ُوَ يَخْبِطُ في مالِهِ بِغَير عِلم، لا يَتَّقي فِيهِ رَبَّهُ وَلا يَصِلُ رَحِمَه، وَلا يَعلَمُ للَّهِ فِيهِ حَقا، فَهَذَا بأَخْبَثِ المَنَازِل.
   وَعَبْدٍ لَمْ يرْزُقْهُ اللَّه مَالاً وَلا عِلْما، فَهُوَ يَقُول: لَوْ أَنَّ لي مَالاً لَعَمِلْتُ فِيهِ بِعَمَل فُلانٍ، فَهُوَ نِيَّتُه، فَوِزْرُهُمَا سَوَاءٌ » رواه الترمذي وقال: حديث حسن صحيح.

557- از ابو کبشه عمرو بن سعد انماری رضی الله عنه روايت است که:
از رسول الله صلی الله عليه وسلم  شنيد که فرمود: سه چيز است که بدان قسم می خورم و به شما سخنی می گويم، پس آن را بياد داريد: 
مال هيچ بنده ای از صدقه کم نشده و بر هيچ بنده ای ظلمی نشد که بر آن صبر کرد، مگر آنکه خداوند عزت او را افزود. 
و هيچ بنده ای دروازهء سؤال را نگشود، مگر اينکه خداوند بر وی باب فقر و تنگدستی را گشود، يا همچو کلمه ای را گفت.
و به شما سخنی ميگويم آن را بياد داريد، فرمود: همانا دنيا برای چهار نفر است: 
بنده ايکه خدا به او مال روزی نموده و علمی داده و او در آن از خدايش ترسيده و در آن صلهء رحمش را پيوسته ميدارد و ميداند که خدا را در آن حقی است و اين بهترين منزلگاههاست.
و بنده ای که خدا به او علمی داده و مالی او را روزی نکرده، ليکن او دارای نيت صادقانه بوده و می گويد: اگر من مال فلانی را ميداشتم کار فلانی را انجام ميدادم، و اين نيت اوست، پس هردوی شان در مزد برابراند. 
و بنده ای که خدا به او مال داده و عمل نداده و او در مال خدا بدون علم تصرفی ميکندکه در آن از خدايش نترسيده و صلهء رحمش را بجا ننموده و برای خدا حقی نمی داند، اين پليد ترين اقامتگاهها است. 
و بنده ايکه خدا نه به او علم داده و نه هم مال، و او ميگويد: اگر من مال فلانی را می داشتم، همانند فلانی عمل می نمودم، و آن نيت اوست و گناه هردويشان برابر است.

36- وعنْ أَبي عبْدِ الرَّحْمنِ عبْدِ اللَّه بنِ مسْعُودٍ رضيَ اللَّه عنه قال: كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلى رسولِ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يحْكيِ نَبيّاً من الأَنْبِياء، صلواتُ اللَّهِ وسَلاَمُهُ عَليْهم، ضَرَبُهُ قَوْمُهُ فَأَدْمـوْهُ وهُو يمْسحُ الدَّم عنْ وجْهِه، يقُول: « اللَّهمَّ اغْفِرْ لِقَوْمي فإِنَّهُمْ لا يعْلمُونَ » متفقٌ عَلَيْه.

36- از عبد الله بن مسعود رضی الله عنه روايت است که گفت:
گويی الآن من بسوی پيامبر صلی الله عليه وسلم نظر می کنم در حاليکه! او از پيامبری از پيامبران صلواة الله عليهم حکايت می کند که قومش او را زدند و آغشته به خونش کردند و او خون را از چهره اش پاک می کرد و می گفت: خداوندا قومم را بيامرز، زيرا آنها نمی دانند.

37- وَعنْ أَبي سَعيدٍ وأَبي هُرَيْرة رضي اللَّه عَنْهُمَا عن النَّبيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: «مَا يُصِيبُ الْمُسْلِمَ مِنْ نَصَبٍ وَلاَ وَصَبٍ وَلاَ هَمٍّ وَلاَ حَزَن وَلاَ أَذًى وَلاَ غم، حتَّى الشَّوْكَةُ يُشَاكُها إِلاَّ كفَّر اللَّه بهَا مِنْ خطَايَاه » متفقٌ عليه.

37- از ابو سعيد و ابو هريرة رضی الله عنهما روايت است که:
آنحضرت صلی الله عليه وسلم فرمود: هيچ خستگی و مرضی، غم و اندوه و اذيت و شکنجه به مسلمان نمی رسد حتی خاری که بپايش می خلد، مگر اينکه خداوند جل جلاله در برابر آن گناهانش را می آمرزد.

