ژده را به مردم ندهم؟ آنها شنيده خوشحال مي گردند. رسول الله -صلی الله عليه وسلم- فرمود: نه! در اين صورت صرفاً به گفتن كلمه ي شهادت اكتفاء (و از مبادرت به اعمال نيك خودداري) مي كنند))[4].

(مي گويند، ((معاذ بن جبل)) -رضي الله عنه- تا ساليان دراز اين حديث را پوشيده نگه داشت. اما وقتي كه لحظه ي مرگش فرا رسيد، آن را فاش ساخت تا مرتكب كتمان ((علم)) نگردد.) 

حضرت ((علي)) -رضي الله عنه- الهام گرفته از همين نوع دستورات رسول خدا -صلی الله عليه وسلم-، طريقه ي مزبور را، راهي براي محفوظ داشت ((سنت)) از تكذيب عوام و حملات دشمنان دانسته بود و مرتب راويان سنن را از نقل چنين احاديثي باز مي داشت و مي فرمود: 

((براي مردم احاديثي را بگوييد كه آن را درك نمايند و آنچه را كه ممكن است انكار نمايند، كنار بگذاريد. آيا دوست داريد كه مردم خدا و رسولش را تكذيب نمايند؟))[6]

اين يك ضابطه ي بسيار مفيد در نقل حديث مي باشد. علامه ((ذهبي))، اين سخن ((علي)) -رضي الله عنه- را به منزله ي اصلي بزرگ در بازداشتن مردم از ترويج و انتشار احاديث واهي و مبهم در خصوص فضايل و عقايد و . . . ناميده است[7].

از ((ابن عباس)) -رضي الله عنهما- نيز، عيناً همين توصيه ي ((علي)) -رضي الله عنه- مرويست. همچنين از ((عبدالله بن مسعود)) -رضي الله عنه- نقل مي كنند كه فرمود: ((براي هر قوم اگر سخناني كه در فهمشان نيايد گفته شود، آن سخنان براي بعضي از آنها موجب فتنه مي گردد))[8]. 

اين سخن مشهور ((ابوهريره)) -رضي الله عنه- نيز، همين مفهوم را افاده مي كند: ((من از رسول الله –صلی الله عليه وسلم- دو نوع سخن ياد كرده ام. يكي را به ديگران گفته ام، اما اگر نوع ديگر را هم بگويم، گردنم را از دست مي دهم!))[9] 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ((طبقات))، ج: 6، ص: 116.
[2] ((آداب الشرعيه))، ج: 2، ص: 128.
[3] ((آداب الشرعيه))، ج: 2، ص: 128.
[4] ((مشكوه))، ج: 1
[6] ((تذكره الحفاظ))، ج: 1، ص: 13.
[7] ن، ك: ((تذكره الحفاظ))، ج: 1، ص: 13.
[8] مقدمه ي ((صحيح مسلم))
[9] ((صحيح بخاري)).نتيجه ي خدمات خلفاي راشدين -رضي الله عنهم- در يك نگاه 

تفصيل نتايج و ثمرات كوششهاي خلفاي راشدين در حفظ و حمايت ((سنت)) را، نمي توان در حصار چند صفحه به زنجير كلمات كشيد. با اين همه، مناسب مي دانيم در اينجا نگاهي هر چند گذرا و اجمالي به چكيده ي اين نتايج بيفكنيم: 

((سنت)) در پناه حمايت هاي دلسوزانه و صميمانه ي خلفاي پيامبر -صلی الله عليه وسلم- و به ياري ساير اصحاب وي، شكوه و عظمت آسماني اش را حفظ كرد و پايه هاي آن محكم و محكمتر شد. ((ابوبكر)) -رضي الله عنه- توانست با ابتكار شيوه هاي حفاظتي مطمئن و وضع قواعد و شرايط بي سابقه در راستاي نقل و قبول احاديث، ((سنت)) را در مقابل گردبادهاي سهمگين حوادث، همچنان پا برجا نگه دارد و مهمتر از همه اينكه مسلمين را متوجه ي موقعيتي كه ((سنت)) در آن قرار گرفته بود، ساخت. 

((عمر)) -رضي الله عنه- با قاطعيت اعجاب انگيزش موفق شد، مستحكم ترين بناها را براي نگه داري ((سنت)) بنيان نهد و دست متجاوزين را از تجاوز به ذخيره ي پر بهاي آن، كوتاه سازد. او با تلاشهاي پي گير و بي وقفه، توانست مسلمانان را در شاهراهي گشاده و روشن، به سوي مقصد رهنمون گردد؛ آن چنانكه خودش در آخرين خطبه ي زندگي اش فرمود: 

((اي مسلمانان! شما را در راهي واضح و روشن گذاشتم؛ راهي كه دامن تاريكي اش برچيده شده و مانند روز و روشن است. . .))[1]. 

