 شدم، و او از چشم‏هاى خود شكايت داشت. پيامبر ص به او گفت: «اى زيد، اگر بينايى‏ات از بين رفت، و صبر نمودى و اجر آن را از خداوند خواستى حتماً با خداوند عزوجل در حالى ملاقات مي ‏كنى كه بر تو گناهى نمى‏باشد». 
و نزد ابويعلى و ابن عساكر از زيدبن ارقم (رض) روايت است كه: پيامبر ص براى عيادت وى در مريضى كه عائد حالش گرديده بود وارد شد و گفت: «از اين مريضى ات بر تو هيچ باكى نيست، ولى اگر پس از من زنده بمانى و كور شوى چگونه خواهى بود؟» گفت: در آن صورت ، صبر مي ‏كنم و اجر آن را از خدا مي ‏خواهم، فرمود: «بدون حساب داخل جنت مي ‏شوى، و او پس از درگذشت پيامبر ص كور شد. 
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1599.txt">صبر يكى از اصحاب بر نابينا شدن</a><a class="text" href="w:text:1600.txt">صبر سيدنا محمد رسول خدا ص بر مرگ پسرش ابراهيم</a><a class="text" href="w:text:1601.txt">صبر پيامبر ص بر مرگ فرزند يكى از دخترانش</a><a class="text" href="w:text:1602.txt">صبر پيامبر ص بر مرگ عمويش حمزه</a><a class="text" href="w:text:1603.txt">اندوه پيامبر ص بر زيدبن حارثه</a><a class="text" href="w:text:1604.txt">اندوه پيامبر ص بر عثمان بن مظعون</a><a class="text" href="w:text:1605.txt">صبر ام حارثه بر مرگ پسرش</a><a class="text" href="w:text:1606.txt">صبر ام خلاد بر فرزندش</a><a class="text" href="w:text:1607.txt">صبر ابوطلحه و ام سليم بر موت فرزندشان</a><a class="text" href="w:text:1608.txt">صبر ابوبكر صديق (رض) بر مرگ فرزندش عبد اللَّه </a></body></html>صبر يكى از اصحاب بر نابينا شدن
بخارى  از قاسم بن محمد روايت نموده كه: مردى از اصحاب محمد ص بينايى خود را از دست داد، وى را عيادت نمودند، گفت: صحت چشمانم را به خاطرى مي ‏خواستم كه به سوى پيامبر ص نگاه كنم و وقتى كه او درگذشته است، دوست ندارم كه اين بيمارى هر دو چشمم به آهويى از آهوهاى تباله  باشد.( تباله: شهرى است در يمن) 

4 - كلام خداوند تبارك و تعالى درباره اصحاب پيامبر ص
 
 خداوند (جل جلاله) مي‏فرمايد :
 (لَقَدْ تَاَب‏ اللَّهُ  عَلَى النَّبِي وَالمُهَاجِرِيْنَ وَالانْصَارَالَّذِيْنَ اَتَّبَعذوهْ فِى سَاعَه العُسْرَه مِنْ بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيْغُ قُلُوْبُ فَرِيْقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِم، اِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوْفٌ رَحِيْمِ. وَ عَلَى الثَّلاثَه الَّذِيْنَ خُلّفِوُا، حَتَّى اِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهُم الْاَرْض بِمَا رَحُبَتْ وَ ضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسَهُم وَظَنُّوا أنْ لَاَملْجاً مِنَ اللَّهِ اِلَّا اِلَيْهِ، ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوْبُوا، اِنّ‏اللَّهَ هُوَالتَّوَّابُ الرَّحِيْم). (التوبه: 118 -117)
 ترجمه: «خداوند رحمت خودش را شامل حال پيامبر، و مهاجرين و انصار كه در زمان عسرت و تنگى از وى پيروى كردند، نمود. آنگاه خداوند توبه آنان را پذيرفت، و او نسبت به آنها مهربان و رحيم است. همچنين آن سه نفر  را كه بازماندند، تا آن حد كه زمين، با همه وسعتش بر آنان تنگ شد، و نفس‏هاى شان بر ايشان تنگ گرديد، و دانستند كه پناه گاهى از خدا جز به سوى او نيست، در آن هنگام خدا آنان را مشمول رحمت خود ساخت، و خداوند توبه آنان را پذيرفت، و خدا توبه‏پذير و مهربان است».
