 والمعلق ستون وسبعمائة وألفان (2760)» شرح تاج الأصول تألیف الشیخ منصور علی ناصف از علماء الازهر جلد اول صفحة 13.
8) تاریخ حبیب السیر جزء سوم از مجلد دوم صفحة 279 در مورد سال: ست و خمسین مائتین (256).علی نورالدین بن ابی بکر بن سلیمان هیثمی شافعی در سال 735 به دنیا آمد و در سال 807 هجری از دنیا رفت، در رحلات و مسافرت‌ها به حج و غیره ملازم شیخ خود شیخ زین الدین عراقی بود و با دختر شیخ خود ازدواج کرد و با او استخراج حدیث می‌نمود، و اکثر تصانیف شیخ زین عراقی را در خدمت او بر او خواند و حافظ ابن حجر عسقلانی بر نور هیثمی قرائت نمود و در پیش او درس خواند، وی در علم حدیث تصنیفات بسیاری دارد و مهمترین آنها «مجمع الزواید و منبع الفوائد» است که زواید معاجم ثلاثة طبرانی و مسند امام احمد و مسند البزار و مسند ابی یعلی را با حذف اسانید در آن جمع کرده است.سراج الدین ابوحفص عبدالرحمن عمر بن رسلان بن نصیر بن صالح بن عبدالخالق بن عبدالحق الکنانی القاهری الشافعی العسقلانی الاصل بلقینی. محدث فقیه اصولی، مجتهد بیانی و نحوی، مفسر و متکلم و ناظم بود و در شعبان سال 722 در بلقینه از بلاد غربیة مصر به دنیا آمد و در قاهره نشأت یافت و در سال 740 به حج رفت و رهسپار دمشق گردید و متولی قضا شد و بعد از مرگ اسنوی در مالکیة قاهره به تدریس پرداخت و در ذیقعدة سال 805 هجری در قاهره زندگی را بدرود گفت.
از تصانیف او: ترجمان شعب الإیمان، حاشیه بر کشاف زمخشری، حواشی بر مهمات روضه در فروع فقه شافعی، العرف الشذی علی جامع الترمذی فی الحدیث، زهر الربا فی فنون المعان والبیان والبدیع و کتاب التدریب فی الفقه علی مذهب الإمام الشافعی و غیره می‌باشند.محمد ابوالخیر ابوعبدالله بن عبدالرحمن ملقب به شمس الدین سخاوی الاصل القاهری المولد و النشأة، الشافعی المذهب الحافظ النساب، المؤرخ در سال 831 در قاره متولد شد، ملازم شیخ خود احمد بن حجر عسقلانی بود و علوم او را به ارث برد و اکثر تصانیف او را از او سماع و اخذ کرد و در حدود بیشتر از چهار صد نفر اخذ حدیث کرده است، و در طلب علم به شهرهای حجاز و حلب حماة و بعلبک و دمشق مسافرت کرد، در علم حدیث و تاریخ به درجة ریاست و کمال رسید و مرجع علماء و اهل تخصیص بود، علماء جرح و تعدیل و نقد الرجال در امامت او نزاع نکرده اند، از العلم البلقینی والشرف المناوی و ابی بکر قلقشندی روایت کرده است.
شیوخ و شاگردان او مانند: فخر دیمی و شرف عبدالحق سنباطی و بهاء علقمی از او روایت کرده اند و قبل از این که سن او به بیست سال برسد شروع به تألیف و تدیون نمود، مهمترین و زیباترین مؤلفات او در علم حدیث: «المقاصد الحسنة في بيان كثير من الأحاديث المشتهرة على الألسنة» است که در مصر چاپ شده. وی رحمه الله در سال 902 فوت کرد و در بقیع در جوار مرقد امام مالک دفن گردید.عبدالرحمان ابوالفضل جلال الدین بن ابی بکر خضیری سیوطی شافعی در سنة 849 در قاهره به دنیا آمد، در کودکی پدر را از دست داد، و قرآن را حفظ کرد، در حالی که هشت سال داشت. از جلال الدین محلی و زین عقبی و تقی شمنی و کافیجی و غیره اخذ علم و حدیث کرده است.
علقمی و داوودی و غیره از او اخذ کرده اند. شیخ سیوطی از رجال علوم و فنون بود و در هر فنی تألیف دارد و به کثرت تألیفات مشهور است، مؤلفاتش در حال حیات او در آفاق و اقطار جهان شهرت پیدا کرد، اهل تحقیق و اتقان و زهد و عرفان و اعلم زمان خود در علم حدیث و فنون آن از لحاظ رجال و اسناد و استنباط بود، و در افتاء و تدریس مرجع خاص و عام و سمت تدریس و افتاء را داشت. تألیفات او در فقه و حدیث و لغت و نحو تاریخ و اجزاء حدیث به حد وفور رسید.
