وي با وي همراه بود. با اين فرق كه در امر دين ميزاني به مراتب بالاتر مي يافت و در اين مورد جاي بحث نيست، چون رسول اكرم -صلی الله عليه وسلم- اين خصلت وي را ستوده و وسيله اي براي پيشبرد اهداف اسلامي معرفي كرده است. آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- در ستايش اين موارد اخلاقي ((عمر)) مي فرمايد: ((اشدهم في امر الله عمر))[1] يعني در ميان امت من، ((عمر)) در اجراي اوامر ديني از همه شديدتر است. 

((حديث)) يكي از بزرگترين سرمايه هاي اسلام و دومين مصدر تشريع پس از ((قرآن)) به شمار مي رفت. پس كاملاً امري منتظره بود كه ((عمر)) در حفظ و بقاي آن، آنچه در توان دارد، بكار برد. 

كساني كه اين شيوه ي عملكرد ((عمر)) را، مبني بر دشمني او با حديث پيامبر -صلی الله عليه وسلم- مي دانستند، خود از گروهي بودند كه دوست داشتند دست به ((حديث سازي)) بزنند، اما برخوردهاي قاطعانه و رعب آميز ((عمر))، آنان را از اين كار باز مي داشت و به ناچار عليه او دهان به انتقاد و عيب جويي گشادند. 

به نظر ما، براي بي اساس دانستن اين عقيده كافيست بدانيم كه خود حضرت ((عمر فاروق)) از راويان احاديث پيامبر -صلی الله عليه وسلم- بوده است و اين در حالي بود كه مقام خلافت و نفوذ او در اعماق قلوب مسلمين، ميزان پذيرش روايات او را در سطح بسيار بالايي كشيده بود. و مسلماً خودش اين مطلب را مي دانست و اگر ادعاي مزبور صحت داشته باشد، مي بايست ((عمر)) لب به حديث گويي نگشايد و با اينكار رشته هايش را پنبه نكند! 

با خدماتي شاياني كه ((عمر)) در به اتمام رساندن اهداف ((ابوبكر)) -رضي الله عنه- ارائه داده بود، و اقداماتي تازه و مفيد كه خود در حمايت و حفظ و نگهداري ((سنت)) ابداع كرده بود، كوچكترين دستاويزي براي مطرح ساختن اين انتقاد، باقي نمي ماند. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] سنن ترمذي، به روايت انس بن مالك -رضي الله عنه-.اقدامات حضرت ((عمر)) -رضي الله عنه- 

خليفه ي دوم علاوه بر تكميل شيوه هاي حضرت ((ابوبكر)) -رضي الله عنه، توانست به ايجاد پاره اي ديگر از راه حلهاي جديد اقدام نمايد. در اينجا خوانندگان را با اين اقدامات در خور توجه آن حضرت -رضي الله عنه- آشنا مي سازم: 

1- پايه ريزي ((تثبت)) در نقل احاديث 
((عمر)) -رضي الله عنه-، اولين كسي است كه تثبت در نقل را براي محدثين پايه گذاري كرد[1]. 

چنانكه قبلاً متذكر شديم، ((ابوبكر)) -رضي الله عنه- در قبول احاديث، اولين كسي بود كه احتياط و دقت را بكار بست، اما به سبب كوتاهي عمر _ در مدت خلافت _ و دچار شدن با مشكلات عديده ي عظيم و فراگير، نتوانست آن را تثبيت نمايد و در يك سطح عمومي قرار دهد. اما ((عمر)) -رضي الله عنه- آن را وظيفه اي بر دوش محدثين نهاد و از آن به بعد درسي براي همه ي محدثين شد و در سايه ي آن توانستند به راحتي مقدمات تدوين حديث را فراهم آورند. 

((مناظره احسن گيلاني)) مي نويسد: ((پايه گذاري بنيان تدوين حديث از ((ابوبكر)) -رضي الله عنه- بود و ((عمر)) -رضي الله عنه- به پايه هاي آن استحكام و استواري بخشيد))[2]. 

2- ارسال صحابه -رضي الله عنهم- به آفاق براي تعليم ((سنت)) 
با فراتر رفتن قلمرو اسلامي در نتيجه ي فتوحات همه جانبه، احتياج به تبليغ آموزشهاي اسلامي به اطراف و اكناف محدوده بزرگ اسلام پيدا شد. ((عمر)) براي برآوردن اين نياز شديد، دامنه ي فعاليتهايش را گسترش داد و عده اي از صحابه -رضي الله عنهم- را به همراهي وفود به هر جانب گسيل داشت تا در مناطق معين شده، به ترويج تعاليم قرآن و ((سنت)) بپردازند.

شاه ((ولي الله)) دهلوي، اين اقدام را يك از كارهاي مشترك دو خليفه _ اول و دوم _ گفته است و مي نويسد: ((. . . و بر اين اكتفاء ننموده اند و صحابه را در آفاق فرستاده اند و ايشان را طريق روايت آموخته اند و به روايت حديث تحريض نموده اند و قوم را بر اخذ از ايشان حمل كرده اند، آنگاه تعهد ايشان نموده اند و روايات ايشان  را در محك امتحان آورده اند، آنگاه ترتيب سنت بر كتاب چون: تخصيص عام كتاب به خاص سنت و حل متشابه ي كتاب به محكم سنت و مانند آن تعليم فرموده اند))[3]. در يكي ديگر از كتابهايش در مورد وساطت ((عمر)) ما بين پيامبر و امت، چنين مي نويسد: ((توسط فاروق اعظم در ميان آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- و امت او در تبليغ حديث پس به وجهي واقع شد كه زياده از آن متصور نباشد))[4]. 

((فاروق اعظم)) -رضي الله عنه-، ((عباده بن صامت)) و ((ابو درداء)) را به همراهي جمعي به شام روانه كرد. و نيز ((عبدالله بن مسعود)) را در راس گروهي به سوي كوفه اعزام كرد. دو صحابه ي ديگر به نام هاي ((عبدالله بن مغفل)) و ((عمران بن حصين)) را به بصره فرستاد. 

وقتي كه ((ابو موسى)) به بصره رسيد، به مردم گفت: ((مرا عمر به سوي شما فرستاده است، تا كتاب خدا و سنت نبي تان را به شما ياد بدهم و راه براي شما صاف نمايم))[5]. 

((عمر)) -رضي الله عنه- تا زنده بود، پيوسته به استانداران و ماموران تبليغي خويش، وصيت مي كرد تا مرتبه و اهميت ((سنت)) را پيش روي خود داشته باشند و مطابق با دستورات آن رفتار نمايند. نامه ي او به ((شريح)) _ قاضي كوفه _ در اين باب مشهور است. 

3- تشويق به نوشتن احاديث 
دستور او به كتابت حديث، نمايانگر توجه ي مخصوص او به تدوين سنت بود. او مي خواست، صحابه -رضي الله عنهم- احاديث را به رشته ي تحرير در آوردند تا تضمين سلامتي آن با كتابت افزايش يابد و مانند قرآن محدوده و مرزي معين و خدشه ناپذير داشته باشد. براي تحريك مسلمين به اين كار، مرتب آنها را با تكرار جمله ي ((قيدوا العلم بالكتاب))[6]، ترغيب و آماده مي نمود. 

خليفه ي دوم، خودش نيز به فكر نوشتن تمام احاديث افتاد. اما بنابر مصلحتي از اين تصميم منصرف گشت. (اندكي بعد ماجراي اين تصميم و علت انصراف از آن را، يادآور مي شويم.) 

4- مبارزه با ((راي)) در مقابل ((حديث)) 

توسل به ((راي))، يكي از راههاي هجوم دشمنان به منابع اسلامي مي باشد و ((عمر)) كاملاً از مضار اين پديده ي شوم آگاهي داشت و در موارد متعدد، مسلمين را از نزديكي به آن بر حذر مي داشت. 

حمايت از ((سنت)) بدون دفاع در مقابل آفات ((راي)) ناقص مي ماند. بنابراين، ((عمر)) مردم را به دشمني ((اصحاب راي)) عليه ((سنت)) باخبر مي ساخت و با افشاي اهداف شيطاني شان، نقشه هايشان را نقش بر آب مي كرد. او مي گفت: ((اي مسلمانان! مواظب باشيد كه اصحاب راي دشمن سنن هستند. حفظ احاديث بر ايشان مشكل شد، به راي فتوا دادند و با اينكار هم خودشان گمراه شدند و هم ديگران را در وادي ظلالت افكندند. بدانيد كه ما مقتدي پيامبر -صلی الله عليه وسلم- بوده و آغازگر هيچ چيزي نيستيم و هميشه متبع خواهيم ماند نه مبتدع. تا وقتي كه بر منهاج سنت هستيم، گمراه نخواهيم شد))[7]. 

5- مبارزه با جويندگان شبهات قرآني 
در ((قرآن)) آيه هايي وجود دارند كه به آنها ((متشابهات)) مي گويند. مفهوم و معناي واقعي آنها در ذهن آدمي نمي گنجد و كنجكاوي بسيار در آنها، عاقبت به ضلالت و حتي كفر منتهي مي گردد. بر اين اساس، متقدمين اهل سنت و جماعت فتوا بر اين نهاده اند كه خوض در اين گونه آيات جايز نيست و بايد خاموش باشيم، 