قى نماند، بعد از آن وى وتر خواند. هيثمى (266/2) مي‏گويد: اين را طبرانى در الكبير روايت نموده، و رجال آن رجال صحيح اند. و طبرانى از طارق بن شهاب روايت نموده كه: وى نزد سلمان (رض) خوابيد، تا ببيند كه تلاش وى چگونه است، مي‏گويد: سلمان در آخر شب به نماز ايستاد، و گوييى طارق آنچه را گمان مي‏نمود نديد، و آن را براى وى متذكر گرديد، سلمان گفت: بر نمازهاى پنجگانه مداومت و توجه داشته باشيد، چون اين‏ها كفاره اين گناهانند، البته در صورتى كه مرتكب قتل نشود، و وقتى مردم شب نمايند بر سه حالت مي‏باشند: كسى از آنان چنان مي‏باشد، كه او را نفع مي‏باشد و نه ضرر، و كسى از آنان چنان مي‏باشد كه براى او ضرر مي‏باشد و نه نفع، و كسى از آنان چنان مي‏باشد، كه براى او نه نفع مي‏باشد و نه ضرر، مردى كه تاريكى شب و غفلت مردم را غنيمت مي‏شمرد، و بر مي‏خيزد و تا صبح نماز مي‏گزارد، اين همان كسى است، كه برايش نفع است و نه ضرر، و مردى كه غفلت مردم و تاريكى شب را غنيمت مي‏شمرد و دست به گناه مي‏زند، اين همان كسى است، كه برايش ضرر است و نه نفع و مردى كه نماز عشاء را مي‏گزارد و مي‏خوابد، اين همان كسى است ، كه نه برايش نفع است و نه ضرر، و زنهار كه به شتاب روى!!  ميانه روى اختيار نما و مداومت كن. منذرى در ترغيب خود (401/1) گفته: اين را طبرانى در الكبير، به صورت موقوف، به اسنادى كه در آن باكى نيست، روايت نموده، و گروهى هم اين را به صورت مرفوع روايت كرده‏ اند.

اهتمام و توجه پيامبر ص و يارانش به نوافل در  ميان طلوع آفتاب و زوال آن  
حديث ام هانى و عايشه درباره نماز چاشت پيامبر ص
بخارى و مسلم از ام هانى - فاخته بنت ابى طالب (رضى‏ اللَّه  عنها) - روايت نموده ‏اند كه گفت: نزد رسول خدا ص در سال فتح رفتم، و ملاحظه نمودم كه غسل مي ‏كند، هنگامى كه از غسلش فارغ گرديد، هشت ركعت نماز خواند البته در آن وقت چاشت بود. اين چنين در الرياض (ص424) آمده است. و مسلم از عايشه (رضى اللَّه عنها) روايت نموده، كه گفت: رسول خدا ص نماز چاشت  را چهار ركعت مي‏خواند، و مقدارى كه خدا مي‏خواست اضافهمين مود. اين چنين در الرياض آمده است.
 
حديث انس و عبداللَّه بن ابى اوفى درباره نماز چاشت پيامبر ص
طبرانى در الأوسط از انس بن مالك (رض) روايت نموده، كه گفت: رسول خدا ص را ديدم كه نماز چاشت را شش ركعت مي‏خواند، و آن‏ها را ديگر ترك ننمودم. هيثمى (337/2) مي‏گويد: در اين سعدبن مسلم اموى آمده، و بخارى و ابن معين و گروهى ضعيفش دانسته ‏اند، و ابن حبان در ثقه‏ها ذكرش نموده، و گفته: خطا مي ‏كند. اين چنين طبرانى در الكبير والأوسط به اسناد حسن، چنانكه هيثمى (238/2) گفته، از ام هانى روايت نموده كه: پيامبر ص روز فتح نزد وى آمد، و نماز چاشت را شش ركعت خواند. و بزار از عبداللَّه بن ابى اوفى (رض) روايت نموده كه: وى نماز چاشت را دو ركعت خواند، آن گاه همسرش به او گفت: دو ركعت خواند؟ پاسخ داد: رسول خدا ص هنگامى كه به فتح بشارت داده شد، و هم چنين وقتى كه به بريده شدن سر ابوجهل بشارت داده شد، دو ركعت نماز چاشت را خواندى. هيثمى (238/2) مي‏گويد: اين را بزار روايت كرده است، و طبرانى در الكبير بعضى آن را روايت نموده ، و در آن شعثاء آمده، و من كسى را نيافتم كه او را ثقه دانسته باشد، و نه هم كسى را كه جرحش نموده باشد. و ابن‏ماجه فقط نماز را وقتى كه به سر ابوجهل بشارت داده شد روايت نموده است.
 