38- وعن ابْن مسْعُود رضي اللَّه عنه قال: دَخلْتُ عَلى النَبيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم وَهُو يُوعَكُ فَقُلْتُ يا رسُولَ اللَّه إِنَّكَ تُوعكُ وَعْكاً شَدِيداً قال: « أَجَلْ إِنِّي أُوعَكُ كَمَا يُوعَكُ رَجُلانِ مِنْكُم» قُلْت: ذلك أَنَّ لَكَ أَجْريْن؟ قال: « أَجَلْ ذَلك كَذَلك مَا مِنْ مُسْلِمٍ يُصِيبُهُ أَذًى ، شوْكَةٌ فَمَا فوْقَهَا إلاَّ كَفَّر اللَّه بهَا سيئاته، وَحطَّتْ عنْهُ ذُنُوبُهُ كَمَا تَحُطُّ الشَّجرةُ وَرقَهَا » متفقٌ عليه.

38- از ابو عبد الرحمن عبد الله بن مسعود رضی الله عنه روايت است که گفت:
بر پيامبر صلی الله عليه وسلم وارد شدم در حاليکه ايشان تب کرده بودند، گفتم: يا رسول الله! شما سخت تب کرده ايد. فرمود: بلی من برابر دو مرد شما تب می کنم. گفتم: اين برای آنست که شما دو اجر دريافت می کنيد؟ فرمود: بلی همين طور است. هيچ مسلمانی  نيست که اذيتی بوی برسد خار و بالاتر از آن، مگر اينکه خداوند در برابر آن گناهانش را بخشيده و کم می کند، مثل درختی که برگهايش می ريزد.

39- وعنْ أَبي هُرَيرة رضيَ اللَّهُ عنه قال: قال رسولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « مَنْ يُرِدِ اللَّهُ بِهِ خَيْراً يُصِبْ مِنْهُ » : رواه البخاري.

39- از ابو هريرة رضی الله عنه روايت است که:
آنحضرت صلی الله عليه وسلم فرمود: کسی که خداوند ارادهء خير به او داشته باشد، او را به مصيبتی گرفتار سازد" بدنی، مالی و يا زندانی شدن".

40- وعَنْ أَنَسٍ رضي اللَّهُ عنه قال: قال رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « لا يتَمنينَّ أَحدُكُمُ الْمَوْتَ لِضُرٍّ أَصَابَه، فَإِنْ كَانَ لا بُدَّ فاعلاً فليقُل: اللَّهُمَّ أَحْيني ما كَانَت الْحياةُ خَيراً لِي وتوفَّني إِذَا كَانَتِ الْوفاَةُ خَيْراً لِي » متفق عليه.

40- از انس رضی الله عنه روايت است که: 
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: هيچکدام از شما بواسطهء مرضی که به وی رسيده مرگ را طلب نکند. گر حتما اين کار را می کند بايد بگويد: خدايا مرا زنده بدار تا زمانی که زندگی برايم بهتر است و  بميران زمانی که مرگ برايم بهتر است.

41- وعنْ أبي عبدِ اللَّهِ خَبَّابِ بْن الأَرتِّ رضيَ اللَّهُ عنه قال: شَكَوْنَا إِلَى رسولِ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم وَهُو مُتَوسِّدٌ بُردةً لَهُ في ظلِّ الْكَعْبةِ ، فَقُلْنَا: أَلا تَسْتَنْصرُ لَنَا أَلا تَدْعُو لَنَا؟ فَقال: قَد كَانَ مَنْ قَبْلكُمْ يؤْخَذُ الرَّجُلُ فيُحْفَرُ لَهُ في الأَرْضِ في جْعلُ فِيهَا، ثمَّ يُؤْتِى بالْمِنْشارِ فَيُوضَعُ علَى رَأْسِهِ فيُجعلُ نصْفَيْن، ويُمْشطُ بِأَمْشاطِ الْحديدِ مَا دُونَ لَحْمِهِ وَعظْمِه، ما يَصُدُّهُ ذلكَ عَنْ دِينِه، واللَّه ليتِمنَّ اللَّهُ هَذا الأَمْر حتَّى يسِير الرَّاكِبُ مِنْ صنْعاءَ إِلَى حَضْرمْوتَ لا يخافُ إِلاَّ الله والذِّئْبَ عَلَى غنَمِه، ولكِنَّكُمْ تَسْتَعْجِلُونَ » رواه البخاري.
وفي رواية : « وهُوَ مُتَوسِّدٌ بُرْدةً وقَدْ لقِينَا مِنَ الْمُشْركِين شِدَّةً » .

41- از ابو عبد الله خباب بن ارت رضی الله عنه روايت است که گفت:
به پيامبر صلی الله عليه وسلم شکايت کردم در حاليکه ايشان بردی (پتو) پوشيده و در سايهء خانهء کعبه بودند، گفتم: چرای برای ما طلب نصرت نمی کنيد و چرا برای ما دعا نمی کنيد؟ فرمودند: در گذشته مرد (مسلمان) گرفته شده و در گودالی که در زمين برای او حفر کرده بودند نهاده می شد، سپس اره بر سرش گذاشته شده و دو قسمت می شد، و سيخ های داغ شدهء آهنی را در زير گوشت و استخوانش فرو می کردند، او و وجودش را با آن سيخ ها شانه می کر