بازتاب اقدامات ((عمر)) -رضي الله عنه- در برگزيدن راههايي براي صحيح ماندن ((سنت))، چنان بود كه تا مدتها سران حكومت به مردم اجازه نمي دادند، غير از احاديث زمان ((عمر))، حديثي ديگر روايت نمايند. ((معاويه)) -رضي الله عنه- در زمان خلافت خويش به مردم مي گفت: ((هيچ حديثي ديگر روايت نكنيد، مگر حديثي كه در زمان عمر شناخته شده است. زيرا عمر مردم را از خدا مي ترساند.)) 

اهميت وجود ((شيخين)) را در اسلام و در راستاي خدمت به ((سنت))، مي توان از سخن ((علي)) -رضي الله عنه- درك كرد. او فرمود: 

((به خدا سوگند كه جايگاهشان در اسلام بس رفيع است و زخمي شديد از نبودن آنها بر اسلام وارد شده است. خداوند آن دو را مشمول رحمت خويش قرار دهد و به ارزش بهترين كارشان، پاداش نيك ارزاني فرمايد))[2]. 

خليفه ي سوم، ((عثمان ذي النورين)) -رضي الله عنه-، به پاسداري از قوانين و اقدامات ((شيخين)) پرداخت و موجبات تداوم جريان آنها را در ميان مسلمين فراهم ساخت. مضاف بر اين، احاديث و افعال رسول اكرم -صلی الله عليه وسلم- را عملاً در ميان مردم انجام داد و باعث شد، بسياري از سنن در ميان مومنين رواج يابد. 

حضرت ((علي)) -رضي الله عنه-، در ضمن كوششهايي كه براي برقراري قوانين خلفاي گذشته نمود، به ايجاد طرحهايي جديد در حفظ ((سنت)) و بقاي آن، دست يازيد كه در نتيجه ي آن، جوانب و شعب حمايت از ((سنت)) زيادتر و ديواره هاي بناي ((سنت)) مستحكمتر گشت. 

به بركت زحمات بي دريغ خلفاي راشدين و با همكاريهاي مستحق تحسين صحابه ي ديگر، ((سنت)) مسير آرام و عادي خويش را با شكوه و عظمت هر چه تمامتر طي كرد تا اينكه وارد مرحله اي شد كه جديدترين لباس مصونيت را پوشيد و بوسيله آن، وعده ي الهي در حفظ جاويد آن، به نهايي ترين صورت ممكن تحقق يافت. 

در اين مرحله ((سنت)) در قالب كتابهايي تدوين شد كه مي توان آن را ((مرحله ي به باز نشستن زحمات صحابه)) ناميد. فصل دوم كتاب را به بحث در خصوص همين مطلب اختصاص مي دهيم. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ((ازاله الخلفاء))، ج: 2، ص: 216.
[2] مولانا محمد عمر سربازي، ((سراغ حقيقت))، ص: 13.تدابيري ديگر 

در آخر بد نيست به سه مورد ديگر از شيوه هاي دفاعي و حفاظتي مسلمين صدر اول براي پاسداري از ((سنت)) كه هر كدام تاثيري بسزا در محفوظ ماندن ((سنت)) داشته است، اشاره اي هر چند كوتاه داشته باشيم. 

الف_ نوشتن احاديث 
بسياري از صحابه -رضي الله عنهم-، براي اينكه احاديث رسول الله -صلی الله عليه وسلم- را محفوظ نگه دارند، آنها را مي نوشتند. با اينكه اين نوع نوشتن ها در آن دوره به صورت متفرق انجام مي گرفت، اما به عنوان يكي از شيوه هاي قيد و حفظ سنن، هماره _ خاصه در اواخر عهد رسالت و در تمام عهد صحابه _ مورد توجه مسلمين بود. هنوز هم از آن نوشته هاي صحابه، -رضي الله عنهم- احاديثي در قالب كتابهاي مستقل و يا منظم در كتب بزرگتر وجود دارد[1].

ب_ احتياط در روايت حديث 
پي آمدهاي اين احتياط را از عملكردهاي خلفاي راشدين، به طور متفرق ديديم. از آن جمله: گواه طلبيدن از راوي، سوگند دادن راوي، باز آمدن از روايت، تقليل روايت و . . . يكي ديگر از اثرات اين احتياط كه در قلب و روان صحابه -رضي الله عنهم- ريشه دوانيده بود، ترس و لرز در حين روايت حديث بود. آن عده از صحابه كه خود را موظف به رساندن رهنمودهاي پيامبر -صلی الله عليه وسلم- مي ديدند، در هر حال حديث مي گفتند. اما عظمت اين امانت بزرگ همواره بر دوش آنان سنگيني مي كرد و آنگاه كه روايت مي كردند، از ترس اينكه مبادا در اداي عين سخنان پيامبر -صلی الله عليه وسلم- و ابلاغ مفهوم حقيقي حديث دچار 