حديث ابن عباس از ام‏هانى درباره نماز چاشت پيامبر ص
طبرانى در الكبير از ابن عباس (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده، كه گفت: اين آيه را مرور مي‏نمودم، و نمى‏دانستم كه اين چيست، قول خداوند:
[بالعشى و الاشراق].(ص:18)
ترجمه: «در وقت عشاء و برآمدن آفتاب».
تا اينكه  ام هانى دختر ابوطالب به من گفت كه: رسول خدا ص نزد وى آمد، و كاسه‏اى آب وضو خواست، انگار كه من اثر خ مير را در آن مي‏بينم، وضو نمود، و نماز چاشت [يا اشراق] را به جاى آورد و گفت: «اى ام هانى اين نماز اشراق است». هيثمى (238/2) مي‏گويد: در اين حجاج بن نصير آمده، و ابن المدينى و گروهى ضعيفش دانسته ‏اند، و اين معين و ابن حبان ثقه‏اش دانسته ‏اند، و اين حديث در صحيح آمده، ولى به غير سياق وى.
 
تشويق و ترغيب پيامبر ص به نماز اشراق و بيان نمودن فضيلت آن 
ابويعلى از ابوهريره (رض) روايت نموده، كه گفت: رسول خدا ص لشكرى را فرستاد، آنان غنيمت بزرگى به دست آوردند، و به سرعت برگشتند، مردى گفت: اى رسول خدا، لشكرى را نديديم كه از اين‏ها زودتر و سريع‏تر عودت نموده باشد، و غنيمت بزرگ‏تر به دست آورده باشد، فرمود: «ايا شما را به زود برگردنده‏تر و به دست آوردنده غنيمت بزرگتر از اين‏ها خبر ندهم، مردى كه وضو نمود، وضو را نيكو و تمام كرد، و باز به سوى مسجدى روى آورد، و نماز بامداد را در آن به جاى آورد، و بعد از آن نماز اشراق را در عقبش گزارد، اين مرد به سرعت‏تر برگشته و غنيمت بزرگ‏تر به دست آورده است». منذرى در الترغيب (428/1) مي‏گويد: اين را ابويعلى روايت نموده، و رجال اسناد وى رجال صحيح‏اند، و بزار و ابن حبان در صحيحش هم اين را روايت نموده ‏اند، و بزار در روايتش بيان نموده كه: آن مرد ابوبكر (رض) بود. و اين حديث را ترمذى در بخش الدعوات در جامعش از عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما)روايت كرده است. و اين را همچنان احمد به روايت ابن لهيعه روايت نموده، و طبرانى به اسناد جيد آن را از عبداللَّه بن عمرو (رضى‏ اللَّه  عنهما)، چنانكه در الترغيب (427/1) آمده، روايت نموده است.
 
نماز اشراق على، ابن عباس و سعد (رضى‏ اللَّه ‏عنهم)
طبرانى در جزئى كه براى افراد عطاء نام تخصيص داده است، از عطاء ابومحمد روايت نموده، كه گفت: على (رض) را ديدم كه نماز چاشت را در مسجد مي‏خواند. اين چنين در الكنز (281/4) آمده است. و ابن جرير از عكرمه روايت نموده، كه گفت: ابن عباس (رضى‏ اللَّه  عنهما) نماز چاشت را روزى مي‏خواند و ده روز ديگر ترك مي‏نمود. اين چنين در الكنز (282/4) آمده است. و ابن جرير از عايشه بنت سعد  روايت نموده، كه گفت: سعد (رض) نماز چاشت را هشت ركعت مي‏خواند. اين چنين در الكنز (283/4) آمده است.
اهتمام و توجه به نفل‏ها در  ميان ظهر و عصر
طبرانى در الكبير از شعبى روايت نموده، كه گفت: ابن مسعود (رض) نماز چاشت را نمى‏خواند، و در  ميان ظهر و عصر و هم چنان يك نوبت و بخش طولانى از شب نماز مي‏خواند. هيثمى (258/2) مي‏گويد: در اين مردى است كه از وى نام برده نشده است. و ابونعيم در الحليه  (304/1) از نافع از ابن عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده كه: وى بين ظهر تا عصر را زنده مي‏داشت. 
اهتمام و توجه به نفل‏ها  ميان مغرب و عشاء  نماز پيامبر ص در  ميان مغرب و عشاء و همچنان نماز عمار(رض)
 نسائى به اسناد جيد از حذيفه (رض) روايت نموده، كه گفت: نزد پيامبر ص آمدم، و همراهش مغرب را خواندم، بعد از آن وى تا به عشاء نماز گزارد. اين چنين در الترغيب (369/1) آمده است. و طبرانى در هر سه كتابش  از محمدبن عماربن ياسر روايت نموده، كه گفت: عماربن ياسر (رضى‏ 