 رقم 3641 تا رقم 3668.
20- کتب الاشربه که شامل است بر بیست و دو باب و شصت و هفت حدیث از رقم 3669 تا رقم 3735.
21- کتاب اطعمه که شامل است بر پنجاه و پنج باب و صد و نوزده حدیث از رقم 3736 تا رقم 3854.
22- کتاب طب که شامل است بر بیست و چهار باب و هفتاد و یک حدیث از رقم 3855 تا رقم 3925.
23- کتاب عتق که شامل است بر پانزده باب و چهل و سه حدیث از رقم 3926 تا رقم 3968.
24- کتاب حروف و قرائت که شامل است بر چهل حدیث از رقم 3969 تا رقم 4008 که مصنف آن را باب‌گذاری نکرده است.
25- کتاب حمام که شامل است بر سه باب و یازده حدیث از رقم 4009 تا رقم 4019.
26- کتاب لباس که شامل است بر چهل و هفت باب و صد و سی و نه حدیث از رقم 4020 تا رقم 4158.
27- کتاب ترجل که شامل است بر بیست و یک باب و پنجاه و پنج حدیث از رقم 4159 تا رقم 4213.
28- کتاب خاتم که شامل است بر هشت باب و بیست و شش حدیث از رقم 4212 تا رقم 4239.
29- کتاب فتن که شامل است بر هفت باب و سی و نه حدیث از رقم 4240 تا رقم 2278.
30- کتاب مهدی که شامل است بر دوازده حدیث از رقم 4279 تا رقم 4290.
31- کتاب ملاحم که شامل است بر هجده باب و شصت حدیث از رقم 4291 تا رقم 4350.
32- کتاب حدود که شامل است بر چهل باب و صد و چهل و سه حدیث از رقم 4351 تا رقم 4493.
33- کتاب دیات که شامل است بر سی و دو باب و صد و دو حدیث از رقم 4494 تا رقم 4595.
34- کتاب سنت که شامل است بر سی و دو باب و صد و هفتاد و هفت حدیث از رقم 3596 تا رقم 4772.
35- کتاب ادب که شامل است بر صد و هشتاد باب و پانصد و دو حدیث از رقم 4773 تا رقم 5274 که طبق آنچه استاد محمد محی الدین گفته آخرین رقم کتاب است.1- مهمترین آثار علمی او، کتاب «السنن» در حدیث است. خود او می‌گوید: حدیثی را در کتاب خود نگذاشته ام که اجماع بر ترک او شده باشد، یعنی همة احادیث متفق علیه را آورده ام و آن کتابی است که هر حدیثی را که از پیغمبر بخواهید، در آن می‌یابید. «السنن» او در مصر و لکنو هند و با شروح متفرقه چاپ شده. و آن را خود ابی داوود بعد از تألیف به امام احمد بن حنبل (رض) آخرین ائمة اربعه رسانیده و مورد تحسین امام واقع شده است.
ذهبی در تذکره الحفاظ گوید: امام ابی داوود گفته است: از پیغمبر (ص) پانصد هزار حدیث نوشته‌ام و این سنن که شامل چهار هزار و هشتصد حدیث است از آن انتخاب کرده ام، در تاریخ البدایه والنهایه (1) آمده که ابوحامد امام عزالی در بارة کتاب السنن گفته: معرفت السنن در قسمت احادیث نبوی برای مجتهد کافی است.
2- مراسیل که در قاهره چاپ شده است.
3- ناسخ القرآن و منسوخه.
4- دلائل النبوة.
5- اختلاف المصاحف.
آنچه که علامه دهخدا در بارة امام ابی داوود در فرهنگ و لغت نامة دهخدا آورده عیناً نقل می‌کنیم.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) البدایه والنهایه تألیف حافظ عماد الدین ابی الفداء، جزء 11 صفحة 55.در این عصر اسباب و عوامل زیاد، مختلف و متعددی وجود داشت که باعث تدوین مذهب گردید، و این عوامل منتج به نتایجی بدین قرار است.
1- طبیعی بود که اتباع تابعین از آنهائی که درک حضورشان می‌کردند استفاده می‌نمودند، و در مسائل مورد اختلاف هرکدام از دو گروه، مذهب شیوخ و اهل شهر خود را انتخاب می‌کردند.
2- بنابراین، مذهب هر امامی در شهر خود بالا گرفت و اهل هر شهری تابع مذهب امام شهر خود بودند، ولی نه به صورت تقلید بلکه به وسیله علاقه همشهری بودن قناعت می‌کردند و این امامان شهر مانند: سفیان ثوری، ابن ابی لیلی در کوفه و ابن جریج در مکه و مالک بن ماجشون در مدینه و امام اوزاعی در شام و لیث بن سعد در مصر. و اگر مسئله‌ای از تابعین شهر خود نمی‌یافتند، اجتهاد می‌کردند، و طبیعتاً اجتهاد به رأی ایجاد اختلاف می‌کند.
