ائت كرد»
عنوان روايت: (حسن)

36- علي بن ابراهيم در تفسيرش در ذيل اين آيه ﴿رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ...﴾ [غافر:11](261) مي‌گويد: حضرت صادق فرموده اين آيه دربارة رجعت است.
عنوان روايت: (ضعيف: مرسل)(262)

37- علي بن ابراهيم در ضمن تفسير اين آيه ﴿ إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآَنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ...﴾[القصص:85] بوسيلة جمعي از (يحي حلبي) و (ابي خالد كابلي) روايت كرده كه «علي بن حسين (ع) فرموده مراد از اين آيه رجعت پيغمبر اكرم است»
ترجمة راوي: يحي حلبي مهمل و گمنام است(263)، ابي خالد كابلي بطوري كه صاحب كتاب (حاوي) مي‌نويسد از ضعفا مي‌باشد(264).
عنوان روايت: (ضعيف: مهمل).

38ـ مفسر نامبرده از (حسن بن علي بن ابي حمزه) و (علي بن ابي حمزه) روايت كرده: « ابي بصير پس از اينكه اين آيه را ﴿فَمَا لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ﴾ تفسير كرد، از او پرسيدند معني اين آيه را ﴿إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا﴾؟ ابي بصير گفت: چون در بارة پيغمبر و علي و فاطمه حيله كردند، لذا خدا فرمود ﴿إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا وَأَكِيدُ كَيْدًا فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ..﴾ [الطارق:15-17]، چه اگر قائم A قيام بكند براي من از جبارين قريش و بني اميه انتقام مي‌گيرد».
ترجمة راوي: حسن بن علي بن ابي حمزه باتفاق علماي رجال واقفي بوده، ابن غضائري و علامه و ابن داود رسماً او را از ضعفاء مي‌دانند، و طبق چند روايتيكه كشي نقل مي‌كند مردي بسيار دروغگو و متهم در دين بوده‌است(265).  علي بن ابي حمزه نيز باتفاق اغلب علماي رجال واقفي و بعقيدة بعضي مردي دروغگو و متهم در دين بوده‌است(266).
عنوان روايت: (ضعيف)

39ـ در تفسير مزبور در ذيل اين آيه ﴿وَلَلْآَخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولَى﴾ [الضحى:4] از روات نامبرده از حضرت روايت شده كه «مراد از (آخرت) رجعت پيغمبر است».
عنوان روايت: (ضعيف)

40ـ (تميم قريشي) و (عبد الله بن تميم) روايت مي‌كنند: «مأمون از حضرت رضا A پرسيده دربارة رجعت چه مي‌گوئي؟ فرمود رجعت در ميان امم گذشته بوده و قرآن نيز بآن ناطق است، پيغمبر فرمود آنچه كه در بين امم گذشته واقع شده بدون كم و زياد و در اين امت نيز واقع خواهد شد»(267).
ترجمة راوي: علامه در خلاصه، و مجلسي در وجيزه وابن داود و ابن غضائري تميم قريشي را از ضعفا مي‌دانند(268). عبد الله بن تميم ظاهراً مهمل است.
عنوان راويت: (ضعيف)

41ـ (محمد بن علي الكوفي) از جمعي روايت كرده كه (ابن كواء) به علي امير المؤمنين عرض كرد «اينكه مي‌فرموديد (العجب كل العجب بين جمادى ورجب) مقصود از اين چيست، فرمودان امر عجيب عبارات است از جمع شدن چيزهاي پراكنده و زنده شدن اموات و......... ».
ترجمة راوي: بطوريكه شيخ در فهرست و كشي در رجالش مي‌نويسند محمد بن علي كوفي از غلاة و مردي مدلس بود، از فضل بن شاذان نقل شده كساني كه بدورغگوئي مشهورند اين چند نفرند: ابو الخطاب، يونس بن ظبيان، يزيد الصايغ ومحمد بن سنان ومحمد بن علي كوفي ابو سمينه، ولي در بين آنان ابو سمينه در اين باره بيشتر شهرت دارد(269).
عنوان روايت: (ضعيف)

