ِنْ قَوَاعِدِ الإِسْلامِ وآدابِهِ وَسَأَذْكُرُهُ بِتَمَامِهِ إِن شَاءَ اللَّه تعالى في بابِ الرَّجَاء، قال فيه.
      دَخَلْتُ عَلى النبيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم بِمَكَّةَ ، يَعْني في أَوَّل النُبُوَّةِ ، فقلتُ له: ما أَنت؟ قال: «نَبيٌّ» فقلت: وما نبي؟ قال: « أَرسلَني اللَّهُ تعالى ، فقلت: بِأَيِّ شَيءٍ أَرْسلَك؟ قال: «أَرْسلَني بِصِلةِ الأَرْحام، وكَسْرِ الأوثَان، وأَنْ يُوحَّدَ اللَّه لا يُشرَكُ بِهِ شَيءٌ » وذكر تَمامَ الحديث. واللَّه أعلم.

335- از براء بن عازب رضی الله عنه روايت است که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: خاله مانند مادر است.
 در اين باب احاديث زياد در صحيح وجود دارد که مشهور است، از جمله حديث ياران غار و حديث جريج که قبلاً ذکرش گذشت و احاديث مشهور در صحيح است که به واسطهء اختصار آنرا حذف نمودم و از جملهء مهمترين آنها حديث طويل و دراز عمرو بن عبسه رضی الله عنه است که شامل مطالبی بسيار از اصول و آداب اسلام است و در "باب اميد و رجاء" آنرا ذکر خواهيم نمود. وی گفته که در مکهء مکرمه به حضور پيامبر صلی الله عليه وسلم آمدم يعنی در اولين مرحلهء نبوت، به وی گفتم: تو کيستی؟
فرمود: پيامبرم.
گفتم: پيامبر کيست؟
فرمود: خداوند مرا فرستاده است.
گفتم: به چه چيز فرستاده است؟
فرمود: مرا برای پيوستن صلهء ارحام (پيوندهای قرابت) و شکستن بتها فرستاده است و اينکه خداوند يکتا شمرده شده و به او چيزی شريک آورده نشود و تمام حديث را ذکر نمود. و الله اعلم.


<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:163.xml">41.باب تحريم نافرمانی پدر و مادر و بريدن پيوند قرابت و خويشاوندی</a><a class="folder" href="w:html:166.xml">42.باب فضيلت نيکی و احسان به دوستان پدر و مادر و نزديکان همسر و ديگر کسانی که احترام شان پسنديده و مستحب است.</a><a class="text" href="w:text:169.txt">43.باب إحترام به اهل بيت و خاندان رسو الله صلی الله عليه وسلم و بيان فضيلت شان </a><a class="folder" href="w:html:170.xml">44.باب احترام علماء و بزرگان و اهل دانش و مقدم داشتن شان بر ديگران و ارزش قائل شدن به مجالس شان و مهم شمردن آن و اعتراف به مقام و مرتبت شان</a><a class="folder" href="w:html:175.xml">45.باب ملاقات با مردم خيرمند و همنشينی و محبت با آنان و درخواست ملاقات و دعا از ايشان و ديدار از جاه های خوب</a><a class="folder" href="w:html:181.xml">46. باب فضيلت دوستی برای خدا و تشويق بر آن و آگاه نمودن شخص کسی را که دوستش ميدارد، اينکه وی را دوست می دارد، و آنچه مخاطب بعد از خبر دادن او به وی ميگويد</a><a class="folder" href="w:html:185.xml">47.باب نشانه های دوستی خداوند با بنده اش، و تشويق بر آراسته شدن به اين نشانه ها و تلاش در بدست آوردن آن</a><a class="text" href="w:text:188.txt">48.باب بيم دادن از آزار نيکو کاران و بينوايان و مساکين</a><a class="folder" href="w:html:189.xml">49.باب در اينکه اجرای احکام بر مردم، حسب ظاهر است و اسرار و نهان شان با خدا است</a><a class="folder" href="w:html:193.xml">50.باب ترس و بيم از خداوند بزرگ</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:164.txt">1</a><a class="text" href="w:text:165.txt">2</a></body></html>قال الله تعالی: { فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِن تَوَلَّيْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ{22} أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ} محمد: ٢٢ – ٢٣
و قال تعالی: { وَالَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُوْلَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ} الرعد: ٢٥
و قال تعالی: { وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيماً{23} وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيراً{24}  الإسراء: ٢٣ – ٢٤