 و خداوند (جل‏جلاله) مي‏فرمايد :
 (لَقَدْ رَضِي‏ اللَّهُ  عَنِ الْمُؤْمِنِيْنَ اِذْ يُبَايِعُوْنَكَ تَحْتَ الَّشَجَرَه فَعَلِمَ مَا فَىْ قُلُوْبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكْيِنَه عَلَيْهِمْ وَ أَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِيْباً. وَ مَغَانِمَ كَثِيْرهيَأخُذُوْنَهَا، وَ كَانَ‏ اللَّهُ  عَزِيْزاً حَكِيْماً).(الفتح: 19-18)
 ترجمه: «خداوند از مؤمنانى كه زير آن درخت با تو بيعت كردند راضى و خشنود شد، خدا آنچه را در درون قلب‏هاى آنان نهفته بود دانست، لذا آرامش را بر دل‏هاى آنان نازل كرد، و فتح نزديكى، به عنوان پاداش، نصيب  آنها فرمود. و غنايم بسيارى كه آن را به دست مي‏آورند، و خداوند عزيز و حكيم است».
 و خداوند مهربانى مي‏كند:
 (وَالسَّابِقُوْنَ الْاَوَّلُوْنَ مِنَ الْمُهَاجِريْنَ وَاْلاَنْصَارَ وَالَّذِيْنَ اتَّبَعُوْهُمْ بِاِحْسَانٍ رضي‏اللهُ عَنْهُمْ وز رزضذوا عزنْه‏ذ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِىْ تَحْتَهَا الْاَنْهارُ خَالِدِيْنَ فِيْهَا أبَداً، ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيْم). (التوبه: 100)
 ترجمه: «خداوند از پيشگامان نخستين مهاجرين و انصار و آنهايى كه به نيكى از آنان پيروى كردند، خشنود شده است، و آنها نيز از او خشنود شده‏اند، و (خداوند) براى آنان باغ هايى از بهشت فراهم ساخته كه نهرها از زير درختانش جريان دارند، و اينان در آن جا، جاودانه خواهند ماند، و اين پيروزى بزرگ است».
 و خداوند (جل جلاله) مي‏فرمايد:
 (لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِيْنَ الَّذِيْنَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَ أَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُوْنَ فَضْلاً مِنَ‏اللَّهِ وَ رِضْواناً وَ يَنْصُرُونَ‏اللَّهَ وَ رَسُوْلَهُ، أولئِكَ هُمُ الصّادِقُوْن. وَالَّذِيْنَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَالْاِيَمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ اِلَيْهِم، وَ لَاَ يَجِدُوْنَ فِى صُدُورِهِمْ حَاجَه مِمَّا اُوْتُوا وَ يُؤْثِرُوْنَ عَلى اَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كَانَ بِهَمْ خَصَاصَه، وَ مَنْ يُوْقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأوُلئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُوُن). (الحشر: 9-8)
 ترجمه: «اين اموال براى مهاجران فقيرى است كه از خانه و كاشانه و اموال خود بيرون رانده شده‏اند، آنها فضل الهى و رضاى او را مي‏طلبند، و خدا و رسولش را يارى مي‏كنند، و آنها راستگويان اند. و براى كسانى است كه در دارالهجره (مدينه) و در خانه ايمان، قبل از مهاجران مسكن گزيدند، آنها كسانى را كه به سوى شان هجرت كنند دوست مي‏دارند و در دل خود به آنچه به مهاجران داده شده احساس نياز نمي‏كنند، و آنها را بر خود مقدّم مي‏دارند هر چند شديداً فقير باشند. كسانى كه خداوند آنها را از بخل و حرص نفس خويش بازداشته، رستگارند».
 و مي‏فرمايد:
 (اَللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيْثِ كِتَاباً مُتَشَابِهاً مَثَانِي تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُوْدُالَّذِيْنَ يَخْشَوْنَ رَبِّهُمْ، ثُمَّ تَلِيْنُ جُلُوْدَهُمْ وَ قُلُوْبُهُم اِلى ذِكْرِ اللَّهِ، ذَلكَ هُدَى‏اللَّهِ يَهْدِى بِهِ مَنْ يَشَاُء، وَ مَنْ يُضْلِلِ‏ اللَّهُ  فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ). (الزمر: 23)
 ترجمه: «خداوند بهترين سخن را نازل كرده، كتابى كه آياتش همانند همديگر است، آياتى مكرر دارد، كه از شنيدن آياتش بر اندام كسانى كه از پروردگارشان مي‏ترسند لرزه مي‏افتد. سپس بيرون و درون شان نرم ومتوجّه ذكر خدا مي‏شود، اين هدايت الهى است، كه هر كسى را بخواهد با آن راهنمايى مي‏كند، و هر كسى را خداوند گمراه كند، برايش هدايت كننده‏اى وجود ندارد».
 و خداوند (جل جلاله) مي‏فرمايد:
 (اِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِيْنَ اِذَا ذُكِرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّداً وَ سَبِّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ هُمْ لَا يَسْتَكْبِرُوْن. تَتَجَافى جُنُوْبُهُم عُنِ الْمَضَاجِعِ يَد