42ـ (عثمان بن عيسي) از جمعي روايت كرده كه (عبايه) مي‌گويد «از علي A شنيدم مي‌فرمود در مصر منبري بنا كرده و شهر دمشق را خراب مي‌كنم، و يهود و نصاري را از تمام شهر‌هاي عرب بيرون مي‌كنم و اعراب را با اين عصايم مي‌رانم، عبايه عرض كرد مثل اينكه خبر مي‌دهي پس از مردن زنده مي‌شويد، فرمود نه، من بر نمي‌گردم، اينها را مردي از اولادم انجام مي‌دهد».
ترجمة راوي: فاضل جزائري در (حاوي) و محقق در (معتبر) و محقق اردبيلي در (مجمع الفائده) و فاضل مقداد در (تنقيح) و علامه در قسم ثاني از خلاصه، وصاحب مدارك و .............. عثمان بن عيسي را از ضعفا قرار داده و او را واقفي مي‌دانند(270).
عنوان روايت: (ضعيف)

43ـ (عبد الله بن مسكان) از حضرت صادق روايت كرده كه در تفسير اين آيه: ﴿وَإِذْ أَخَذَ اللهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آَتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ﴾ [آل عمران:81] فرمودند « خداوند از عصر آدم تا زمان پيغمبر خاتم هيچ پيغمبري را مبعوث نكرد مگر آنكه آنانرا بدنيا بر مي‌گرداند، تا اينكه به علي A ياري كنند وبه پيغمبر خاتم ايمان آورند».
ترجمة راوي: عبد الله بن مسكان گر چه مورد توثيق علماي رجال است، ولي بطوريكه (كشي) از يونس نقل مي‌كند اين شخص جز حديث (من أدرك المَشْعَر فقد أدرك الحج) چيزي از حضرت صادق A نشنيده‌است، مرحوم علامه نيز همين مضمونرا از نجاشي نقل مي‌كند. ونيز كشي در رجالش مي‌نويسد: ابو النصر محمد بن مسعود مي‌گويد: عبد الله بن مسكان هيچوقت در مجلس حضرت صادق ورود نمي‌كرد، براي اينكه مبادا نتواند احترامات او را چنانكه بايد ايفا نمايد، فقط از اصحاب او حديث مي شنيده و نقل مي‌كرد(271).
بنابر اين ممكن است بگوئيم رواياتيكه مشعرست بر اينكه عبد الله بن مسكان آنها را بدون واسطه از حضرت صادق نقل كرده كه از آن جمله همين روايت است، همه مرسل باشند.
عنوان روايت: (ضعيف: مرسل).

44ـ (عمرو بن شمر) مي‌گويد: «يك روز در مجلس حضرت ابي جعفر A اسم جابر بن يزيد جعفي در ميان آمد، فرمود خدا رحمت كند جابر را، مراتب علم او بجائي رسيده بود كه تاويل اين آيه را مي‌دانست ﴿إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآَنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ﴾ يعني لرادُّك إلى الرَّجْعَة».
ترجمة راوي: بطوريكه نجاشي مي‌نويسد: عمرو بن شمر جدا ضعيف است و روايات چندي بنام جابر جعل كرده‌است، و علامه و ابن غضائري نيز اين شخص را در شمارة ضعفا قرار داده‌اند(272).
عنوان روايت: (ضعيف).

45ـ  (سهل بن زياد) و (محمد بن فضيل) و (جابر) از حضرت باقر روايت كرده‌اند كه «حسين بن علي پيش از اينكه شهيد بشود، باصحابش گفته بود: پيغمبر بمن فرموده پسر من! تو را بعد از اين بعراق خواهند برد، و آن سرزميني است كه تمام پيغمبران در آنجا با هم ملاقات مي‌كنند ـ تا اينكه مي‌گويد ـ من اول كسي هستم كه زمين براي او شكافته مي‌شود، و سپس خروج مي‌كنم و در همان موقع علي امير المؤمنين نيز خروج ميكند و (قائم) ما قيام مي‌كند، پس از آن جماعتي از آسمان كه هرگز بزمين نيامده بوده از طرف خدا به من ورود مي‌كنند، جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و لشكرهاي چندي از ملائكه نيز نزد من نزول مي‌كنند، محمد و علي و من و برادرم و همة آنانيكه خدا بآنان منت گذارده‌است، با مركبهاي خدائي يعني با اسبها و شترهاي ابلق نوري كه كسي بآنها سوار نشده بود، بزمين نزول خواهند كرد! تا اينكه مي‌گويد ـ هر قدر كه خدا خواسته باشد در دنيا توقف مي‌كنم، سپس خدا از مسجد كوفه چشمه‌اي از (روغن) و چشمه‌اي از (آب) و چشمه‌اي از (شير) بيرون مي‌آورد، بعد از آن، علي A شمشير را بمن مي‌دهد و بطرف مشرق و مغرب مبعوثم مي‌كند، تمام دشمنان خدا را مي‌كشم حتي هندوستان را فتح مي‌كنم ـ تا اينكه مي‌گويد ـ در 