خداوند می فرمايد: پس ای خداوندان ايمان ضعيف، هرگاه متولی امور مردم شويد، نزديکيد از آنکه تبه کاری کنيد در زمين و پيوندهای رحم تان را بگسليد، اين گروه آنانی اند که خداوند ايشان را لعنت نموده، پس کر شان ساخت و چشمان شان را کور نمود. محمد: 22، 23
و ميفرمايد: و آنانکه عهد خدا را می شکنند، پس از استوار کردنش و قطع می کنند آنچه را که خدا به پيوند کردنش فرموده و در زمين فساد می کنند پس آنگروه را است لعنت و برای آنان است دشواری سرای آخرت. رعد: 25
و ميفرمايد: و پروردگارت حکم نمود که جز او را عبادت نکنيد و با پدر و مادر نيکوکاری نمائيد، واگر نزد تو به کلانسالی يکی شان يا هر دوی شان برسد پس بر ايشان أف مگو و بر آنان بانگ مزن و با آندو سخن نيکو بگو. و برای شان بازوی تواضع خود را برای مهربانی پست نموده و بگو پروردگارم بر آنان ببخشای، چنانچه مرا در کوچکی پرورش نمودند. اسراء 23، 24

336- وعن أبي  بكرةَ نُفيْع بنِ الحارثِ رضي اللَّه عنه قال: قال رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: «أَلا أُنَبِّئُكمْ بِأكْبَرِ الْكَبائِر؟ » ثلاثاً قُلنا: بلَى يا رسولَ اللَّه: قال: « الإِشْراكُ بِاللَّهِ، وعُقُوقُ الْوالِديْن » وكان مُتَّكِئاً فَجلَس، فقال:«أَلا وقوْلُ الزُّورِ وشهادُة الزُّورِ » فَما زَال يكَرِّرُهَا حتَّى قُلنَا: ليْتهُ سكت. متفق عليه.

336- از ابوبکره نفيع بن حارث رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: آيا شما را از بزرگترين گناهان کبيره با خبر نسازم؟ و اين سخن را سه بار تکرار نمودند.
گفتيم: آری يا رسول الله صلی الله عليه وسلم!
فرمود: شريک آوردن به خدا و نافرمانی و آزار پدر و مادر. آنحضرت صلی الله عليه وسلم تکيه نموده نشستند. فرمودند: آگه باشيد سخن دروغ و شهادت دروغ و آنرا باندازهء تکرار فرمود که گفتيم کاش سکوت می فرمود.

337- وعن عبد اللَّهِ بنِ عمرو بن العاص رضي اللَّه عنهما عن النبي صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: «الْكبائر: الإِشْراكُ بِاللَّه، وعقُوق الْوالِديْن، وقَتْلُ النَّفْس، والْيمِينُ الْغَموس» رواه البخاري.

337- از عبد الله بن عمرو بن العاص رضی الله عنهما روايت است که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: گناهان کبيره عبارت اند از: شريک آوردن به خدا، نافرمانی پدر و مادر، قتل نفس و سوگندی که انسان به دروغ می خورد.
ش: غوطه دهنده در آتش دوزخ يا غوطه دهنده در گناه. سوگندی که انسان به دروغ می خورد.

338- وعنه أَن رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « مِنَ الْكبائِرِ شتْمُ الرَّجلِ والِدَيْه،» قالوا: يا رسولَ اللَّه وهَلْ يشْتُمُ الرَّجُلُ والِديْه؟، قال: « نَعم، يَسُبُّ أَبا الرَّجُلِ، فيسُبُّ أَباه، ويسُبُّ أُمَّه، فَيسُبُّ أُمَّهُ » متفقٌ عليه.
وفي روايـةٍ : « إِنَّ مِنْ أَكْبرِ الكبائِرِ أَنْ يلْعنَ 