 کلسترون خون و نفوذ آن در دیواره‌ی سرخ‌رگها، و عامل سرطان کولون، برخی بیماریهای قلب و رگها، یبوست، بعضی بیماریهای واریس، بیماریهای دیافراگم و آپاندیست به سبب کمبود الیاف در غذا پدید می‌آید.
بنابراین ناچار باید به همان چیزی که خداوند آفریده بازگشت، پس هر چیز را آن گونه که خداوند درست کرده بخورید، بدون این که دستی در آن ببرید و کم و زیادی در آن ایجاد کنید، غذا را به روشها و شیوه‌های نوین مصرف نکنید، بلکه آن گونه میل نمایید که خداوند خواسته است.
دانشمندان این کشف را نقطه‌ی عطف چهارمی در راه بهداشت، سلامتی و غذا دانسته‌اند، بنابراین بگذارید غذایتان بدون پیرایش و افزایش باشد، بدون دور انداختن الیاف و پوسته‌هایی که گمان می‌رود فایده‌ای ندارد و دستگاه گوارش نمی‌تواند هضمش کند، بلکه در حقیقت این چنین نیست.
از ما خواسته شده که حکمت پروردگار در آفرینش هر چیزی را دریابیم و نمی‌زیبد که آفریده‌ی خدای بزرگ را دگرگون سازیم یا تعدلیش کنیم.دنیای میکروبها به این تازگیها کشف شده است. کلمه‌ی «جرثوم» یا میکروب در لغت به معنای اصل و ریشه‌ی هر چیزی است، و این موجود بسیار ریز که با چشم غیرمسلح نمی‌توان دید و با حواس درک نمی‌شود، میکروب نامیده می‌شود، چون اصل و اساس بیماری است. در قرآن کریم اشاره‌ای کوچک به این موضوع شده است، آن جا که می‌فرماید :
فَلَاأُقْسِمُ بِمَا تُبصِرُون (38) وَ مَا لاتُبْصِرُون 	(حاقه : 38 و 39)
«قسم به آن چه می‌بینید و آن چه نمی‌بینید».
آن چه نمی‌بینیم غیب نسبی است، اما غیب مطلق آن است که اصلاً در محدوده‌ی زندگانی ما نیست، برخلاف غیب نسبی که در زندگی ما هست، اما حواس ما ازدرک یا مشاهده‌ی آن ناتوان است. سؤال مهمی که هست این که این موجودات ریز که در تمام زندگی، در خوردنی و نوشیدنی، تنفس و در برخورد انسانها با یکدیگر و در حرکات و سکنات آنها هست، آیا نباید در شریعت که از سوی خدای عزوجل آمده، چیزی درباره‌ی این موجودات باشد؟
در خون انسان سه عنصر وجود دارد؛ گلبولهای قرمز که خود بحث مفصلی می‌خواهد، گلبولهای سفید و ذرات شناور.
گلبولهای سفید لشکری است که کار مهم دفاع از بدن در برابر هرگونه حمله‌ی از جانب میکروبها را به عهده دارد و پزشکان آن را سیستم دفاعی بدن می‌نامند. این گلبولها در خون در گردشند و وضعیت منحصربه‌فردی دارند، می‌توانند در خلاف مسیر جریان خون روان شوند، و از رگهای خونی بیرون بروند و وارد بافتهای عضله‌ای شوند، همچنین می‌توانند تمام انتظامات تحکیم یافته‌ای را که در بدن هست، بشکافد و از آن بگذرند.
پس جا دارد بپرسیم این گلبولهای سفید چی هستند؟ قلعه‌هایی دارند که در آن پناه می‌گیرند و از آن بیرون می‌روند. اما این قلعه‌ها دیگر چیستند؟ عقده‌های لنفاوی است و به قلعه‌هایی می‌ماند که شمار بسیار زیادی از گلبولهای سفید درآن جای دارند.
بعضی از دانشمندان می‌گویند : گروهی از این گلبولها کار جستجو و کسب اطلاعات را به عهده دارند، و هرگاه میکروب بیگانه‌ای وارد بدن شود، این گروه برای شناسایی آن به آن نزدیک می‌شوند تا ساختار ترکیبی و نقاط ضعف آن را بشناسند و بدانند چه چیزی آن را از کار می‌اندازد، و چگونه می‌توانند آن را دستگیر کنند و یا از بین ببرند. این گلبولهای سفید که گویی موجودات عاقلی با بالاترین درجه‌ی زیرکی و هوشیاری هستند، به جاهای اصلی خود یعنی عقده‌های لنفاوی برمی‌گردند تا طبیعت میکروب، نقاط ضعف و روش نابودی آن را به آزمایشگاهایی که در این عقده‌ها کارساخت مواد ضد میکروب را به عهده دارد، گزارش دهند.