3- در عصر تبع اتباع، فقهاء چند طبقه شدند که در زمان و مشی‌خط فرق داشتند، و چون آراء و مذاهب زیاد شد، دیگر جای آن بود که دانشمندانی مانند طبری و بیهقی به بعضی از تألیفات انفرادی بپردازند، زیرا مانند امروز مذاهب معروفه نبود که مردم یک شهر یا اقلیم و یا غیره را تحت کنترل قرار دهد.
4- در عصر تبع و پیروان این و آن، مذاهب مختلفه‌ای به وجود آمد مانند مذاهب ائمه اربعه و مذاهبی دیگر، بعضی از این مذاهب برای همیشه جاوید ماندند و بعضی دیگر نابود و محو گردیدند، و همان مذاهبی که از بین رفتند مانند مذهب اوزاعی در شام(1) و مذهب سفیان ثوری در کوفه(2) و مذهب لیث بن سعد(3) در مصر که کمتر از سایر مذاهب نبودند.
در قیام دولت عباسی اهتمام و توجه به فقه و رجال آن بیشتر شد، و همینطور اهتمام به سنت که جمع و تدوین گردید و در قرن دوم و سوم مذاهب چهارگانه تسنن با شکوه و عظمت سراسر ممالک اسلامی را فرا گرفت.
در اینجا به مناسبت مقاله، در بارة مؤسسین مذاهب چهارگانه اهل سنت و جماعت که فقیه و محدث و مجتهد جامع الشرایط بوده اند، و دارای مسانیدی هم می‌باشند، مختصری بحث می‌کنیم(4).
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) متوفی سال 157.
2) متوفی به سال 161.
3) متوفی سال 175.
4) حافظ ابومحاسن محمد بن علی حسینی دمشقی شافعی در «التذکرة» که در تکیه کریلی در آستانه است در رجال مسانید عشره گوید: رجال ائمه اربعه مقتدی بهم را ذکر کرده ایم، چون که عمده کار آنها در استدلال بر مذاهب‌شان بطور غالب برآن است که در مسانید خود به اسنادشان روایت کرده اند، سپس موطأ امام مالک و مسند شافعی و مسند ابی حنیفه و مسند احمد  را بیان می‌نماید و می‌گوید: قید غالب که فوقاً ذکر شد می‌رساند که دلائل دیگری را غیر از آنچه در مسانید آنها ذکر شده در مذهب خود داشته اند. «نقل از ترتیب مسند امام شافعی به اهتمام سید علی زواوی از علمای الازهر مصر».
توضیحاً ستة اصحاب مذاهب عبارتند از: ابوحنیفه، شافعی، مالک، احمد، سفیان ثوری و داوود ظاهری که مذهب سفیان ثوری و داوود ظاهری چندان دوامی نکرده و در مذاهب چهارگانه منحل شدند، امام ابوالفضل یحیی حصفکی خطیب شافعی ائمة سته را در این دو بیت جمع کرده است.
وإن شئت أركان الشريعة فاسمع
لتعرفهم وأحفظ إذا كنت سامعا
محمد، نعمان، مالك أحمد
وسفيان واذكر بعد داود تابعاسجستانی، سلیمان بن اشعث ابن اسحاق ابن بشیر ابن شداد ابن عمرو ابن عمر ابن عمران السجستانی الازدی بالولاء. اصل او از سیستان و مولد او به سال دویست و دو (202) بود، وی در اوان صبابة نیشابور بود و با فرزندان اسحاق ابن راهویه به یک دبستان سبق می‌خواند، و آنگاه که هنوز سنین عمر او به ده نرسیده بود نزد محمد بن اسلم طوسی استملاء احادیث می‌کرد، سپس به بصره شد و بدانجا اقامت گزید و چند کرّت به بغداد سفر کرد و از روایت حرمین، عراق، خراسان، شام، مصر، بصره و جزیرة ابن عمر از جمله احمد بن حنبل، احمد بن صالح، مسلم بن ابراهیم، احمد بن عبید، سلیمان بن حرب و عدة بی شمار دیگر اخذ و روایت کرد، و احمد بن حنبل از او روایت نمود. و ابوالفرج ابن جوزی گوید: او در نقل حدیث و علل آن از اکابر ائمه محدثین و علمای آنان است، و مانند کتاب سنن او یکی از صحاح سته اهل سنت و جماعت تصنیفی نیامد، او این کتاب را بر 