 آنان که بخاری از آنها اخراج حدیث کرده و مسلم از آنها اخراج حدیث نکرده، چهار صد و سی و چند نفر هستند، و آنان که به ضعف از آنها بحث شده هشتاد نفر می‌باشند، و آنان که تنها مسلم از آنان روایت کرده و بخاری از آنها روایت نکرده ششصد و بیست نفر هستند، و از این عده کسانی که به ضعف در بارة آنها گفتگو شده صد و شصت نفر است، سپس می‌گوید آنان که بخاری منفرداً از آنها روایت کرده و از ضعف آنها سخن به میان آمده بیشترشان از شیوخ بخاری است که با آنها مجالسه کرده و احوال آنها را می‌شناخته است، و بر احادیث آنها اطلاع داشته و جید آنها را از موهم تمییز داده است، و اگر امکان داشته باشد که بر آنها قدحی صورت گیرد، قطعاً آن قدح مردود است، مگر این که به قادح واضح و موجهی، زیرا اسباب جرح مختلف است و مدار آن بر پنج صورت به قرار زیر می‌باشد:
بدعت، مخالفت، غلط، جهالة حال، دعوی انقطاع در سند، چنانکه راوی ادعا کند آن مدلس و یا مرسل است.
البته طبق شرایط و احتیاطی که بخاری از شرط عدالت و غیره برای اخراج احادیث مبذول داشته، جرح با اسباب جرح از امام منتفی و مندفع می‌باشد.
ابن صلاح گفته: هرچه که مسلم و بخاری حکم به صحت آن کرده در کتاب خودشان آن مقطوع به صحت است، زیرا امت پیغمبر آنان را به صحت تلقی کرده اند، امام الحرمین گفته: اگر انسانی به طلاق سوگند یاد کند که هرچه در مسلم و بخاری هست صحیح است، طلاق او واقع نمی‌گردد، چون که مسلمین بر صحت این دو کتاب اجماع کرده اند و آنچه که راجع به بعضی ازاحادیث آنها گفته شد که به درجة صحت نرسیده اند. بنابر اختلاف نظر ناقدین است و بهترین دلیل در شأن آن دو کتاب، اتفاق علماست بر آن که بعد از کتاب خدا آنها صحیح‌ترین کتاب‌ها هستند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مقدمة صحیح بخاری، ادارة الطباعة المنیریه، چاپ مصر صفة 28.
2) مقدمة صحیح بخاری، ادارة الطباعة المنیریه، چاپ مصر صفة 28.
3) مقدمة صحیح بخاری، ادارة الطباعة المنیریه، چاپ مصر صفة 28.
4) در شرح تاج الأصول جلد اول صفحة 14 چاپ مصر (غایة المأمون) آمده: «فإن البخاري ومسلماً التزما أن لا يرويا حديثاً إلاَّ إذا كان متصل السند بنقل الثقة عن الثقة من أوله إلى منتهاه سالماً من الشذوذ والعلة، وهذا حد الصحيح عند العلماء بلا خلاف إلا أن مسلماً اكتفى في الراوي والمروي عنه أن يكونا في عصر واحد وإن لم يجتمعا، بخلاف البخاري فإنه اشتراط اجتماعهما زيادة احتياط».
5) جلد دوم صفحة 62 تألیف شیخ جلال الدین محلی.امام بخاری همچنان که محدث بوده فقیه نیز بوده است(1). بنابراین، گاهی احادیث را به مناسبت باب ذکر کرده و گاهی یک حدیث که شامل چند حکم بوده کلاً راجع به یک حکم و یا جزء مناسب را تقطیع و تکرار کرده و گاهی اصل متن را بدون ذکر اسناد که مشهور بوده نقل کرده است، و منظورش از تقطیع و تکرار استنباط و استدلال بر ابواب دیگر از اصول و فروع و زهد و آداب و امثال اینها بوده و ممکن است اختلاف نسخ از همین تقطیع و تکرار سر زده باشد، با این که رؤیت امام از لحاظ نفع مورد پسند بوده است.
