و سنت همچون اصحاب پيامبر صلي الله عليه وسلم و پيروان نيکوکارشان دور افتاده‌اند و اين جرمي بزرگ و خطر آفرين است. از خداوند مي‌خواهيم که ما و مسلمانان را از گمراهي قلب و آلودگي به گناه و وسوسه‌ي شيطان سلامت بدارد که او صاحب لطف و بخشش فراوان است. 
اکثر علماي اسلام و جمهور امامان هدايت بر اين نظرند که آواز و همه‌ي انواع سازها حرام بوده و جزو وسايل عيش و نوش هستند و شکاندن وسايل موسيقي را واجب شمرده و گفته‌اند : کسي که آنها را از بين ببرد هيچ ضماني ندارد. و همچنين مي‌گويند : اگر آواز همراه ساز و موسيقي (طبل و چنگ و ني و امثال اينها) باشد به اجماع علماء حرام است و فقط اظهار شادي زنان در عروسي را استثناء کرده‌اند که بعداً توضيح خواهيم داد. ابوعمرو بن صلاح در مورد حرام بودن ساز و آواز (با هم) اجماع علماي اسلامي را بيان کرده است که عين گفته‌اش همراه نظر علامه ابن القيم خواهد آمد. و علت آنهم فقط دچار شدن دل به بيماري و بي‌رحمي و دور افتادن از قرآن و دانشهاي مفيد است. هيچ ترديدي نيست که آلوده شدن به بطالت و بيهودگي از مکرهاي شيطان بوده و عامل فريب مردمان است و کساني که از علم و دين کم بهره‌اند به دام آن افتاده و در نهايت قرآنِ شيطان و آهنگ آن را بر شنيدن صداي قرآن و فرموده‌هاي پيامبر صلي الله عليه وسلم ترجيح مي‌دهند. 
سلف صالح به شدت از کسي که آلوده‌ي آواز و موسيقي بوده بيزاري مي‌جستند و او را نادان و گناهکار شناخته و حتي شهادت وي را نمي‌پذيرفتند و گفته‌هاي آنان نيز در اينباره به اميد خدا ذکر خواهد شد. علت هم چيزي جز ضعف ايمان به دليل معتاد شدن به آواز و موسيقي و گستاخي و بي‌تقوايي و کم توجهي به دستورات خداوند و به وادي گناه افتادن به سبب غفلتِ دوستداران آواز و موسيقي و سخت شمردن انجام نماز و کارهاي نيک و مهيا شدن براي زنا و لواط و باده نوشي و همنشيني با زنان و پسرکان و .... نيست. و فقط کساني از اين مهلکه مي‌رَهند که خداوند اراده نمايد و محفوظشان بدارد و خردمندان از عاقبت اين افعال آگاهند و مي‌دانند چه آينده‌ي خطرناکي در کمين اين اشخاص است. حال اي خواننده‌ي عزيز؛ به قسمتي از آيات قرآن و احاديث پيامبر صلي الله عليه وسلم که درباره‌ي تحريم آواز و موسيقي است نگاه کن و بيانديش: «وَ مِن النَّاس مَن يَشتَري لَهوَ الحَديثِ لِيُضِلَّ عَن سَبيلِ اللهِ بِغَيرِ عِلمٍ وَ يَتخِذَها هُزُواً أُولَئکَ لَهُم عَذابٌ مُهينٌ (6) وَ إذا تُتلَي عَليهِ ايتُنا وَلَّي مُستَکبِراً کَأَن لَم يَسمَعهَا کَأنَّ في أُذُنَيهِ وَ قراً فَبَشِّرهُ بِعذابٍ أَليمٍ(لقمان:7). 
«در ميان مردم کساني هستند که خريدار سخنان پوچ و ياوه‌اند تا با چنين سخناني (بندگان خدا را) جاهلانه از راه خدا منحرف و سر گشته سازند و آن را مسخره کنند آنان عذاب خوار و رسوا کننده‌اي دارند* هنگامي که آيات ما بر او خواند مي‌شود مستکبرانه روي بر مي‌گرداند و مي‌رود. انگار آنها را نشنيده است. گوئي در گوشهايش سنگيني است. ايشان را به عذاب دردناکي مژده بده». 
حافظ ابن کثير در تفسير اين دو آيه مي‌فرمايد : آنگاه که قرآن وضعيت سعادتمندان و راه يافتگان را به وسيله‌ي کتاب خدا بيان مي‌دارد در اين آيه: «الله نَزَّلَ أحسَنَ الحَديثِ کِتباً مُتَشَابهاً مَثَانِيَ تَقشَعِرُّ مِنهُ جُلوُدُ الَّذينَ يَخشَونَ رَبَّهُم ثُمَ تَلينُ جُلُودُهُم و قُلوُبُهُم إلي ذِکرِ اللهِ .... (زمر:23)». 
