

(و زنان و مردان مجرد خود و بردگان و كنيزان شايسته ي خود را همسر دهيد. اگر تنگدست باشند، الله تعالي آنها را به فضل خويش بي نياز خواهد كرد، والله تعالي گشايشگر داناست).

وبالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله وصحبه وسلم 

فتاوای انجمن دائم پژوهشهای علمی و افتا (18/414-415)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  تخريج حديث در فتواي 4 اين باب گذشت.[27] آيا در نكاح، كفو در نسب لازم است؟

س: بنده در خوابگاه با يكي از اشراف قريش، هم اتاق هستم، از او خواستم مرا به ازدواج دخترش درآورد، قبول نكرد و گفت: براي اشراف قريش روا نيست كه با ديگران ازدواج كند؛ مگر با افراد قبيله ي خودش. آيا چنين چيزي صحت دارد؟

ج: ديدگاه صحيح در امر ازدواج از نظر كفو، ديانت است نه نسب و نژاد.

زيرا الله تعالي مي فرمايد: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ» [حجرات آيه 13]

(قطعاً ارجمندترين شما نزد الله تعالي پرهيزگارترين شماست).

به دليل اين كه رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فاطمه بنت قيس را كه از قبيله قريش بود به ازدواج اسامة بن زيدرَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ كه غلام آزاد شده پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ بود درآورد.[1]

به دليل اين كه زيد بن حارثه رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ غلام آزاده شده ي پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ زينب بن جحش را ازدواج نمود كه زينب از قبيله اسديه بود؛[2] بخاري، نسائي و ابو داود از عائشه رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا روايت مي كند كه ابوحذيفه بن عتبه بن ربيعه بن عبد شمس قريشي كه از همراهان نبي اكرمصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ در جنگ بدر بود، سالم را كه غلام آزاد شده زني انصاري بود، به فرزندي قبول كرد و برادرزاده اش؛ هند دختر وليد بن عتبه بن ربيعه، را به نكاح او درآورد،[3]

ترمذي از ابو حاتم المزني روايت مي كند كه رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرمود: « إِذَا خَطَبَ إِلَيْكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دِينَهُ وَخُلُقَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوا تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَفَسَادٌ كبير »

هر زمان شخصي كه شما دين واخلاق او را مي پسنديديد براي خواستگاري نزد شما آمد او را داماد كنيد وگرنه فتنه وفساد در زمين فراگير خواهد شد. اصحاب عرض كردند يا رسول الله: اگر چه در وجود آن شخص موردي باشد؟ پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ تا سه بار همين حديث را ارشاد فرمودند.[4] ترمذي مي گويد:« حديث حسن غريب».

ابو داود از ابوهريره رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ روايت مي كند،(أن ابا هند حَجَمَ النبي صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ في اليافوخ، فقال صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ:(يا بني بَيَاضَةَ! أَنكحوا أبا هندَ وأَنْكِحُوا اليه)[5]

«شخصی معروف به ابا هند، پیامبر را در یافوخ (محل به هم پیوستن استخوانهای جلو و عقب سر) حجامت نمود. پیامبر فرمود: ای بنی بیاضه به اباهند زن بدهید و از آنها زن بگیرید» ابا هند از موالی انصار بود. پیامبر خطاب به انصار فرمود: دختران خود را به نکاح اینها بدهید و از دختران آنها خواستگاری کنید.» 

در امر ازدواج بايد از دختر، كسب اجازه شود تا با رضايت كامل او را به عقد خواستگارش درآورند و زن بيوه بايد مورد مشورت قرار گيرد و رضايت كامل خود را اعلام بدارد.

چنانچه از دختري غير عرب مردي از عرب و از قريش خواستگاري نمايد و باهم ازدواج كنند، بدون هيچ اشكالي اين ازدواج صحيح است. بدليل احاديثي كه در اين مورد به صحت رسيده است.

 وبالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله وصحبه وسلم 

فتاوای انجمن دائم پژوهشهای علمی و افتا (18/185-187) 
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  /موطأ مالك» 2/580(1210) شافعي در «رساله» ص (310-309) احمد (6/415،414،412،373) مسلم (1480) و ديگران
[2]  تفسير ابن جرير طبري 20/272،271 در تفسير آيه36 احزاب « وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ»
[3] «موطأ مالك» 2/605(1265)، بخاري(4000،(5088) متن روايت از بخاري است. وديگران
[4] تخريج اين حديث در فتواي شماره 4 ازهمين باب گذشت.
[5] ابو داود(2102) دارقطني 3/300(204) ابن حبان (4067) طبراني در الكبير 22/321(808،حاكم2/164(2693) حاكم آن را صحيح دانسته وذهبي با او موافق است.[28] حكم تفاخر به نسب

س1: برخي معتقدند كه تفاخر به نسب امري زيبا و پسنديده است، و از اين آيه استدلال مي گيرند: «وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ» [انعام آيه 165] (و بعضي را بر بعضي ديگر مراتبي برتر داد).

و اين حديث:[ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى كِنَانَةَ مِنْ وَلَدِ إِسْمَعِيلَ، وَاصْطَفَى قُرَيْشًا مِنْ كِنَانَةَ، وَاصْطَفَى هَاشِمًا مِنْ قُرَيْشٍ، وَاصْطَفَانِي مِنْ بَنِي هَاشِمٍ] (الله تعالي) از ميان فرزندان اسماعيل، كنانه را برگزيد و از كنانه، قريش را برگزيد، و از قريش، هاشم را برگزيد، و من محمد را از بني هاشم برگزيد»[1] 

نظر شما در اين مورد چيست؟

ج1: تفاخر به نسب به طور مطلق، جايز نيست، بنابراين مي توان گفت اين موضوع به طور مطلق صحت ندارد.

رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَدرحديثي مي فرمايد:« لَيَنْتَهِيَنَّ أَقْوَامٌ يَفْتَخِرُونَ بِآبَائِهِمْ الَّذِينَ مَاتُوا ... أَوْ لَيَكُونُنَّ أَهْوَنَ عَلَى اللَّهِ مِنْ الْجُعَلِ الَّذِي يُدَهْدِهُ الْخِرَاءَ بِأَنْفِهِ »[2] 

(كساني كه به پدران و نياكان مرده خود افتخار مي كنند بايد از اين كار باز بيايند، و در صورتي كه باز نيايند، نزد الله تعالي از سوسكي كه سرگين و كثافت را با بيني خود مي غلطاند، پست تر خواهند بود.)

 افتخار به نسب از امور جاهليت است.

رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرموده اند: «إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَذْهَبَ عَنْكُمْ عُبِّيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ وَفَخْرَهَا بِالْآبَاءِ، إِنَّمَا هُوَ مُؤْمِنٌ تَقِيٌّ وَفَاجِرٌ شَقِيٌّ، النَّاسُ كُلُّهُمْ بَنُو آدَمَ وَآدَمُ خُلِقَ مِنْ تُرَابٍ»[3]

[ الله تعالي تعصب جاهليت و افتخار به پدران را از شما دور كرده است؛ فرد يا مؤمن پرهيزگار است؛ يا فاسقِ بدبخت، مردم همه از فرزندان آدم هستند و آدم از خاك آفريده شده است. ]

رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرمود: «أَرْبَعٌ فِي أُمَّتِي مِنْ أَمْرِ الْجَاهِلِيَّةِ لَا يَتْرُكُونَهُنَّ: الْفَخْرُ فِي الْأَحْسَابِ، وَالطَّعْنُ فِي الْأَنْسَابِ، وَالْاسْتِسْقَاءُ بِالنُّجُومِ، وَالنِّيَاحَةُ»[4]

[از امور جاهليت چهار چيز در ميان امت من باقي مانده است كه آنها را تركنمي دهند، كه عبارتند از: فخر به حسب، طعن در نسب، طلب باران به وسيله ي ستارگان، نوحه خواني گريه و زاري براي مردگان.]

اين حديث بيانگر نكوهش افتخار به نسب است؛ زيرا شرف آدمي با كارهايي است كه انجام مي دهد،و شرافت آبائي و اجدادي سودي به انسان نمي رساند.

شاعر گفته