 انى خائف مستجير فاجرنى من عذابك، و سائل فقير فارزقنى من فضلك، لامذنب فاعتذر، و لا ذوقوة فانتصر، ولكن مذنب مستغفر). ترجمه: «بار خدايا، من وحشت زده پناه جويم، برايم از عذابت امان ده، و سئوال كننده بينوايم، از فضلت برايم رزق ده، نه گناهكارم كه معذرت بخواهم،  و نه از قوتى برخوردارم كه كا مياب شوم، ولى گناهكارم و مغفرت مي‏طلبم». مي‏گويد: بعد ابودرداء صبح نمود، و آن‏ها را براى يارانش، از بس كه خوشش آمده بودند،  مياموزانيد. 
و بخارى در الادب المفرد (ص99) از تمامه بن حزن روايت نموده، كه گفت: شيخى را شنيدم كه به صداى بلندش فرياد مي‏نمود: (اللهم انى اعوذبك من الشر لا يخلط شى‏ء). ترجمه: «بار خدايا، من به تو از شرى پناه مي‏برم، كه چيزى همراهش خلط نباشد». گفتم: اين [شيخ] كيست؟ گفته شد: ابودرداء.
و حاكم از ابودرداء روايت نموده كه وى مي‏گفت: (اللهم انى اعوذبك آن تعرض على اخى عبداللَّه بن رواحة من عملى ما يستحى منه). ترجمه: «بار خدايا، من به تو پناه مي‏برم، از اين كه از عملم بر برادرم عبداللَّه بن رواحه چيزى را عرضه نمايى كه ازآن حيا نمايد». اين چنين در الكنز (306/1) آمده است.
 
دعاهاى عبداللَّه بن عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما)
ابونعيم در الحليه  (308/1) از نافع از ابن عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده، كه وى بر صفا دعا مي‏نمود: (اللهم اعصمنى بدينك و طواعيتك و طواعية رسولك. اللهم جنبنى حدودك. اللهم اجعلنى ممن يحبك، و يحب ملائكتك، و يحب رسلك، و يحب عبادك الصالحين. اللهم حببنى اليك و الى ملائكتك و الى رسلك و الى عبادك الصالحين. اللهم يسرنى لليسرى، و جنبنى العسرى، و اغفرلى فى الاخرة و الاولى، واجعلنى من ائمة المتقين. اللهم انك قلت: [ادعونى استجب لكم] و انك لا تخلف ال ميعاد. اللهم اذ هديتنى للاسلام فلا تنزعنى منه و لا تنزعه منى حتى تقبضنى و انا عليه).
ترجمه: «بار خدايا،مرا بر دينت، طاعتت و طاعت رسولت نگه دار. بار خدايا، مرا از حدودت باز دار. بار خدايا مرا از كسانى بگردان كه دوستت مي‏دارند، ملائكت را دوست مي‏دارند ، رسولانت را دوست مي‏دارند و بندگان صالحت را دوست مي‏دارند. بار خدايا، مرا نزد خودت، ملائكت، رسولانت و بندگان صالحت محبوب گردان. بار خدايا، مرا براى آسانى آماده و آسان گردان، و از سختى و مشكل بازم دار، و برايم در آخرت و دنيا ببخشاى، و مرا از امامان متقى بگردان. بار خدايا، تو گفته اى: «دعايم كنيد، براى تان قبولش مي‏كنم» و تو وعده‏ات را خلاف نمى‏كنى. بار خدايا وقتى مرا به اسلام هدايت نمودى، ديگر مرا از آن بيرون مكن و آن را از من بيرون مكن، تا در حالى قبضم نمايى كه من بر آن باشم». وى به اين دعا، و دعاى طويل ديگرى كه داشت بر صفا و مروه، و در عرفه و جمع  و بين دو جمره  و در طواف دعا مي‏نمود.
و ابونعيم در الحليه  (304/1) از عبداللَّه بن سيره روايت نموده، كه گفت: ابن عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما) وقتى صبح مي‏نمود مي‏گفت: (اللهم اجعلنى من اعظم عبادك عندك نصيبا فى كل خير تقسمه الغداء، و نورا تهدى به، و رحمة تنشرها وزرقا تبسطه، و ضرا تكشفه، و لاء ترفعه، و فتنةً تصرفها). ترجمه: «بار خدايا، مرا بزرگترين بهره‏مند از  ميان بندگانت در هر خيرى كه اين بامداد تقسيم مي‏كنى، و هم چنان بزرگترين بهره‏مند از نورى كه به آن هدايت مي‏نمايى، رحمتى كه پراكنده و منتشر مي‏سازى، رزقى كه پهن مي‏گردانى، ضررى كه دور مي‏سازى، بلايى كه بلندش مي‏نمايى و فتنه‏اى كه بر مي‏گردانى بگردان». طبرانى اين را ازوى به مثل آن روايت نموده است.هيثمى (184/10) مي‏گويد: رجال آن رجال صحيح اند.
 