«خداوند بهترين سخن را (به نام قرآن) فرو فرستاده است. کتابي را که (از لحاظ کاربرد و گيرائي الفاظ، و والائي و هم‌آوايي معاني، در اعجاز) همگون و (مطالبي چون مواعظ و براهين و قصص و مسائل مقابل و مختلفي همانند : ايمان و کفر، حق و باطل، خير و شر و .... در آن) مکرر است. از (شنيدن آيات) آن لرزه بر اندام کساني مي‌افتد که از پرودرگار خود مي‌ترسند، و از آن پس پوستهايشان و دلهايشان (و همه‌ي وجودشان) نرم و آماده‌ي پذيرش قرآن خدا مي‌گردد....». 
به بيان وضعيت بدبختاني مي‌پردازد که از شنيدن کلام خداوند سرباز زدند و به آواز و موسيقي و خوشگذراني روي آوردند. چنانکه ابن مسعود رضي الله عنه در بيان معناي کلمه‌ي «لهو الحديث در اين آيه: «و من الناس من يشتري لهو الحديث ليضل عن سبيل الله ...» مي‌فرمايد : به خدا سوگند منظورِ آيه آواز است. 
ابن جرير از يونس بن عبدالأعلي از ابن وهب از يزيد بن يونس از ابو صخر از ابو معاويه البجلي از سعيد بن جبير از ابو الصهباء البکري روايت مي‌کند که شنيدم از عبدالله بن مسعود درباره‌ي اين آيه : «وَ مِنَ النّاس مَن يَشتَري لَهوَ الحديثِ لِيُضِلِ عَن سَبيلِ اللهِ ....» سئوال شد و ايشان پاسخ داد : منظور آواز است و اين گفته را سه بار با سوگند به خدا تکرار نمود. 
عمروبن علي از صفوان بن عيسي از حميد الخراط از عمار از سعيدبن جبير از ابو الصهباء روايت مي‌کند که از ابن مسعود دربار‌ي آيه‌ي : «وَ مِنَ النّاس مَن يَشتَري لَهوَ الحديث» سئوال کردم فرمود : منظور آواز است و اين تفسير از ابن عباس و جابر و عکرمه و سعيد بن جبير و مجاهد و مکحول و عمرو بن شعيب و علي بن بديمه هم نقل شده است. حسن بصري مي‌گويد آيه‌ي : «و مِنَ النّاس مَن يشتري لَهوَ الحديث لِيُضِلَّ عَن سبيل الله بغير علِمٍ» درباره‌ي آواز و موسيقي نازل شده است. قتاده هم مي‌گويد به خدا سوگند شايد در راه «لهو الحديث» مالي صرف نشود بلکه منظور از خريدن گمراه شدن فرد است چون گفته‌ي باطل را بر سخن حق و زيان را بر نفع ترجيح مي‌دهد. 
پس خواننده‌ي عزيز - اين سطور - درباره‌ي اين دو آيه و تفسير اين بزرگوار از آنها و آنچه از سلف صالح در اينباره نقل شده بينديش. تا برايت روشن شود که دوستداران ساز و آواز در چه مسيري خطرناک افتاده‌اند. و آيه با تمام صراحت آنان را سرزنش کرده و از ايشان به خاطر خريدن گفته‌هاي بيهوده و وسايل گمراهي خود و ديگران خرده مي‌گيرد هر چند خودشان متوجه نبوده و نسبت به آن آگاه نباشند. زيرا در اول سوره‌ي (لقمان) خداوند به ستايش اهل قرآن پرداخته و صفات پسنديده‌ي آنان را بيان مي‌دارد و از هدايت و رستگاري آنها خبر مي‌دهد: «بسم الله الرحمن الرحيم* الم (1) تِلکَ ءاياتُ الکِتابِ الحکيم(2) هُديً و رَحمَهً للِمُحسِنينَ (3) الذينَ يُقيموُن الصَّلوهَ و يُؤتُونَ الزَّکوهَ و هم بِالآخِرهِ هُم يُوقِنُونَ (4) أُولَئِکَ عَلي هُديً مِن رَبِّهِم و أُولئِکَ هُمُ المُفلِحُونَ(5). (لقمان)
«الف. لام. ميم.* اين آيات پرمحتوا و استوار (قرآن) است* هدايت و رحمت براي نيکوکاران است* آن کساني که نماز را چنانکه بايد مي‌خوانند و زکات را مي‌پردازند و به آخرت کاملاً ايمان دارند* آنان هدايت پروردگارشان را فرا چنگ آورده‌اند و ايشان قطعاً رستگارند*» و سپس مي‌فرمايد:«وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَشتَري لَهوَ الحَديثِ لِيُضِلَّ عَن سَبيلِ اللهِ بِغَيرِ عِلمٍ (6). 
و اين بهترين سند سرزنش اين خريداران و گمراهي آنان بعد از هدا