: خداوند فرمود: آنکه با دوستی از دوستانم دشمنی کند، با او اعلان جنگ کرده ام، و نزديکی نمی جويد به من بنده ام به چيزی که دوست داشتنی تر برايم باشد از آنچه که بر وی فرض ساخته ام، و هميشه بنده ام بوسيلهء نوافل به من نزديکی می جويد تا اينکه دوستش می دارم و چون دوستش داشتم، شنوائی او می شوم که بدان می شنود و چشمش که به آن می بيند و دستی که با آن چنگ می زند و پايش که با آن می رود و اگر از من درخواست کند به وی می دهم، و اگر از من پناه جويد، به وی پناه می دهم.
ش: امر به فرائض قطعی است و با ترک آن شخص مجازات می شود، بخلاف نفل در هر دو قسمت مذکور هر چند درحصول ثواب با فرض اشتراک دارد از اين رو فرائض کاملتر است و از اين جهت است که ادای فريضه نزد باريتعالی محبوبتر است.
فرض مانند اصل و اساس است و نفل مانند فرع و بناء، در ادای فرائض اجابت امر و احترام او و بزرگداشت او با انقياد بوی و اظهار عظمت ربوبيت و ذل و بيچارگی عبوديت و بندگيست، و تقرب بدان بزرگترين اعمال بشمار می رود.
و آنکه فرائض را ادا می کند، آنرا احياناً از ترس مجازات خداوندی انجام می دهد.
و نفل گزار آنرا فقط برای برگزيدن خدمت انجام می دهد و در نتيجه به محبتی جزا داده می شود که نهايت کسی است که با خدمت مولی بوی تقرب می جويد.
و علمای معتبر اتفاق کرده اندکه اين مجاز  و کنايه است از نصرت و ياری بنده و تأييد و ياريش حتی گوئی او تعالی خود را به مرتبهء آلاتی که بنده از آن کمک می گيرد، قرار می دهد.

387- وعنه عن النبي صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم  ، قال: « إِذَا أَحَبَّ اللَّهُ تعالى العَبْد، نَادَى جِبْريل: إِنَّ اللَّه تعالى يُحِبُّ فُلانا، فَأَحْبِبْه، فَيُحبُّهُ جِبْريل، فَيُنَادى في أَهْلِ السَّمَاء: إِنَّ اللَّه يُحِبُّ فُلانا، فَأَحِبوه، فَيُحِبُّهُ أَهْلُ السَّمَاء، ثُمَّ يُوْضَعُ له القَبُولُ في الأَرْضِ » متفقٌ عليه.
وفي رواية لمسلم: قال رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « إِنَّ اللَّه تعالى إِذا أَحبَّ عبْداً دَعا جِبْريل، فقال: إِنِّي أُحِبُّ فُلاناً فَأَحْبِبْه، فَيُحِبُّهُ جِبْريل، ثُمَّ يُنَادِي في السَّماء، فَيَقُول: إِنَّ اللَّه يُحِبُّ فُلانا، فَأَحِبُّوهُ فَيُحبُّهُ أَهْلُ السَّمَاءِ ثُمَّ يُوضَعُ له القَبُولُ في الأَرْض، وإِذا أَبْغَضَ عَبداً دَعا جِبْريل، فَيَقول: إِنِّي أُبْغِضُ فُلانا، فَأَبْغِضْه، فَيُبْغِضُهُ جِبْريل، ثُمَّ يُنَادِي في أَهْلِ السَّماء: إِنَّ اللَّه يُبْغِضُ فُلانا، فَأَبْغِضُوه، فَيُبْغِضُهُ أَهْلُ السَّماءِ ثُمَّ تُوضَعُ له البَغْضَاءُ في الأَرْضِ » .

388- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: هرگاه خداوند بنده ای را دوست بدارد به جبرئيل عليه السلام اعلان می کند که خداوند فلانی را دوست می دارد، تو هم او را دوست بدار، جبرئيل عليه السلام او را دوست داشته و در اهل آسمان اعلان می کند که خداوند فلانی را دوست می دارد، شما هم وی را دوست بداريد، واهل آسمان وی را دوست می دارند و سپس برايش در زمين قبول نهاده می شود.
و روايت مسلم رحمه الله آمده که: رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: هرگاه خداوند بنده ای را دوست بدارد، جبرئيل را خواسته و می گويد: من فلانی را دوست می دارم تو هم وی را دوست بدار. جبرئيل عليه السلام او را دوست داشته در آسمان اعلان نموده و می گويد: خداوند فلانی را دوست می دارد پس او را دوست بداريد! و همه او را دوست می دارند. سپس برای او در زمين قبول نهاده می شود.
و هرگاه از بنده ای بد برد، جبرئيل عليه السلام را خواسته و می گويد: من از فلانی بد می برم، تو هم از وی بد بر. جبرئيل عليه السلام از وی بد برده و در اهل آسمان ندا می کند که خداوند از فلانی بد می برد شما هم از وی بد بريد و سپس در زمين بغض او در دلها جاگير می شود.