دعاهاى عبداللَّه بن عباس (رض)
بزار از سعيدبن جبير روايت نموده كه ابن عباس (رضى‏ اللَّه  عنهما) مي‏گفت: (اللهم انى اسالك بنور و جهك الذى اشرقت له السماوات والارض، ان تجعلنى فى حرزك و حفظك و جوارك و تحت كنفك). ترجمه: «بار خدايا، من تو را به نور و جهت كه آسمان‏ها و ز مين از آن روشن گرديده‏اند سئوال مي‏كنم، كه مرا در پناه، حفظ، امان و زير رعايت خود بگردانى». هيثمى (184/10) مي‏گويد: رجال آن رجال صحيح‏اند.
وبخارى در الادب المفرد (ص100) از سعيد روايت نموده، كه گفت: ابن عباس مي‏گفت: (اللهم قنعنى و بارك لى فيه، واخلف على كل غائبة بخير). ترجمه: «بار خدايا، برايم قناعت نصيب گردان، و در آن  برايم بركت بده، و بر هر غائبم به خير و سلامتى جانشين و نگهبان باش.
و اسماعيل قاضى از طاووس روايت نموده، كه گفت: از ابن عباس شنيدم كه مي‏گويد: «اللهم تقبل شفاعة محمدالكبرى، وارفع درجة العليا، و اعطه سؤله فى الاخرة و الاولى كما آتيت ابرايم و موسى عليهما السلام». ترجمه: «بار خدايا، شفاعت بزرگ محمد ص را قبول فرما، و درجه بلندش را بلند گردان، و سئوالش را در آخرت و دنيا بده، چنان كه براى ابراهيم و موسى عليهماالسلام دادى». ابن كثير در تفسيرش (513/3) مي‏گويد: اسناد آن جيد، قوى و صحيح است.
 
دعاى فضاله بن عبيد (رض)
طبرانى از ام الدرداء (رضى‏ اللَّه  عنها) روايت نموده، كه گفت : فضاله بن عبيد (رضى اللَّه عنه) مي‏گفت: (اللهم انى اسالك الرضى بالقضاء و القدر، و برد العيش بعدالموت، و لذة النظر الى وجهك، والشوق الى لقائك فى غير ضراء مضرة و لا فتنة مضلة). ترجمه: «بار خدايا، من از تو رضاى به قضا و قدر، سردى زندگى بعد از مردن، لذت ديدن به سويت و شوق لقايت را، بدون عائد شدن ضرر مضر و فتنه گمراه كننده، طلب مي‏كنم». و ادعا مي‏نمود، كه اين‏ها دعاهايى اند كه رسول خدا ص به آن‏ها دعا مي‏نمود. هيثمى (177/10) مي‏گويد: اين را طبرانى در الأوسط و الكبير روايت نموده، و رجال آن‏ها ثقه‏ اند.
 
دعاى ابوهريره (رض): اللهم انى احب لقاءك فاحب لقائى
ابن سعد (339/4) از مقبرى از ابوهريره (رض) روايت نموده كه: مروان نزد وى در همان مريضى اش كه در آن درگذشت داخل شد، و گفت: اى ابوهريره، خداوند برايت شفا دهد، ابوهريره گفت: (اللهم انى احب لقاءك فاحب لقائى). ترجمه: «بار خدايا، من ملاقاتت را دوست مي‏دارم، بنابراين ملاقاتم را دوست بدار». مي‏گويد: تا هنوز مروان به اصحاب القطا نرسيده بود، كه ابوهريره درگذشت.
 
دعاى اصحاب (رضى‏ اللَّه  عنها) وقتى سال يا ماه داخل مي‏شد و وقتى داخل قريه‏اى مي‏شدند
طبرانى در الأوسط از عبداللَّه بن هشام روايت نموده، كه گفت: اصحاب رسول خدا ص وقتى سال يا ماه داخل مي‏شد، اين دعا را مي‏آموختند: (اللهم ادخله علينا بالامن والايمان، السلامة والاسلام، و رضوان من الرحمن، جوار من الشيطان). ترجمه: «بار خدايا، آن را بر ما به امن، ايمان، سلامتى، اسلام، رضامندى رحمان و پناه از شيان داخل گردان». هيثمى (139/10) مي‏گويد: اسناد آن حسن است، و در حاشيه‏اش از ابن حجر نقل شده: در آن رشدين بن سعد آمده، و ضعيف مي‏باشد.
و بزار از ابوامامه بن سهل از ابوهريره روايت نموده، كه گفت: برايش گفتم: قوم وقتى وارد قريه‏اى مي‏شدند يا به قريه‏اى آشكار مي‏گرديدند، از چه مي‏ترسيدند كه اين را مي‏گفتند: (اللهم اجعل فنا فيها 