: « ومالك؟ » قال: سَمِعْتُك تقُول كَذَا وَكَذَا، قال: « وَأَنَا أَقُولُهُ الآن: من اسْتعْملْنَاهُ عَلَى عملٍ فلْيجِيء بقَلِيلهِ وَكِثيرِه، فمَا أُوتِي مِنْهُ أَخَذَ ومَا نُهِِى عَنْهُ انْتَهَى » رواه مسلم.

215- از عدی بن عميره رضی الله عنه روايت شده که گفت:
از رسول الله صلی الله عليه وسلم  شنيدم که فرمود: هرگاه کسی را بر کاری مؤظف سازيم و سوزنی يا بالاتر از آن را از ما پنهان دارد، خائن و دزد شمرده شده، و در روز قيامت با آن حاضر می شود.
مرد سياهی از انصار برخاست، گويی من اکنون بسويش می نگرم و گفت: يا رسول الله صلی الله عليه وسلم  وظيفه ات را که به من دادی پس بگير!
فرمود: ترا چه شده؟
گفت: شنيدم که چنين و چنان فرمودی!
فرمود: حالا هم می گويم هرگاه کسی را به کاری مقرر سازيم بايد کم و زيادش را بما رساند. آنچه از آن به او داده می شود، بگيرد و آنچه به دوری از آن امر شود، از آن دوری گزيند.
ش: در اين حديث وعيد شديدی است برای کارمند و مأموری که خيانت می کند، خواه کم باشد، يا زياد.

216- وعن عمر بن الخطاب رضي اللَّهُ عنه قال: لمَّا كان يوْمُ خيْبرَ أَقْبل نَفرٌ مِنْ أَصْحابِ النَّبِيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم فَقَالُوا: فُلانٌ شَهِيد، وفُلانٌ شهِيد، حتَّى مَرُّوا علَى رَجُلٍ فقالوا: فلانٌ شهِيد. فقال النَّبِيُّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « كلاَّ إِنِّي رَأَيْتُهُ فِي النَّارِ فِي بُرْدَةٍ غَلَّها أَوْ عبَاءَةٍ » رواه مسلم.

216- عمر بن الخطاب رضی الله عنه می گويد:
در روز خيبر عده ای از اصحاب پيامبر صلی الله عليه وسلم آمده گفتند: فلانی شهيد است و فلانی شهيد است و سپس گفتند فلانی شهيد است. پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمودند: هر گز نه! من او را در دوزخ ديدم  در حاليکه در برش برده يا عبائی بود که از مال غنيمت دزديده بود.

217- وعن أَبي قَتَادَةَ الْحارثِ بنِ ربعي رضي اللَّه عنه عن رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم أَنَّهُ قَام فِيهمْ، فذَكَرَ لَهُمْ أَنَّ الْجِهادَ فِي سبِيلِ اللَّه، وَالإِيمانَ بِاللَّه أَفْضلُ الأَعْمالِ، فَقَامَ رَجلٌ فقال: يا رسول اللَّه أَرَأَيْت إِنْ قُتِلْتُ فِي سَبِيلِ اللَّه، تُكَفِّرُ عنِي خَطَايَاىَ؟ فقال لَهُ رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « نعَمْ إِنْ قُتِلْتَ فِي سَبِيلِ اللَّه وأَنْتَ صَابر مُحْتَسِب، مُقْبِلٌ غيْرَ مُدْبرٍ » ثُمَّ قال رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « كيْف قُلْت؟ » قال: أَرَأَيْتَ إِنْ قُتِلْتُ فِي سَبِيل اللَّه، أَتُكَفرُ عني خَطَاياي؟ فقال رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: «نَعمْ وأَنْت صابِرٌ مُحْتَسِب، مُقبِلٌ غَيْرَ مُدْبِر، إِلاَّ الدَّيْن فَإِنَّ جِبْرِيلَ قال لِي ذلِكَ » رواه مسلم.

217- از ابو قتاده حارث بن ربعی رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  در ميان ايشان ايستاده و بر ايشان بيان نمود که جهاد در راه خدا و ايمان به خدا برترين اعمال است. 
سپس مردی برخاسته و گفت: يا رسول الله صلی الله عليه وسلم  آگاهم کن که هرگاه در راه خدا کشته شوم، آيا گناهانم بخشيده می شود؟
رسول الله صلی الله عليه وسلم  برايش فرمود: بلی اگر در راه خدا کشته شوی در حاليکه صبر نموده و از خدا مزدی طلبی و با دشمن روبرو شده به وی پشت ندهی. بعد رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: چطور گفتی؟
گفت: آگاهم کن که هرگاه در راه خدا کشته شوم آيا گناهانم بخشيده می شود؟
فرمود: بلی، هرگاه کشته شوی در حاليکه صبر نموده و مزدت را از خدا بخواهی و با دشمن روبرو شده و به وی پشت ندهی، بجز قرض، چون جبرئيل اين را برايم گفته است.
ش: در اين حديث اشاره است به حقوق مردم و اينکه جهاد و شهادت حقوق مردم را محو نمی سازد، بلکه حقوق الله را محو می سازد.