حافظ ابن حجر می‌گوید: حافظ ابوالفضل محمد بن طاهر مقدسی گفته: بدان که بخاری رحمه الله یک حدیث را در کتاب خود در چند جا ذکر کرده و در هر بابی با اسناد دیگری به آن استدلال کرده و به حسن استنباط و غریزة فقهی معنائی که مقتضی باب باشد از آن استخراج نموده و کم اتفاق افتاده که یک حدیث را در دو جا به یک اسناد ذکر کرده باشد، بلکه آن را از طریق دیگری آورده و در نقل هرکدام یک فایده و معنی دیگری را در نظر داشته است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مقدمة صحیح بخاری، إدارة الطباعة المنیریه، چاپ مصر، صفحة 30.ابوبکر صدیق (رض)(1)
عبدالله بن ابی قحافه عثمان بن عامر بن عمرو بن کعب بن سعد بن تیم بن مره بن کعب بن لوی بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر قریشی تمیمی که در نسب با پیغمبر اسلام (ص) از مره به هم می‌رسند که بین هرکدام از آنان تا مره شش نفر (جد) می‌باشد. او ابن عم و پدر زن رسول خداست، و در غروب سه شنبه بیست و دوم جمادی الاخر سال سیزدة هجری در شصت و سه سالگی زندگی را بدرود گفت. خلافت او دو سال و سه ماه بود.
ابوبکر صدیق (رض) از اعلم صحابة رسول خدا و از اشراف قریش در جاهلیت و مشاور و اعلم آنها بود، و اولین(2) مردی است که به رسول خدا ایمان آورد، عایشه دختر او زن پیامبر بود.
آنان که از او روایت حدیث کرده اند عبارتند از: عمر بن خطاب و عثمان بن عفان و علی بن ابی طالب و ابن عوف و ابن مسعود و حذیفه و ابن عمر و ابن زبیر و ابن عباس و زید بن ثابت و براء بن عازب و ابوهریره و عقبه بن الحارث و عبدالرحمان پسرش و زید بن ارقم و عبدالله بن مغفل و عقبه بن عامر جهنی و عمران بن حصین و ابوبرزة اسلمی و ابوسعید خدری و ابوموسی اشعری و ابوطفیل لیثی و جابر بن عبدالله انصاری و بلال و عائشه دخترش (رض)، و از تابعین، اسلم مولی عمر و واسط بجلی و غیره بوده اند، جمیع احادیثی که از او روایت شده صد و چهل و دو حدیث است. «مائة واثنين وأربعين حديثاً»(3).
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) در تاریخ الخلفاء سیوطی صفحة 74 چاپ مطبعه سعادة مصر به تحقیق محمد محی الدین عبدالحمید آمده که روزی پیغمبر خدا به حسان بن ثابت گفت: آیا در بارة ابی بکر چیزی گفته‌ای، گفت: بلی، فرمود: بگو بشنوم، حسان گفت:
والثاني اثنين في الغار المنيف وقد
طاف العدو به إذا صعد الجبلا
وكان حب رسولِ اللهِ قد علموا
من البرية لم يعدل به رجلا

سپس رسول خدا خندید تا اینکه نواجذ (دندان‌های بالای) ایشان ظاهر شد و فرمود: صدقت یا حسان کما قلت.
2) إذا تذكرت شجواً من أخي ثقة
فاذكر أخاك أبا بكر بما فعلا
خير البرية أتقاها وأعدلها
إلا النبي و أوفاها بما حملا
والثاني أتا لي المحمود مشهده
وأول الناس منهم صدق الرسلا
3) تاریخ الخلفاء صفحة 86.مراد به احادیث معلقه و تعلیق این است(1) که از اول اسناد آن یک نفر یا زیادتر حذف شده باشد، علت ایراد حدیث معلق ضیق مخرج حدیث بوده است و از قاعدة بخاری بوده که تکرار را نمی‌کرده، مگر این که یک فایده در آن منظور باشد و اگر مخرج گنجایش نداشته و حدیث شامل بر احکام بوده، حدیث را بر سبیل اقتصار و احتراز از تطویل ذکر کرده، دیگر از ذکر تمام حدیث و متن و اسناد آن استغنا حاصل کرده است.
امام دارقطنی بر بعضی از احادیث بخاری انتقاد کرده است – این احادیث صد و ده حدیث می‌باشد – و در سی و دو حدیث از آن شیخین (مسلم و بخاری) اشتراک دارند و هفتاد و هشت حدیث از آن مخصوص به اخراج بخاری می‌باشد. می‌گوییم: شکی نیست که بخاری و مسلم در این قسمت تقدم داشته اند، بر سایرین اهل عصر و آشنائی کامل به صحیح و معلل داشته اند، و کسی هم اختلاف ندارد و منکر نیست از این که علی بن مدینی عالم‌ترین اقرانش به علل حدیث بوده و بخاری بیشتر این احادیث را از او اخذ کرده است.
البته احادیثی که مورد انتقاد قر