للَّه  عنهما) را ديدم كه بعد از مغرب شش ركعت نماز مي‏خواند، و گفت: دوستم رسول خدا ص را ديدم كه بعد از مغرب شش ركعت نماز مي‏خواند، و فرمود: «كسى كه بعد از مغرب شش ركعت نماز بخواند، گناهانش بخشيده مي‏شود، هر چند كه همانند كف بحر باشد». طبرانى مي‏گويد: اين را صالح بن قطن بخارى به تنهايى روايت نموده، و منذرى در ترغيبش (368/1) مي‏گويد: درباره صالح اكنون در ذهنم نه جرحى مي‏آيد و نه تعديلى.
 
دعوت نمودن سلمان فارسى در روز قصر سفيد مدت سه روز
ابونعيم در الحليه (189/1) از ابوالبخترى روايت نموده كه: ارتشى از ارتش‏هاى مسلمانان كه رهبرى آن را سلمان فارسى به عهده داشت، قصرى از قصرهاى فارس را محاصره نمودند. ارتشيان عرض كردند: اى ابوعبداللَّه، آيا برايشان هجوم نياوريم؟ سلمان پاسخ داد: مرا بگذاريد، تا آنها را چنان كه از پيامبر خدا ص شنيدم كه دعوت‏شان مي‏نمود، دعوت كنم. سلمان در دعوت خود براى اهل آن قصر گفت: من مردى فارسى از شما هستم، آيا عرب‏ها را نمي‏بينيد كه از من اطاعت مي‏كنند، اگر اسلام آورديد، همان چيزى كه براى ماست براى شما نيز هست، و همان چيزى كه بر ماست، بر شما نيز مي‏باشد، و اگر امتناع ورزيديد، و دين تان را رها نكرديد، ما شما را بر دين‏تان مي‏گذاريم، ولى به دست‏هايتان در حالى كه ذليل مي‏باشيد، جزيه بپردازيد، - مي‏گويد: به زبان فارسى به آنها گفت، و شما در آن حالت ناستودنى مي‏باشيد - و اگر از اين هم ابا ورزيديد، در آن صورت همراه‏تان دست به جنگ خواهيم برد. پاسخ دادند: ما از كسانى كه ايمان بياورد، نيستيم. و نه هم جزيه مي‏دهيم، ولى همراه‏تان مي‏جنگيم. گفتند: اى ابوعبداللَّه، آيا اكنون بر آنها حمله نكنيم؟ پاسخ داد: نه، به اين صورت آنها را سه روز به طرف همين چيز دعوت نمود. بعد از آن گفت: اكنون بر آنها حمله كنيد، و مسلمانان بر آنها حمله آوردند. راوى مي‏گويد: و آنها همان قلعه را فتح  كردند. اين را همچنان احمد در مسند خود و حاكم در المستدرك، چنان كه در نصب الرايه (378/4) آمده، به معناى آن روايت نموده‏اند، و در آن آمده: چون روز چهارم فرارسيد، براى مردم دستور داد، و آنها آن قلعه را فتح نمودند. اين را ابن ابى شيبه چنان كه در الكنز (298/2) آمده، روايت كرده. و همچنان ابن جرير (173/4) از ابوالبخترى روايت نموده، كه گفت: فرمانده مسلمانان سلمان فارسى بود، و مسلمانان وى را دعوت دهنده اهل فارس گردانيده بودند. عطيه مي‏گويد: او را براى دعوت نمودن اهل بهر سير (ده ارد شير) امير ساخته بودند، و همچنان او را در روز قصر سفيد امير مقرر نمودند، و او آنها را سه روز دعوت نمود و حديث را در دعوت نمودن سلمان به معناى آنچه گذشت ذكر نموده.
    