218-- وعن أَبي هريرة رضي اللَّه عنه، أَن رسولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: «أَتَدْرُون من الْمُفْلِس؟» قالُوا: الْمُفْلسُ فِينَا مَنْ لا دِرْهَمَ لَهُ وَلا مَتَاع. فقال: « إِنَّ الْمُفْلِسَ مِنْ أُمَّتِي مَنْ يَأْتِي يَوْمَ الْقيامةِ بِصَلاةٍ وَصِيَامٍ وزَكَاةٍ ، ويأْتِي وقَدْ شَتَمَ هذا، وقذَف هذَا وَأَكَلَ مالَ هَذَا، وسفَكَ دَم هذَا، وَضَرَبَ هذا، فيُعْطَى هذَا مِنْ حسَنَاتِه، وهَذا مِن حسَنَاتِه، فَإِنْ فَنِيَتْ حسناته قَبْلَ أَنْ يقْضِيَ مَا عَلَيْه، أُخِذَ مِنْ خَطَايَاهُمْ فَطُرحَتْ علَيْه، ثُمَّ طُرِح في النَّارِ» رواه مسلم.

218- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: آيا می دانيد که مفلس کيست؟
گفتند: مفلس در ميان ما کسی است که درهم و متاعی ندارد.
آنحضرت صلی الله عليه وسلم فرمود: مفلس در ميان امتم کسی است که به روز قيامت با نماز و روزه و زکات می آيد در حاليکه اين را دشنام داده و اين را به زنا متهم ساخته مال اين را خورده، خون اين را ريخته و اين را زده است، و به اين از نيکی ها و حسناتش داده می شود به اين هم از حسنات و نيکی هايش داده می شود، اگر حسناتش قبل از ادای حقوق که بر وی است، تمام شود از گناهان شان گرفته شده و بر دوشش نهاده شده و سپس به آتش افگنده می شود.

219- وعن أُمِّ سَلَمةَ رضي اللَّه عنها، أَن رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « إِنَّمَا أَنَا بشَر، وَإِنَّكُمْ تَخْتَصِمُونَ إِلَي، وَلَعَلَّ بَعْضَكُمْ أَنْ يَكُونَ أَلْحنَ بحُجَّتِهِ مِنْ بَعْض، فأَقْضِي لَهُ بِنحْو ما أَسْمَعُ فَمَنْ قَضَيْتُ لَهُ بحَقِّ أَخِيهِ فَإِنَّمَا أَقْطَعُ لَهُ قِطْعَةً مِنَ النَّارِ » متفق عليه. «أَلْحَنَ » أَي: أَعْلَم

219- از ام سلمه رضی الله عنها روايت شده که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: همانا من بشرم و شما دعواهای تان را به من عرضه می کنيد و شايد بعضی از شما از بعض ديگر در اظهار دليلش داناتر باشد و من بنفع او طوری که می شنوم حکم کنم، هرگاه من حکم کنم برای کسی حق برادرش را، در واقع پارهء از آتش دوزخ را به وی جدا می کنم.

220- وعن ابنِ عمرَ رضي اللَّه عنهما قال قال رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « لَنْ يَزَالَ الْمُؤمِنُ فِي فُسْحَةٍ مِنْ دِينِهِ مَالَمْ يُصِبْ دَماً حَراماً » رواه البخاري.

220- از ابن عمر رضی الله عنهما روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: مسلمان هميشه در فراخی از دينش قرار دارد تا لحظه ای که خون حرام را مرتکب نشود.

221- وعن خَوْلَةَ بِنْتِ عامِرٍ الأَنْصَارِيَّةِ ، وَهِيَ امْرَأَةُ حمْزَةَ رضي اللَّهُ عنه وعنها، قالت: سمِعْتُ رسولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يَقُول: « إِنَّ رِجَالاً يَتَخَوَّضُونَ فِي مالِ اللَّهِ بِغَيْرِ حَـقٍّ فَلهُمُ النَّارُ يَوْمَ الْقِيَامةِ » رواه البخاري.

221- از خوله بنت عامر انصاری که همسر حمزه رضی الله عنه بود، روايت شده که گفت:
از رسول الله صلی الله عليه وسلم  شنيدم که می فرمودند: