 الرأي نقل مي نمود»[16] از صفات مفتي آن است كه دچار تلبيس ابليس نشود از نيرنگ هاي شيطاني خود را كاملاً بر حذر دارد ترفندهائي كه شيطان با آن فقها را مي فريبد؛ مواردي كه ابن الجوزي ذكر نموده و گفته: از جمله تلبيسات ابليسي براي فقها آن است كه براي آنان چنان وانمود مي كند كه علم شرعي تنها فقه است  و چون نزد فقيهي از محدثي سخن به ميان آيد، مي گويد: محدّث چيزي نمي فهمد؛ و چنين فقهائي فراموش نموده اند كه حديث، اصل است. اگر براي فقهاء‌ سخني ذكر شود كه به سبب آن دل نرم مي شود و قساوت قلب را از بين مي برد مي گويند: اين از گفتار واعظان و مبلغان است.

 از جمله تلبيسات ابليسي براي مفتيان اين است كه در اموري فتوا دهند كه هنوز به جايگاه آن نرسيده اند، و چه بسا كه فتوايشان معارض با نصوص باشد، اگر با اموري كه مشكل هستند توقف نمايند و فتوا صادر نكنند بهتر است .[17] 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] «أنیس الفقهاء» للقونوی (1/309)، وانظر: «المصباح المنیر» (ص239/فتی)، و «فیض القدیر» للمناوی (1/158)، و مقالاً لمحمد بن شاکر الشریف فی شبکة «صید الفوائد» تحت هذا الرابط: http://saaid.net/Doat/alsharef/3.htm 
[2] «التعاریف» للمناوی ص (550)
[3] «لسان العرب» (5/3348)، (فتا)
[4] «التعریفات» للجرجانی ص (123)
[5] أخرجه البيهقي في «المدخل الي السنن» (821) ، و الخطيب البغدادي في «الفقيه و المتفقه»(2/354) ، و من طريق البيهقي أخرجه ابن عساكر في «تاريخ دمشق» (33/361)
[6] اعلام الموقعين(1/10-11)
[7] اخرجه يعقوب بن سفيان في «المعرفة و التاريخ» (3/115) ، و الخطيب في «تاريخ بغداد» (13/412).
[8] اخرجه ابن المبارك في «الزهد» (58)، والدارمی فی «سننه» (135)، و یعقوب بن سفیان فی «المعرفة و التاریخ» (3/114)، و ابن حبان فی «الثقات» (9/215)، و ابن عساکر فی «تاریخ دمشق» (36/87) 
[9] اخرجه يعقوب بن سفيان في «المعرفة و التاريخ» (3/115)
[10] أخرجه أبو يوسف في «الآثار» (903)، والدارمی فی «سننه» (171)، و البغوی فی «الجعدیات» (320)، و الطبرانی فی «المعجم الکبیر» (9/188) رقم (8924)، و ابن بطة فی «إبطال الحیل» (ص65-66)، و الهروی فی «ذم الکلام» (275)، و البیهقی فی «المدخل إلی السنن» (798)، والخطیب فی «الفقیه والمتفقه» (2/416-417)، وابن عبدالبر فی «جامع بیان العلم و فضله» (2/55 و164-165)  
[11] اخرجه البيهقي في «المدخل إلي السنن» (799) و ابن عبدالبر في «جامع بيان العلم و فضله» (2/164)
[12] اخرجه ابن بطه في «إبطال الحيل» (ص62) ، و البيهقي في «المدخل إلي السنن» (803)
[13] أدب المفتي و المستفتي(79- 80)
[14] أخرجه البخاری (6622)، ومسلم (1652).
[15] «آداب الفتوی» (ص17)
[16] «آداب الفتوي»(ص18-19)
[17] تلبيس ابليس (ص147)[93] حکم کسی که وقتی به او می‌گویند: این کارت مخالف شریعت است، می‌گوید: همه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ این کار را انجام مي‌دهند؟

س: برخی از مردم هنگامی که از مخالفت با شریعت و آداب اسلامی منع می‌شوند،  عمل عموم مردم را حجت می‌گيرند و می‌گویند: همه‌ این کارها را می‌‌کنند، حكم اين‌ها چیست؟

ج: این استدلال فاقد اعتبار است. الله تعالی می‌فرماید:‌» وَإِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الأرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ »«انعام/116»

 (و اگر از بیشتر کسانی که روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه الله گمراه می‌کنند). 

و می‌فرماید: «وَمَا أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ (١٠٣)»«یوسف/103»

 (و بیشتر مردم هرچند حریص باشی [و اصرار كني] ايمان نمي‌آورند). و فقط قرآن، سنت و عمل سلف صالح حجت است.

