ره می‌آمد، چند روزی بر این ترتیب گذشت و چیزی هم نمی‌نوشت، بعد از شانزده روز ما او را منع کردیم، او گفت: شما مرا زیاد لومه می‌کنید، ببینم شما چه چیز را نوشته اید، نگاه کردیم در حدود پانزده هزار حدیث را نوشته بودیم، سپس تمام آن احادیث را از حفظ برای ما خواند و گفت: تصور کردید که من به هدر در جمع شما شرکت می‌کنم و وقت و روزگار را ضایع می‌کنم، بعد فهمیدیم که در قسمت حفظ کسی بر او تقدم ندارد.
می‌گویند: گاهی وقت که کتابی را به دقت مطالعه می‌کرد، به یک دفعه مطالعه آن را حفظ می‌نمود و صد هزار حدیث صحیح و دوصد هزار غیر صحیح را در حفظ داشته است. ابوالازهر می‌گوید: در سمرقند چهارصد محدث بود، جمع شدند و می‌خواستند بر سبیل مغالطه قوة حافظة محمد بن اسماعیل را بسنجند، اسناد شام را در اسناد عراق و اسناد عراق را در اسناد شام و اسناد حرم را در اسناد یمن داخل و تخلیط می‌کردند با این وجود نمی‌توانستند او را در تشخیص اسناد سرگردان کنند و یا بر او عیب و خورده‌ای بگیرند، و درست اسناد را ولو این که به یک کلمه باشد از اسناد  دیگر تمییز می‌داد. استاد علی پاشا صالح در کتاب اصول فن خطابه او را به عنوان نمونه از شمار بزرگان درجه اول قوة حافظه ذکر می‌کند که قوة حافظة او شگفت‌انگیز و اعجاب آور بوده است.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مقدمة صحیح بخاری ادارة الطباعة المنیریه چاپ مصر صفحة 9.
2) مقدمة صحیح بخاری ادارة الطباعة المنیریه چاپ مصر صفحة 9.وی در منتهی درجة حیا و شجاعت و سخا و زهد و ورع در دار دنیا و رغبت در دار بقا بود، او می‌گفت: امیدوارم که به خدا لاقی شوم، در حالی که با من حساب نکند که کسی را غیبت کرده باشم(1) و او قلیل الأکل و کثیر الإحسان و مفرط در کرم بود، قامتی معتدل نه کوتاه و نه بلند داشت، گندم‌گون و لاغر اندام بود.
عبدالواحد بن آدم طواویسی گوید(2): پیغمبر خدا را در خواب دیدم و جماعتی از اصحاب او با او بودند و او در جائی توقف کرده بود، بر او سلام کردم سلام مرا جواب داد، گفتم: یا رسول الله! به چه جهت توقف فرموده اید؟ فرمود: منتظر محمد بن اسماعیل هستم، بعد از چند روز خبر مرگ محمد بن اسماعیل به من رسید، نگاه کردیم که او فوت کرده بود در ساعتی که دیده بودم پیغمبر (ص) انتظار او را می‌کشید.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) از وقتی که دانسته‌ام غیبت حرام است، کسی را غیبت نکرده‌ام. مقدمة صحیح بخاری ادارة الطباعة المنیریه چاپ مصر صفحة 14.
2) شذرات الذهب.بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه
اَلْحَمْدُ للّهِ وَالصَّلاَةُ عَلَى سَيَّدنا محمدٍ وَآلِهِ وَأَصْحَابِهِ وَأَتْباعِه إِلِى يِوْمِ الدّيْنِ.
در عهد فرخنده حضرت رسول اکرم محمد مصطفی (ص) مردم برای حل مسائل و مطالب یومیة خود به رسول خدا مراجعه می‌کردند و نتایج خواسته‌های خود را از حضور پرسعادت او دریافت می‌داشتند و در همین عصر صحابه به حفظ و احیاناً نوشتن حدیث از پیغمبر خدا اقدام می‌کردند.
صحابة کرام پیروی و اطاعت از فرمان خدا و رسول را مایة سعادت و پیروزی دو جهانی می‌دانستند و با این ایمان و اطاعت و اعتقاد هدف بزرگ و معنوی خود را تقویت می‌نمودند.
* در عصر صحابة کرام و در بدو خلافت حضرت ابوبکر صدیق (رض) روش حضرت صدیق (رض) این بود که اول از قرآن و حدیث درک مسائل را می‌نمود و بعد با کبار صحابه در مورد مسائلی که درست از قرآن و حدیث استنباط نمی‌شد مشورت می‌کرد؛ و رأی اجماع صحابه بر مصداق حدیث نبوی: «لا تَجْتَمعُ أُمَّتِيْ عَلَى الْخَطَأ»(1)، در این خصوص حجت بود.