گلبولهای سفید دیگری وجود دارند که مسؤول ساخت اسلحه هستند. گروه اول کار جستجو و اطلاع‌رسانی را به عهده داشتند و این گروه اسلحه می‌سازد. یعنی در این عقده‌ها سرمهایی تولید می‌شود که می‌تواند میکروب را از پای در بیاورد.
گروه دیگری که طبیعتی بسیار کشنده دارد، به راه می‌افتد، این پادزهرها را برمی‌دارد و به سرعت به سوی میکروب می‌رود و آن را محاصره می‌کند تا بالأخره نابودش سازد. هرگاه انسان بر روی جاهایی از بدنش لکه‌های سفیدی ببیند، بداند که آن جا جنگ ویران‌گری بین گلبولهای سفید و میکروب بیگانه در حال روی دادن است.
یک سری خط‌های دفاعی نیز در بدن هست که گروه جستجوگر گلبولهای سفید خط اول را و عقده‌های لنفاوی خط دوم از آن را تشکیل می‌دهد. چنان چه میکروب از عقده‌های لنفاوی بگذرد، فرمان بسیج عمومی در سراسر بدن اعلام می‌شود، و در نتیجه دمای بدن بالا می‌رود، و بدن در انجام کارهای روزانه‌اش ضعیف می‌شود و بالأخره علایمی که بر وجود بیماریی میکروبی کلی در بدن اشاره یا دلالت می‌کند، ظاهر می‌شود.
این سیستم دفاعی بدن است با سه ماده‌ی اساسی و عناصر اطلاعاتی یا جستجوگر، سازنده و کشنده، با این سه گروه و نیز به کمک فرماندهی مرکزی و خطهای اندیشمندانه به دفاع از بدن می‌پردازد. اما گاهی این دستگاه مورد حمله قرار می‌گیرد و احیاناً از بین می‌رود، مانند حالتی که در بیماری ایدز پیش می‌آید که امروزه در تمام دنیا درباره‌ی آن بحث می‌شود. از طرفی دیگر در سالهای اخیر بیماری کشنده‌ی التهاب ریه‌ها (سارس) شایع شده است، پس نباید فراموش کرد که همیشه سنت خدا در میان آفریدگانش برقرار است. اما آن چه برای من بیشتر جلب توجه می‌کند این است که پیامبر آن طور که در برخی از حدیث‌ها آمده، چیزهایی درباره‌ی این بیماری یادآوری کرده است، مثلاً از عبدالله بن عمر روایت شده که پیامبر به نزد ما آمد و فرمود : «یا معشرَ المهاجرینَ خمسٌ إِذا ابتُلِتُیمْ بهِنَّ و أَعوذ باللهِ أَنْ تدرکوهُنَّ، لَمْ تَظهرِ الفاحشه فی قومٍ قطّ حتی یُعلنوا بها إِلّا فشا فیهم الطاعون و الأوجاع التی لم تکن مَضَتْ فی أَسلافهم الذینَ مضوا، ولَمْ ینقصوا المکیالَ و المیزان إِلّا أُخِذُوا بالسنین و شدّه المؤونه و جور السلطان علیهم، وَلَم یمنعوا زکاه أَموالهم إِلَّا منعوا القطر مِن السماءِ و لو لا البهائم لَمْ‌یُمطروا، وَ لم ینقضوا عهدَ الیه و رسوله إِلّا سلّط اللهُ عَلَیهم عدوّاً مِن غَیرهم، فَأَخذوا بعض ما فی أَیدیهم، و مالَمْ تحکُمْ أَئَمَّتُهم بِکتاب اللهِ، و یتخیّروا ممّا أنزلَ اللهُ إِلّا جعلَ اللهُ بأسهم بینهم»(1). یعنی ای گروه مهاجرین پنج چیز هست که از خدا می‌خواهم آن را نبینید و در میانتان شایع نشود، اول هرگاه فحشا در ملتی پیدا آید و آن را آشکار سازند، طاعون و قحطی و گرسنگی در میان آن ملت پیش می‌آید که در گذشتگانشان نبوده، و چون در پیمانه، وزن و ترازو کم کنند، دچار گرانی خرج و ستم سلطان بر خود می‌شوند، و اگر زکات مال و داراییهایشان را پرداخت نکنند، از نعمت و رحمت باران محروم می‌گردند و اگر به خاطر حیوانات و چهارپایان نباشد هیچ بارانی در سرزمینشان نخواهد بارید، و اگر پیمان خدا و پیامبرش را بشکنند، خداوند دشمنی بیگانه را برآنها چی