شیخ ابن عثیمین مجموع الفتاوی (3/138)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1201.txt">حكم توافق شاگرد مغازه با مشتري و بالا بردن قيمت در فاكتور...</a><a class="text" href="w:text:1202.txt">حكم تقديم هدايا به كارگران و قبول كردن آن</a><a class="text" href="w:text:1203.txt">كار كردن در وقت نماز ممنوع است</a><a class="text" href="w:text:1204.txt">كارگران بايد نماز را بر هر كاري مقدم كنند</a><a class="text" href="w:text:1205.txt">حكم كار كردن در روز رمضان</a><a class="text" href="w:text:1206.txt">حکم کار کردن کارگر خارج از وقت کارش </a><a class="text" href="w:text:1207.txt">جواز غایب بودن کارگر از همسرش به خاطر شرایط کاری </a><a class="text" href="w:text:1208.txt">آیا کارگر در مناطق بسیار دور می تواند نمازش را شکسته بخواند آیا نماز جمعه را از او ساقط می شود؟ </a><a class="text" href="w:text:1209.txt">حکم نقض قرار داد با کارگر </a><a class="text" href="w:text:1210.txt">حکم الزام کارگر به کاری غیر از آنچه در قرارداد مکتوب است </a></body></html>[141] حكم توافق شاگرد مغازه با مشتري و بالا بردن قيمت در فاكتور...

س: شاگرد مغازه اي كه وسايل برقي مي فروشد قيمت مكتوب در فاكتور اجناس را بيشتر مي نويسد و با مشتري ساخت و باخت مي كند كه مبلغ اضافه بر قيمت اجناس را بين هم تقسيم كنند، آيا اين كار صحيح است يا خير؟

ج:نه تنها اين كار جايز نيست؛ بلكه در حق صاحب مغازه خيانت محسوب مي شود و مشتري نيز در حق كسي كه به او دستور خريد اجناس را داده خيانت نموده است و قيمت واقعي جنسي را كه خريده به اطلاع موكل خود نرسانده است. زيرا مشتري مبلغي را از موكل خود دريافت مي نمايد كه در فاكتور قيد شده است؛ در حالي كه تمام اين مبلغ را به فروشنده تحويل نداده؛ بلكه قسمتي از پول را براي خودش برداشته است و شاگرد مغازه تمام پولي را كه دريافت نموده است به صاحب مغازه تحويل نداده است. بنابراين مشتري بايد قيمت واقعي را به اطلاع موكل خود برساند و شاگرد مغازه، مبلغي را كه از مشتري دريافت نموده به صاحب مغازه تحويل دهد.

چنانچه صاحب مغازه به شاگرد اجازه داد كه مي تواند مبلغي را براي خودش بردارد در اين صورت مي تواند اين كار را بكند در غير اين صورت اگر چيزي برداشت از حقوقش كم شود.

مشتري و فروشنده موظف هستند حقيقت را بيان كنند كه اين عين امانت داري است.

شيخ ابن جبرين- الدرالثمين في فتاوي الكفلاء و العاملين، ص(26)[142] حكم تقديم هدايا به كارگران و قبول كردن آن

س: كارمند يكي از شركت هاي صيانت و رسيدگي به وسايل خانگي هستم كه حقوق ثابتي از شركت دريافت مي كنم، بعضي از اوقات كه جهت تعمير وسايل- اعم از تلويزيون، يخچال و...- از طرف شركت به منازل فرستاده مي شوم صاحب منزل پس از اتمام كارم به بنده هديه اي مي دهد و من هم آن را قبول نمي كنم، ولي آنان با اصرار زياد آن را به من مي دهندة حكم قبول كردن اين هديه چيست؟

ج: احتياط و تقوا در اين است كه هديه را قبول نكند؛ زيرا رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ عبدالله بن اللُّتْبِيَّه رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ را براي جمع آوري زكات فرستادند؛ هنگام بازگشت گفتند: اين اموال براي شماست و اين را به من هديه داده اند، رسول الله در جمع اصحاب سخنراني نموده و فرمودند:( أَفَلاَ قَعَدَ فِيْ بَيْتِ أَبِيْهِ أَوْ فِيْ بَيْتِ أُمِّهِ حَتَّي يَنْظُرَ أَيُهْدَي أِلَيهْ أَمْ لا؟! )[1]

[پس چرا در منزل پدر و يا منزل مادرشان ننشستند كه ببينند آيا به او هديه داده مي شود يا خير؟!]

نوع تعبير و بيان رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ كه فرمو