* حضرت عمر فاروق (رض) نیز این روش را داشت و رأی دسته جمعی صحابه به عنوان قانون الهی و حکم ثابت به مسلمین اعلام می‌شد. بنابراین، مصدر تشریع به 1- قرآن، 2- حدیث، 3- اجماع معین شد.
یکی از تأسیسات بسیار مهم اسلام برای مقابله با اوضاع و  احوال جدید، اجتهاد با کوشش در راه استخراج و استنباط احکام فقهیه است، پیغمبر اکرم (ص) هنگامی که معاذ بن جبل(رض) (2) را به یمن فرستاد، پرسید: «به چه چیز حکم می‌کنی؟» گفت: به کتاب خدا، فرمود: «اگر نیابی؟» گفت: به سنت رسول خدا، باز حضرت سؤال نمود: «فَاِنْ لَمْ تَجِدْ» جواب داد: «أَجْتَهِدُ رَأْيِي» اجتهاد به رأی می‌کنم، آنگاه پیغمبر (ص) فرمود: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَفَّقَ رَسُولَ رَسُولِهِ لِمَا يَرْضَاهُ»(3).
* جواهر لعل نهرو نخست وزیر فقید هندوستان در کتاب «نگاهی به تاریخ جهان»(4) در عظمت پیغمبر اسلام و اسلام می‌گوید: «محمد در شهر مدینه پیامی برای حکمرانان و پادشاهان جهان فرستاد(5)، از فرستادن همین پیام‌ها می‌توان تصور کرد که محمد چه اعتماد و ایمانی را در مردم کشورش نیز به وجود آورد، به طوری که آن مردمان بیابان‌گرد توانستند بر نیمی از جهان معلوم آن زمان مسلط گردند، ایمان و اعتماد به نفس چیز بزرگی است و این ثمرات عالی را، با پیام برابری و برادری بوجود آورد. محمد ده سال پس از هجرت درگذشت، در حالی که ملتی را ساخته بود که در راه یک هدف بزرگ و عالی پیش می‌رفتند، پس از او ابوبکر یکی از اعضاء خانواده اش، دو سال و سپس عمر ده سال خلافت کرد، ابوبکر و عمر مردان بزرگی بودند که بنیان و عظمت حکومت اسلامی را استوار ساختند، آنها به عنوان خلیفه، مقام ریاست روحانی و سیاسی را به عهده داشتند، یعنی هم پادشاه و رئیس سیاسی و هم پیشوا و رهبر مذهبی شمرده می‌شدند، در نظر آنها دمکراسی اسلام، یک چیز واقعی و زنده بود»(6).
آلفرد گییوم مدیر دانشکدة کولهام و استاد سابق ألسنة شرقی دانشگاه دورهام در مقدمة کتاب «میراث اسلام» یا «آنچه مغرب زمین به ملل اسلامی مدیون است»(7) گوید: کتاب میراث اسلام در جستجوی آن دسته از اصول علمی و صنعتی و فرهنگی و معنوی اروپا است که از دنیای اسلامی اخذ شده و از جهان عربی سرچشمه گرفته، ولی نباید تصور نمود علوم مورد بحث مخصوص مذهب اسلام و ساکنین شبه جزیرة عربستان بوده، بلکه آنچه از این سرچشمة فیاض نصیب مغرب گشته از مللی بوده است که مذهب اسلام را پذیرفته اند، همین مذهب اسلامی و امپراطوری بزرگ اسلامی بوده است که علوم و صنایع ملل گوناگون را با یکدیگر ترکیب نموده و آن را به صورت کامل و زیبائی به جهان علم و صنعت اهدا کرده است.
در این کتاب در فصل اصول جامعة اسلامی گوید: شریعت وضع برادری و برابری و اجتماع ایمان‌آورندگان و فرمانروائی خداوند، اصول قوانین را تشکیل می‌دهد اطاعت محض به این قانون هم یک وظیفة اجتماعی و هم یک عقیدة ایمانی است.
و باز به نقل از «رنان»(8) گوید: اسلام مذهب انسان است، اسلام می‌خواهد فعالیت‌های انسان را به حد اعلا برساند، در اینصورت می‌توانیم با فقهای اسلام هم‌عقیده شویم و بگوئیم اساس واقعی قانون اسلام، آزادی است.
در مورد خلفا می‌نویسد: خلافت به عقیدة فقها یک برنامه سیاسی اسلامی است، چهار نفر از جانشینان پیغمبر در عصر طلائی اسلامی خلافت کردند، اطاعت 