خورد و بعداً معلوم شد كه فجر طلوع كرده قضا بر او لازم نيست؛ فرقي نمي كند كه گمان غالبش اين باشد كه فجر طلوع كرده و يا طلوع نكرده است؛ زيرا الله تعالي مي فرمايد: [وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ] (بقره 187)

در صورتي كه خوردن و نوشيدن مجاز باشند گناه و قضايي بر آن، نيست.

اما در صورتي كه گمان مي كرده كه خورشيد غروب نموده و خلاف آن ثابت شد، بنا به قول راجح بر او قضايي لازم نيست؛ زيرا اسماء بنت ابي بكر رضي الله عنهما ميگويد:« أنهم أَفْطَرُو في عهد النبي صلي الله عليه و سلم في يومٍ غَيْمٍ، ثم طلعتِ الشمس»[1]

«آنان در زمان رسول صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در روزي ابري افطار نمودند، اندكي بعد آفتاب نمايان گشت» 

و آنان به قضا آوردن روزه ي آن روز امر نشدند.

اما در صورتي كه مشكوك بود كه خورشيد غروب كرده