388- وعن عائشةَ رضي اللَّهُ عنها، أَن رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، بعَثَ رَجُلاً عَلَى سرِيَّةٍ ، فَكَانَ يَقْرأُ لأَصْحابِهِ في صلاتِهِم، فَيخْتِمُ بــ { قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ } فَلَمَّا رَجَعُوا، ذَكَروا ذلكَ لرسولِ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، فقال: « سَلُوهُ لأِيِّ شَيءٍ يَصْنَعُ ذلك؟ » فَسَأَلوه، فَقَالَ: لأنَّهَا صِفَةُ الرَّحْمَن، فَأَنَا أُحِبُّ أَنْ أَقْرَأَ بِهَا، فقال رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « أَخْبِرُوهُ أَنَّ اللَّه تعالى يُحبُّهُ » متفقٌ عليه.

388- از عايشه رضی الله عنها روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  مردی را به فرماندهی سريه ای فرستاد. وی برای دوستانش در نماز شان قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ.. را می خواند و چون بازگشتند اين موضوع را برای رسول الله صلی الله عليه وسلم  ياد آوری کردند.
آنحضرت صلی الله عليه وسلم فرمود: از وی بپرسيد که چرا اين کار را می نمود؟ 
آنان از وی سؤال کردند، او گفت: چون آن صفت رحمان است دوست می دارم که آن را بخوانم.
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: او را آگاه کنيد که خداوند وی را دوست می دارد.

قال الله تعالی: { وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِيناً} الأحزاب: ٥٨
و قال تعالی: { فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ{9} وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ{10} الضحى: ٩ – ١٠

خداوند می فرمايد: و آنانکه مردان و زنان مسلمان را به غير گناهی که بعمل آورده باشند، می رنجانند، هر آينه بار بهتان و گناه ظاهری را برداشته اند. احزاب: 58
و هم می فرمايد: اما يتيم را پس ستم مکن و اما بر سائل پس بانگ مزن. ضحی: 9 – 10 

وأما الأحاديث، فكثيرة مِنْهَا:
حديث أَبي هريرة رضي الله عنه في الباب قبل هَذَا: «مَنْ عَادَى لِي وَليّاً فَقَدْ آذَنْتُهُ بِالحَرْبِ».
ومنها حديث سعد بن أَبي وقاص رضي الله عنه السابق في باب ملاطفة اليتيم، وقوله صلى الله عليه وسلم: «يَا أَبَا بَكْر، لَئِنْ كُنْتَ أغْضَبْتَهُمْ لَقَدْ أغْضَبْتَ رَبَّكَ»

احاديث در اين مورد زياد است، از جمله حديث ابی هريره رضی الله عنه «مَنْ عَادَى لِي وَليّاً فَقَدْ آذَنْتُهُ بِالحَرْبِ»، است که در باب گذشته آمد.
 و از جمله حديث سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه است که در باب ملاطفت يتيم گذشت و اين فرمودهء رسول الله صلی الله عليه وسلم  که فرمود: «يَا أَبَا بَكْر، لَئِنْ كُنْتَ أغْضَبْتَهُمْ لَقَدْ أغْضَبْتَ رَبَّكَ» است.

389- وعن جُنَدَبِ بنِ عبد اللَّه رضي اللَّه عنه قال: قال رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « مَنْ صَلَّى صَلاَةَ الصُّبْح، فَهُوَ في ذِمَّةِ اللَّه، فَلا يَطْلُبَنَّكُمْ اللَّهُ مِنْ ذِمَّتِهِ بِشَيء، فَإِنَّهُ مَنْ يَطْلُبْهُ مِنْ ذِمَّتِهِ بِشَيء، يُدْرِكْه، ثُمَّ يَكُبُّهُ عَلى وَجْهِهِ في نَارِ جَهَنَّمَ » رواه مسلم.

389- از جندب بن عبد الله رضی 