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2061.txt">نماز ابن مسعود و ابن عباس در  ميان مغرب و عشاء</a><a class="text" href="w:text:2062.txt">اهتمام و توجه به نفل‏ها در وقت داخل شدن به منزل و بيرون شدن از آن</a><a class="text" href="w:text:2063.txt">نماز تراويح  ترغيب پيامبر ص به نماز تراويح</a><a class="text" href="w:text:2064.txt">ابى بن كعب و امامت تراويح براى مردم در زمان پيامبر ص و در زمان عمر(رض)</a><a class="text" href="w:text:2065.txt">عمر و روشن نمودن مساجد تا در آن ها تراويح خوانده شود و دعاى على به اين سبب برايش</a><a class="text" href="w:text:2066.txt">ابى، تميم دارى و سليمان بن حثمه و امامت مردم در تراويح</a><a class="text" href="w:text:2067.txt">ابى و امامت نمودن به زنانش در نماز تراويح در خانه اش</a><a class="text" href="w:text:2068.txt">نماز توبه</a><a class="text" href="w:text:2069.txt">نماز حاجت   نماز انس (رض) به خاطر حاجت و برطرف شدن حاجتش</a><a class="text" href="w:text:2070.txt">نماز پيامبر ص به خاطر شفاى على و شفاى على به آن </a></body></html>نماز ابن مسعود و ابن عباس در  ميان مغرب و عشاء
طبرانى در الكبير از عبدالرحمن بن يزيد روايت نموده، كه گفت: در يك ساعتى هرگاه كه نزد ابن مسعود (رض) مي‏آمدم، او را مي‏يافتم كه نماز مي‏گزارد، ما بين مغرب و عشاء، بنا بر اين عبداللَّه را پرسيده گفتم: در يك ساعتى هر گاهى كه نزدت آمدم، تو را دريافتم كه نماز مي‏گزارى، گفت: اين ساعت غفلت است. هيثمى (230/2) مي‏گويد: در اين ليث بن ابى سليم آمده، و درباره‏اش سخن است. و نزد وى همچنان از اسودبن يزيد روايت است كه گفت: عبداللَّه بن مسعود فرمود: چه ساعت نيكويى است وقت غفلت - يعنى نماز در  ميان مغرب و عشاء -. هيثمى (230/2) مي‏گويد: در اين جابر جعفى آمده، و درباره‏اش كلام زيادى است. و ابن زنجويه از ابن عباس (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده، كه گفت: ملائك اطراف كسانى را كه در  ميان مغرب و عشاء نماز مي‏گزارند احاطه مي ‏كنند، و اين نماز باز گردندگان به سوى حق و توبه كنندگان است. اين چنين در الكنز (193/4) آمده است.
 
اهتمام و توجه به نفل‏ها در وقت داخل شدن به منزل و بيرون شدن از آن
ابن المبارك در الزهد به سند صحيح از عبدالرحمن بن ابى ليلى روايت نموده، كه گفت: مردى با همسر عبداللَّه بن رواحه (رض) ازدواج نمود، و او را از عملكرد ابن رواحه پرسيد، پاسخ داد: وى چون مي‏خواست ازخانه‏اش بيرون برود دو ركعت نماز مي‏خواند، و وقتى به خانه‏اش بر  ميگشت، دو ركعت نماز مي‏گزارد، و آن را ترك نمى‏نمود. اين چنين در الاصابه  (306/2) آمده است.
 
نماز تراويح  ترغيب پيامبر ص به نماز تراويح
مسلم از ابوهريره (رض) روايت نموده، كه گفت: رسول خدا ص به قيام رمضان ترغيب مي‏نمود، بدون اينكه ايشان را به انجام آن مأمور سازد، و مي‏گفت: «كسى كه در رمضان با ايمان و نيت اجر و ثواب قيام نمايد، گناهان گذشته‏اش بخشيده مي‏شود». اين چنين در الرياض آمده، و آن را در جمع الفوائد از ائمه شش گانه ذكر نموده و افزوده است: بعد پيامبر ص درگذشت و مسئله در زمان خلافت ابوبكر (رض) و ابتداى خلافت عمر (رض) بدين منوال بود.
 
ابى بن كعب و امامت تراويح براى مردم در زمان پيامبر ص و در زمان عمر(رض)
ابوداود به اسناد ضعيف از ابوهريره روايت نموده، كه گفت: رسول خداص در رمضان در حالى نزد مردم بيرون رفت، كه آنان در يك گوشه مسجد نماز مي‏گزاردند، آن گاه گفت: «اينان كيستند؟» به او گفته شد: اينان مردمانى‏اند، كه قرآن حفظ ندارند، و ابى بن كعب براى شان نماز مي‏دهد، وآنان در عقب وى نماز مي‏گزارند، فرمود: «به حق رسيده‏اند، و كار نيكويى انجام داده‏اند». اين چنين در جمع الفوائد آمده است. مالك، بخارى، ابن خزيمه و غير ايشان از عبدالرحمن بن عبدالقارى روايت نموده ‏اند كه گفت: با عمر بن خطاب (رض) شبى در رمضان به سوى مسجد بيرون رفتم، ناگهان متوجه شديم، كه مردى پراكنده و متفرق‏اند، مردى براى خودش نماز مي‏خواند، و گروهى از عقبش همان نماز روى را مي‏گزارند، آن گاه عمر گفت: من بر اين باور هستم كه اگر اينان را بر يك قارى جمع نمايم بهتر و افضل خواهد بود، بعد از آن تص ميم گرفت و ايشان را بر ابى بن كعب جمع نمود. باز شب ديگرى با وى بيرون رفتم و مردم در عقب قارى خويش نماز مي‏گزاردند، عمر گفت: بدعت نيكويى است اين!! آنچه از آن مي‏خوابيد، از آنچه ب