هنگامی که سن او به چهل رسید تجرد و انقطاع را به جهت عبادت اختیار کرد و از تدریس و افتاء دست کشید و در روضه اقامت را اختیار کرد تا این که در سال 911 زندگی را بدرود گفت. تألیفات او را تا پانصد نوشته اند، و به شهرهای شام و حجاز و یمن و هند و مغرب مسافرت کرد، در علوم تاریخ و تفسیر و حدیث و فقه و نحو و معان و بیان و بدیع و لغت نابغه بود.
از جلمه مؤلفات او: «طبقات الحفاظ»، «طبقات المفسرین» است، «جمع الجوامع حدیثیه» نیز از تألیفات او می‌باشد که خواسته است جامع تمام احادیث باشد، لکن آن را به اتمام نرسانید، «الجامع الصغیر» نیز از مؤلفات اوست که علامة مناوی شرحی برآن نوشته است، و علقمه شاگرد شیخ سیوطی نیز شرحی بر آن دارد، حاوی للفتاوی نیز از تألیفات او می‌باشد، الفیه فریده با شرح سیوطی نیز شرحی بر بهترین کتاب است که نگارنده آن را در مدرسة دولت آباد ولد بیگی روانسر به درس خوانده و حفظ کرده‌ام، شیخ در مقدمة این کتاب گوید:
فائقةً ألفية ابن مالك
لكونها واضحة المسالكاحمد ضیاء الدین بن مصطفی کمشخانوی حنفی خالدی در سال 1227 هجری قمری در ولایت طرابزون ترکیه به دنیا آمد، به سوی آستانه مسافرت کرد و درک حضور حافظ امین بن مصطفی شهری را نمود و با او حدیث را استخراج کرد، از عبدالرحمن خرپوتی کُردی و سید احمد بن سلیمان اراودی هنگام حضور به آستانه در سال 1266 هجری اخذ علم و حدیث کرد و دارای اجازه از مصطفی مبلط(1) و اهل جهد و تحقیق بود و به حج رفت و سه سال در مصر اقامت را اختیار کرد و در خلال این سه سال کتاب «راموز الأحادیث» خود را نوشت و به پایان رسانید و آن را در جامع سیدنا حسین هفت مرتبه ختم کرد، از جمله کسانی که از او اخذ کرده و اجازة اخذ حدیث را داشته اند، شیخ محمد نجیب مطیعی مفتی دیار مصریه بود.
سپس به سوی آستانه مراجعه کرد و مدتی دیگر به تصنیف و ارشاد و نشر حدیث سرگرم بود تا این که در سال 1311 هجری قمری زندگی را بدرود گفت و در مقبرة سلطان سلیم دفن گردید.
از جمله اصحاب او عبدالله داغستانی، اسماعیل قریمی، اسماعیل مرجانی، احمد فلبوی و رحمت الله هندی می‌باشند، مؤلفات او را تا پنجاه مؤلفه نوشته اند. از جمله: راموز الاحادیث است که به طریقة الجامع الصغیر سیوطی ترتیب داده شده است، و در سال 1294 از تألیف آن فراغت حاصل کرده، راموز به معنی دریا و اصل و نمونه است و کتاب راموز را هفتاد مرتبه در خانقاه خود ختم کرد.
وی رحمه الله اهل زهد و عرفان بود هدیه را مخصوصاً به فقراء و علماء بذل می‌کرد، ناشر علم و کثیر الصدقات بود، سه مکتب خیریة مرصده لاطّلاع جماهیر در ریزه، واوف، ابیورد داشت و بر اینها اوقافی از خود عاید نمود و ترجمة حفاظ و محدثین را نوشت و بعضی از شاگردان او راموز الاحادیث را در خدمت او می‌خواندند و به بحث و تحقیق می‌پرداختند.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) متوفی سال 1280 می‌باشد.محمد عبدالرحمن بن عبدالرحیم بن بهادر مبارکفوری در سال 1283 هجری قمری در قریة مبارکفور که دهکدة بزرگی از توابع اعظم‌گره از ایالت بوبی هند می‌باشد به دنیا آمد و به زبان‌های عربی و فارسی وارد و آشنایی داشت و قرائت می‌کرد و به شهرهای نزدیک مسافرت نمود، در عهد نواب صدیق خان قنوجی بر حسام الدین مؤی و فیض الله مؤی و عب